نقد سریال وحشی/ تصویری واقع گرایانه از فروپاشی روانی انسان

نقد سریال وحشی/ تصویری واقع گرایانه از فروپاشی روانی انسان

در هفته های اخیر اینستاگرام پر از سکانس های مختلف سریال وحشی شده است.

به گزارش صبح به نقل از فرارو، این سریال داستان شخصی است که سعی می کند زندگی سالمی داشته باشد اما برای زنده ماندن کم کم به یک هیولای وحشی تبدیل می شود. اما این سوال مطرح می شود که چرا با وجود نوع فضای سریال و ژانر درام، صحنه هایی از آن در فضای مجازی وایرال شده است؟

سریال «وحشی» شخصیت محور است. در فصل دوم تغییرات داوود و رها را روایت می کند. جایی که داوود از زندان آزاد می شود و برای آزادی دست به هر کاری می زند. هومن سیدی بیننده را وادار می کند تا با داوود، شخصیت طرد شده از سوی جامعه و انسان ها همدلی کند. مهمترین نکته در مورد این سریال تعلیق هوشمندانه ای است که برگرفته از مضامین واقع گرایانه است. همان چیزی که تماشای داستان را برای مخاطب جذاب می کرد، در عین حال باعث می شد مشکل شخصیت پردازی برای مخاطب به چشم نیاید.

«وحشی» از دیالوگ هایی استفاده می کند که مخاطب به راحتی می تواند با آنها ارتباط برقرار کند. با پیشرفت سریال، فروپاشی روانی دیوید به اوج خود می رسد. هومن سیدی این شخصیت را در موقعیت هایی قرار می دهد که ذره ذره هویت او به عنوان یک انسان انکار می شود. با گذشت زمان تبدیل به انسانی می شود که چاره ای جز پذیرش ذلت برای بقا ندارد. داود نمونه کاملی از انسان است که در جامعه امروزی به وفور دیده می شود. افرادی که چیزی برای از دست دادن ندارند و حاضرند برای رسیدن به حداقل ها، هر حقارتی را بپذیرند.

ضربه نهایی زمانی بر بدن دیوید وارد می شود که مجسمه رها به عنوان تنها روزنه ای برای بازگشت به زندگی سالم فرو می ریزد. تحقیر او در برابر رقیب عشقی چیزی بیش از یک طرد ساده است، اتفاقی که بذر نفرت عمیق را در قلب دیوید می کارد. دیوید به وضوح می‌داند که چاره‌ای جز دور زدن قوانین برای پس گرفتن حق خود ندارد. زیرا قانون مدار بودن موجب فقر و ذلت نشده است.

داوود اشرف نماد بارز عجز مردمی است که تحت فشار نابود شده اند و اکنون چیزی برای از دست دادن ندارند. او نماد فقر نیست، بلکه انسانی چند بعدی است که درماندگی و خشم سرکوب شده اش در چهره اش دیده می شود. داوود محصول جامعه ای است که مدام او را هیولا می بینند و راهی برای بازگشت درست برایش نگذاشته اند. در نهایت، شخصیت می پذیرد که برای فرار از تحقیر باید وحشی باشد. او انسانی است محدود به ارتجاع، همه رفتارش از سکوت، خشم، اصرار بر آزادی و تسلیم خسرو ناشی می شود، نه از اراده او که از فشار شرایط و ساختاری که اجازه هر عمل دیگری را از او گرفته اند. شرایطی که ممکن است برای تک تک افراد جامعه پیش بیاید و دور از انتظار نیست که اطرافیانمان برای بقای زندگی به وحشی و هیولا تبدیل شوند. در واقع «وحشی» نه به خاطر داستانی پیچیده و فضای مناسب، بلکه به این دلیل که تصویری دقیق از فروپاشی انسان ها را نشان می دهد، مهم و تأثیرگذار است.