بررسی سری اندلرن وحشی

بررسی سری اندلرن وحشی

سریال “وحشی” هشداری است در مورد اینکه چگونه یک فرد عادی می تواند به موجودی بی رحم تبدیل شود. اتفاقی که دور از واقعیت جامعه امروزی نیست.

این مجموعه داستان شخصی را روایت می کند که سعی می کند زندگی سالم و درستی داشته باشد، اما کم کم تبدیل به شخصیتی خشن و بی بند و بار می شود تا زنده بماند. با توجه به فضاسازی و درام جدی نمایش، این سوال پیش می آید که چرا قسمت هایی از آن در شبکه های اجتماعی بازتاب گسترده ای داشته است؟

«وحشی» یک سریال شخصیت محور است. در فصل دوم، دگرگونی های داوود و رها محور روایت است. جایی که داوود پس از بیرون آمدن از زندان به هر اقدامی برای رسیدن به آزادی متوسل شد. در این نمایش هومن سیدی مخاطب را وادار به همدلی با داوود می کند. شخصیتی که توسط جامعه و اطرافیانش طرد می شود. یکی از نقاط قوت سریال تعلیق حساب شده آن بر اساس مضامین واقع گرایانه است. این ویژگی باعث جذابیت تماشای داستان می شود و در عین حال ضعف های احتمالی در شخصیت پردازی را کمتر نمایان می کند.

نقد سریال وحشی.

روایت تبدیل انسان به “وحشی”

در سریال باوه دیالوگ ها به گونه ای طراحی شده اند که مخاطب به راحتی با آنها ارتباط برقرار کند. با پیشروی داستان، فروپاشی ذهنی دیوید شدیدتر می شود. سیدی این شخصیت را در موقعیت هایی قرار می دهد که هویت انسانی اش کم کم از بین می رود. کم کم تبدیل به فردی می شود که برای ادامه زندگی باید حقارت را بپذیرد. دیوید نمونه ای آشنا از افراد جامعه امروزی است. کسانی که چیزی برای از دست دادن ندارند و حاضرند هر سختی را تحمل کنند تا به حداقل ها برسند.

ضربه نهایی زمانی وارد می شود که تصویر رها شدن به عنوان تنها امید بازگشت به زندگی عادی نیز فرو می ریزد. تحقیر شدن توسط رقیب عشقی چیزی بیش از طرد شدن نیست و بذر کینه عمیقی را در قلب دیوید می کارد. او به این نتیجه می رسد که برای بازپس گیری حق خود باید قوانین را زیر پا بگذارد. زیرا تبعیت از قانون جز فقر و ذلت برای او به ارمغان نیاورده است.

داوود اشرف نماد عجز مردمانی است که تحت فشارهای دائمی از پا افتاده اند و چیزی برای از دست دادن ندارند. او نه تنها نماد فقر، بلکه شخصیتی چند وجهی است که مخاطب در چهره اش درماندگی و خشم سرکوب شده را می بیند. داوود محصول جامعه ای است که همیشه او را یک هیولا می دیدند و راهی برای او باقی نگذاشتند. در نهایت، شخصیت می پذیرد که برای فرار از تحقیر باید «وحشی» باشد.

او انسانی است محدود به «واکنش»; سکوت او، خشم او، مبارزه او برای آزادی و حتی تسلیم او در برابر خسرو، محصول اراده فردی نیست، بلکه نتیجه فشار شرایط و ساختاری است که امکان هر انتخاب دیگری را از بین برده است. وضعیتی که ممکن است برای هر فردی در جامعه پیش بیاید و دور از ذهن نیست که اطرافیان ما برای زنده ماندن به موجوداتی خشن و بی رحم تبدیل شوند.

در واقع اهمیت و تأثیر «وحشی» نه از پیچیدگی داستان یا فضا، بلکه از بازنمایی بصری و دقیق فروپاشی انسان ناشی می شود.

منبع: فرارو