سابق بر این دنیای هر روز غرقه در اقبانوس اینترنت میشدم و مهمترین کارم ماموریت یافتن سوژه بود و سوژههای انقدر زیاد بودند که تنها درصد محدودی از آنها نوشته میشد. الان اما حرف و سخن و سوژه آنقدر خصوصی است و گوش برای گفتن میخواهد که حتی در ذهن برای خودم هم مرتباش نمیکنم.
اگر وصل باشم در سایت چند کتابفرشی آنلاین کتابها نو و دست دوم هستم. با خودم خیال میکنم که این کتاب نو که توضیحات خاصی پایش نوشته نشده در چه موردی است.
در مورد کتابهای و مجلههای کهنه داستان نوستالژیکتر است. مثل قصهای تصور میکنم که هر یک با شوق و ذوق و اهتمامی نوشته شدهاند، فونتها و طراحی روجلدشان را نگاه میکنم، با توجه به کتابهایی که دارم میدانم از کدام انتشاراتی است و تصور میکنم که چه مفاهیم کهنهای که لابلای آنها مدفون شدهاند و خاک گرفتهاند و با کمی ویرایش و پدیدآوردنگی نو میشوند. حتی با خودم گفتم میشود صدها روجلد مات این دست سایتها را با هوش مصنوعی تبدیل به روجلدهای واضح کرد و پروژهای شروع کرد. اما این پروژهها که از فرد برنمیآیند و نهادی باید باشد برای این کار و پویا کردن فرهنگ.
درست مثل افکار که شاید یک زمانی تند و تیزتر و درخشانتر از امروز بود. به قول آن ترانه مانند یک الماس تراشنخورده بود، اما به هر تقدیر ندرخشید! واقعیت مانند غباری روی آن نشت و جلایش را زدود.
و اینک با تجربهای که کاش نبود، با تحلیلی که کاش میشد نوشت، با تکه پارههایی از چیزهایی که میشنوم، میبینم دستکم تصویر محو حقیقت را و این حقیقت چقدر تلخ است!
سایت عزیرترین چیز برای من و فرزند مجازیام بود و هست، اما عصر داشتم فکر میکردم باید از نو ساخته شود و با نظم و آرایشی جدید و البته به زبانی دیگر! البته تصمیم شتابزده عصرم بود صرفا.
خواستم یک تصویر بیربط را تبدیل به عکس شاخص کنم که پست بیعکس نماند ولی با خودم گفتم بگذار همینطور بیعکس باشد. با عکس بودن دروغ کفتن به شماست.

![دانلود رایگان سریال ترکی بابا قسمت ۸ دوبله فارسی +[زمان پخش از جم سریز] – اندلرن دانلود رایگان سریال ترکی بابا قسمت ۸ دوبله فارسی +[زمان پخش از جم سریز] – اندلرن](https://figar.ir/wp-content/uploads/2023/01/baba.jpg)




ارسال نقد و بررسی