خودروی فورد تاندربرد ۱۹۶۶؛ پروازِ فیروزه‌ای بر فرازِ دره‌یِ رهایی | بازیگرها

خودروی فورد تاندربرد ۱۹۶۶؛ پروازِ فیروزه‌ای بر فرازِ دره‌یِ رهایی | بازیگرها

در تاریخِ سینما، کمتر خودرویی توانسته است مانندِ فورد تاندربرد مدل ۱۹۶۶ (Ford Thunderbird) به نمادی از عصیان و جستجویِ هویت تبدیل شود. وقتی ریدلی اسکات (Ridley Scott) در سال ۱۹۹۱ فیلمِ «تلما و لوئیز» (Thelma & Louise) را بر پرده‌یِ نقره‌ای آورد، تاندربرد فیروزه‌ای‌رنگ تنها یک وسیله‌یِ نقلیه برایِ فرار نبود؛ بلکه شخصیتی بود که پا‌به‌پایِ دو قهرمانِ زنِ فیلم، مسیرِ سختِ رهایی از قید-و-بندهایِ اجتماعی را طی کرد. این خودرو که در میانِ علاقه‌مندان به دنیایِ کلاسیک با لقبِ «فلیر بِرد» (Flair Bird) شناخته می‌شود، اوجِ طراحیِ لوکس و جسورانه‌یِ دهه‌یِ شصتِ میلادیِ آمریکا بود. تاندربرد ۱۹۶۶ با بدنهِ کشیده و چراغ‌هایِ عقبِ یکپارچه، تجسمِ کاملِ رویایِ آمریکایی در جاده‌هایِ بی‌پایانِ غرب محسوب می‌شد؛ رویایی که در نهایت با یک پروازِ ابدی در خاطره‌ها ماندگار شد.

جادویِ حضورِ تاندربرد در این فیلم، از تضادِ عمیقِ میانِ ظرافتِ این خودرو و خشونتِ محیطِ پیرامونش نشأت می‌گیرد. ریدلی اسکات، با وسواسی مثال‌زدنی، تاندربرد را نه به عنوانِ یک خودرویِ عضلانیِ خشن، بلکه به عنوانِ یک «کشتیِ جاده‌ایِ» لوکس انتخاب کرد تا معصومیتِ اولیه‌یِ شخصیت‌ها را نشان دهد. اما همین خودرویِ لوکس، در دستانِ تلما و لوئیز، به ابزاری برایِ درهم‌شکستنِ مرزها تبدیل شد. جالب است بدانید که برایِ ثبتِ آن سکانسِ پایانیِ نمادین، ریدلی اسکات با چنان محدودیتِ زمانیِ عجیبی رو‌به‌رو بود که تماشاگرانِ معمولی هرگز تصورش را نمی‌کنند. در این مقاله، ما به کالبدشکافیِ فنیِ نسلِ چهارمِ تاندربرد می‌پردازیم و تحلیل می‌کنیم که چگونه این مدلِ خاص، با موتورهایِ حجیمِ سریِ FE و طراحیِ کابینِ الهام‌گرفته از هواپیما، به ماندگارترین خودرویِ جاده‌ای (Road Movie) در تاریخِ سینمایِ مدرن تبدیل شد.

خودروی فورد تاندربرد ۱۹۶۶؛ پروازِ فیروزه‌ای بر فرازِ دره‌یِ رهایی | بازیگرها

۱- مأموریتِ غیرممکنِ ریدلی اسکات؛ ۴۵ دقیقه برایِ جاودانگی

یکی از دراماتیک‌ترین حقایقِ پشتِ صحنه فیلمِ تلما و لوئیز، مربوط به فیلم‌برداریِ سکانسِ پایانی و پروازِ فورد تاندربرد به قعرِ دره است. طبقِ گزارش‌هایِ تولید، ریدلی اسکات برایِ ثبتِ این لحظه‌یِ تاریخی تنها ۴۵ دقیقه زمان داشت تا پیش از غروبِ آفتاب و از دست رفتنِ نورِ طلاییِ صحرا، کار را به اتمام برساند. فشارِ عصبی رویِ تیمِ فنی به قدری زیاد بود که هرگونه اشتباه در پرتابِ خودرو می‌توانست کلِ پروژه را با شکستی بزرگ مواجه کند.


آیا می‌دانستید؟
در آن زمان، ریدلی اسکات مجبور شد سه دستگاه فورد تاندربرد مشابه را برایِ این صحنه قربانی کند. از آنجایی که بازسازیِ صحنه‌یِ سقوط غیرممکن بود، هر سه خودرو با سیستم‌هایِ کنترلِ از راهِ دور مجهز شده بودند تا اطمینان حاصل شود که حداقل یکی از آن‌ها با زاویه‌یِ درست در لنزِ دوربینِ اسکات قرار می‌گیرد.

این محدودیتِ زمانی باعث شد که حسِ اضطراب و عجله در بازیگران و صحنه کاملاً واقعی به نظر برسد. تاندربرد در این سکانس، باری دیگر ثابت کرد که بیش از یک آهن‌پاره است؛ او حاملِ روحِ سرکشِ دو انسانی بود که مرگ در آزادی را به زندگی در اسارت ترجیح دادند. نابودیِ این خودروهایِ کلاسیک در پیِ یک هدفِ هنری، از همان زمان بحث‌هایِ زیادی را میانِ کلکسیونرها برانگیخت، اما هیچ‌کس نمی‌تواند منکر شود که بدونِ آن فداکاری، تاریخِ سینما یکی از زیباترین قاب‌هایِ خود را از دست می‌داد.

۲- کالبدشکافیِ فلیر بِرد؛ اوجِ شکوهِ نسلِ چهارمِ تاندربرد

فورد تاندربرد ۱۹۶۶ آخرین سالِ تولیدِ نسلِ چهارمِ این سری بود که با نامِ مستعارِ Flair Bird شناخته می‌شد. در این سال، فورد تغییراتِ ظاهریِ جذابی را اعمال کرد که آن را از مدل‌هایِ ۶۴ و ۶۵ متمایز می‌کرد. طبقِ تحلیل‌هایِ طراحیِ صنعتی، مهم‌ترین ویژگیِ مدلِ ۶۶، جلوپنجره‌یِ جدید و چراغ‌هایِ عقبِ عریض و یکپارچه‌ای بود که به صورتِ سکانسی (Sequential Turn Signals) روشن می‌شدند؛ تکنولوژیِ پیشرویی که در آن دوران چشم‌ها را به خود خیره می‌کرد.

بدنه‌یِ تاندربرد ۱۹۶۶ نسبت به نسل‌هایِ قبلی دارایِ خطوطِ نرم‌تر و آیرودینامیک‌تری بود. طراحیِ موسوم به «Town Landeau» با ستون‌هایِ عقبِ پهن، حسی از امنیت و در عینِ حال لوکس بودن را القا می‌کرد. این خودرو برایِ کسانی ساخته شده بود که می‌خواستند با شکوهِ یک جتِ شخصی رویِ زمین حرکت کنند. ریدلی اسکات به درستی درک کرده بود که برایِ نمایشِ سفری که از یک زندگیِ معمولی آغاز و به یک حماسه‌یِ بزرگ ختم می‌شود، هیچ خودرویی به اندازه‌یِ تاندربرد ۱۹۶۶ با آن ابعادِ بزرگ و وقارِ مثال‌زدنی‌اش مناسب نیست.

۳- نیروگاهِ V8 سریِ FE؛ قدرتِ نرم زیرِ کاپوتِ فیروزه‌ای

در زیرِ کاپوتِ کشیده‌یِ تاندربردِ تلما و لوئیز، یکی از جان‌سخت‌ترین پیشرانه‌هایِ تاریخِ فورد قرار داشت. موتورِ ۳۹۰ اینچِ مکعبی (معادل ۶.۴ لیتر) از سریِ FE که با یک کاربراتورِ چهاردهانه، قدرتی نزدیک به ۳۱۵ اسب‌بخار تولید می‌کرد. طبقِ یافته‌هایِ مهندسیِ کلاسیک، این موتور نه برایِ شتاب‌گیری‌هایِ ناگهانیِ درگ، بلکه برایِ کروز کردنِ (Cruising) طولانی‌مدت در بزرگراه‌هایِ ایالتی با حداکثرِ آرامش طراحی شده بود.

گشتاورِ بالایِ این موتور به تاندربرد اجازه می‌داد علیرغمِ وزنِ سنگینِ دو تُنی‌اش، با نرمیِ فوق‌العاده‌ای حرکت کند. در صحنه‌هایی از فیلم که تلما و لوئیز با سرعتِ بالا از دستِ پلیس می‌گریزند، پایداریِ موتورِ V8 فورد در دورهایِ میانی به وضوح مشهود است. سیستمِ انتقالِ قدرتِ ۳ سرعته‌یِ اتوماتیکِ موسوم به Cruise-O-Matic، تعویضِ دنده‌ها را چنان بی‌صدا انجام می‌داد که راننده تنها صدایِ بم و دل‌نشینِ اگزوز را می‌شنید. این همان قدرتی بود که به قهرمانانِ فیلم اجازه داد تا کیلومترها از تمدن فاصله بگیرند و در دلِ طبیعتِ وحشیِ آمریکا نفوذ کنند.

۴- طراحیِ کابین؛ پرواز با جتِ شخصی رویِ جاده

یکی از دلایلِ اصلیِ محبوبیتِ تاندربرد ۱۹۶۶، طراحیِ داخلیِ انقلابیِ آن بود که مستقیماً از کابینِ خلبانِ هواپیماهایِ جنگنده الهام گرفته شده بود. داشبوردِ خودرو با کنسولِ مرکزیِ کشیده که تا صندلی‌هایِ عقب امتداد می‌یافت، سرنشینان را در بر می‌گرفت. طبقِ استانداردهایِ ارگونومیِ دهه‌یِ ۶۰، استفاده از سوئیچ‌هایِ اهرمی (Toggle Switches) رویِ کنسول و طراحیِ دایره‌ایِ آمپرها، حسِ مدرنیته و پیشرفتِ تکنولوژی را القا می‌کرد.

فرمانِ متحرکِ (Swing-Away Steering Wheel) تاندربرد یکی دیگر از شاهکارهایِ مهندسیِ فورد در آن دوران بود که برایِ سهولتِ سوار و پیاده شدنِ راننده طراحی شده بود. در فیلم، دوربین بارها رویِ جزئیاتِ کابین مکث می‌کند تا حسِ نزدیکیِ دو شخصیت را در این فضایِ محصور و لوکس نشان دهد. صندلی‌هایِ چرمیِ پهن و نرمِ تاندربرد، پناهگاهی بود که تلما و لوئیز در آن، نقشه‌هایِ جسورانه‌یِ خود را می‌کشیدند. این طراحیِ داخلی ثابت کرد که فورد نه تنها به دنبالِ سرعت، بلکه به دنبالِ خلقِ یک تجربه‌یِ حسیِ کامل برایِ خریدارانِ ثروتمندِ خود بوده است.

۵- کالبدشکافیِ سقوط؛ چرا سه تاندربرد قربانیِ هنر شدند؟

تصمیمِ ریدلی اسکات برایِ نابودیِ سه دستگاه فورد تاندربرد ۱۹۶۶ در سکانسِ پایانی، یکی از جنجالی‌ترین لحظاتِ تاریخِ تولیدِ فیلم‌هایِ جاده‌ای است. طبقِ مستنداتِ فنیِ گروهِ بدلکاری، خودرویِ اول برایِ تمرینِ پرتاب با منجنیق استفاده شد، خودرویِ دوم در حینِ فیلم‌برداریِ اصلی از لبه‌یِ پرتگاه سقوط کرد و خودرویِ سوم به عنوانِ رزرو برایِ زوایایِ بسته‌یِ دوربین در نظر گرفته شده بود. این فداکاریِ تکنیکی برایِ این بود که حسِ تعلیق و جاودانگیِ آن لحظه، با هیچ افکتِ کامپیوتری تخریب نشود.


خوب است بدانید:
یکی از خودروهایِ استفاده شده در فیلم که از سقوط نجات یافته بود، سال‌ها بعد در یک وضعیتِ اسفبار پیدا شد. طبقِ پژوهش‌هایِ نوینِ بازسازی، این خودرو با دقتِ وسواسی به حالتِ اولیه بازگردانده شد و امروزه به عنوانِ گران‌قیمت‌ترین تاندربردِ مدلِ ۶۶ در جهان شناخته می‌شود؛ چرا که امضایِ بازیگرانِ اصلی را در محفظه‌یِ داشبورد خود دارد.

دلیلِ اصلیِ اصرارِ اسکات بر استفاده از خودرویِ واقعی، نحوه‌یِ واکنشِ بدنه‌یِ سنگینِ تاندربرد به نیرویِ جاذبه بود. طبقِ قوانینِ بالستیک، سقوطِ یک تودهِ آهنیِ دو تُنی، وقار و سنگینیِ خاصی دارد که مدل‌هایِ مینیاتوری یا جلوه‌هایِ بصری نمی‌توانستند آن را بازسازی کنند. تاندربرد در لحظه‌یِ جدا شدن از زمین، صلبیتِ شاسیِ فولادیِ خود را حفظ کرد و قابِ نهایی را به شکلی ثبت نمود که گویی واقعاً در حالِ پرواز است. این سکانس نه تنها پایانِ فیلم، بلکه پایانِ باشکوهِ عصرِ خودروهایِ غول‌پیکرِ آمریکایی در سینما بود.

۶- کشتیِ معلق؛ جادویِ سیستمِ تعلیقِ سافت-راید

فورد تاندربرد ۱۹۶۶ به سیستمی مجهز بود که در بروشورهایِ زمانِ خود با نامِ «سواریِ رویِ ابر» تبلیغ می‌شد. طبقِ بررسی‌هایِ فنی، سیستمِ تعلیقِ عقبِ این خودرو از نوعِ فنرِ شمشِ چندلایه با کمک‌فنرهایِ زاویه‌دار بود که برایِ جذبِ تمامِ پستی-و-بلندی‌هایِ جاده‌هایِ ناهموارِ آمریکا طراحی شده بود. در فیلمِ تلما و لوئیز، این نرمیِ بیش از حدِ تعلیق، به خودرو اجازه می‌داد تا در جاده‌هایِ خاکیِ بیابانی، نوساناتِ ملایمی داشته باشد که در دوربین بسیار سینمایی به نظر می‌رسید.

این سیستمِ تعلیقِ نرم، در تضاد با سیستم‌هایِ سفتِ خودروهایِ پلیس قرار داشت. در حالی که خودروهایِ تعقیب‌کننده رویِ دست‌اندازها می‌لرزیدند و تکان‌هایِ شدیدی داشتند، تاندربرد با نوعی بی‌خیالیِ اشرافی از رویِ موانع عبور می‌کرد. مهندسانِ فورد در سالِ ۱۹۶۶ با استفاده از بوش‌هایِ لاستیکیِ حجیم در نقاطِ اتصالِ شاسی، لرزش‌هایِ موتورِ V8 را به طورِ کامل مهار کرده بودند. همین ویژگی باعث شد تا تلما و لوئیز بتوانند ساعت‌ها بدونِ خستگی در آن کابینِ مجلل بنشینند و به سویِ سرنوشتِ محتومِ خود برانند.

۷- تقابلِ سبک‌ها؛ تاندربرد در برابرِ ناوگانِ پلیسِ ایالتی

یکی از هوشمندی‌هایِ کارگردانیِ ریدلی اسکات، ایجادِ تضادِ بصری میانِ تاندربردِ شخصیِ تلما و خودروهایِ سازمانیِ پلیس (Police Interceptors) بود. خودروهایِ پلیسِ فیلم که عمدتاً مدل‌هایِ فورد کراون ویکتوریا یا شورولت بودند، ظاهری خشک، مربعی و سیاه-و-سفید داشتند. در مقابل، تاندربرد با رنگِ فیروزه‌ایِ متالیک و خطوطِ منحنیِ بدنه‌اش، نمادی از زنانگی و آزادی بود که در محاصره‌یِ ماشین‌آلاتِ خشنِ مردانه قرار گرفته بود.

طبقِ آمارهایِ عملکردِ خودروهایِ آن دوران، تاندربرد علی‌رغمِ لوکس بودن، به دلیلِ موتورِ حجیمِ ۳۹۰ اینچی‌اش، شتابِ ثانویه‌یِ بسیار خوبی داشت. این ویژگی به دو قهرمانِ فیلم اجازه می‌داد تا در اتوبان‌ها فاصله خود را با تعقیب‌کنندگان حفظ کنند. تاندربرد ۱۹۶۶ در واقع یک «گرند تورر» (Grand Tourer) واقعی بود؛ خودرویی که برایِ طی کردنِ مسافت‌هایِ بسیار طولانی با سرعتِ بالا ساخته شده بود. این برتریِ فنی، به لحاظِ دراماتیک، به مخاطب این امیدِ واهی را می‌داد که شاید آن‌ها واقعاً بتوانند از چنگالِ قانون بگریزند.

۸- نمادگراییِ رنگِ فیروزه‌ای؛ چرا آبیِ کلاسیک انتخاب نشد؟

رنگِ بدنه تاندربرد در فیلم، که با نامِ تجاریِ “Peacock Blue” شناخته می‌شد، یکی از حیاتی‌ترین عناصرِ بصریِ اثر است. ریدلی اسکات به دنبالِ رنگی بود که نه تنها با آسمانِ بی‌کرانِ آریزونا و صخره‌هایِ سرخ‌رنگِ گرند کانیون هم‌خوانی داشته باشد، بلکه حسِ نوستالژیِ دهه‌یِ ۶۰ را نیز زنده کند. طبقِ تئوری‌هایِ رنگ در سینما، فیروزه‌ای نمادی از آرامشِ پیش از طوفان و آرزوهایِ دور-و-دراز است.

در صحنه‌هایِ شب، این رنگ زیرِ نورِ چراغ‌هایِ خیابان، درخششی متالیک و وهم‌آلود پیدا می‌کرد که تنهاییِ دو زن را بیشتر نمایان می‌ساخت. انتخابِ این رنگِ خاص باعث شد تا تاندربرد به جایِ پنهان شدن در محیط، به کانونِ توجهِ هر قاب تبدیل شود. بر اساسِ پژوهش‌هایِ تاریخی در حوزه‌یِ رنگ‌هایِ خودرو، فورد در سالِ ۱۹۶۶ بیش از ۱۵ طیفِ مختلفِ آبی و سبز ارائه می‌داد، اما گزینه‌یِ فیروزه‌ای به دلیلِ درخششِ ذراتِ نقره در لایه‌یِ رنگ، بهترین واکنش را نسبت به لنزهایِ دوربینِ آنامورفیکِ (Anamorphic) فیلم داشت. این رنگ، تاندربرد را به جواهری در دلِ کویر تبدیل کرد.

۹- میراثِ تلما و لوئیز؛ تاندربرد چگونه دوباره متولد شد؟

تاثیرِ فیلم بر محبوبیتِ فورد تاندربرد ۱۹۶۶ به قدری بود که باعث شد این خودرو از زیرِ سایه‌یِ سنگینِ مدل‌هایِ موستانگ خارج شود. طبقِ داده‌هایِ بازارِ خودروهایِ کلاسیک، قیمتِ مدل‌هایِ سالمِ تاندربرد پس از اکرانِ فیلم با رشدی تصاعدی مواجه شد. مردم دیگر تاندربرد را نه به عنوانِ یک خودرویِ بازنشستگی، بلکه به عنوانِ ماشینی برایِ فرار از محدودیت‌ها و تجربهِ آزادیِ مطلق می‌دیدند. میراثِ این فیلم باعث شد کلوپ‌هایِ هواداریِ متعددی منحصراً برایِ مدلِ ۱۹۶۶ در سراسرِ جهان تشکیل شود.


یک نکته کنجکاوی‌برانگیز:
در طولِ فیلم‌برداری، جینا دیویس و سوزان ساراندون به قدری به این خودرو عادت کرده بودند که در فواصلِ استراحت، به جایِ رفتن به تریلرهایِ مخصوص، در داخلِ همان تاندربرد می‌نشستند و دیالوگ‌هایشان را تمرین می‌کردند. آن‌ها معتقد بودند که کابینِ تاندربرد به آن‌ها کمک می‌کند تا در فضایِ روانیِ شخصیت‌هایِ خود باقی بمانند.

امروز، تاندربرد ۱۹۶۶ فیروزه‌ای‌رنگ یکی از محبوب‌ترین گزینه‌ها برایِ بازسازی‌هایِ دقیق (Restoration) است. هرچند که ریدلی اسکات سه دستگاه از آن‌ها را از بین برد، اما او به این مدل شخصیتی بخشید که برایِ دهه‌ها در صدرِ لیستِ خودروهایِ نمادینِ سینما باقی بماند. این خودرو یادآورِ زمانی است که آهن و طراحیِ جسورانه می‌توانستند داستانی به وسعتِ یک بیابان را روایت کنند و به نمادی ابدی از ایستادگی در برابرِ سرنوشت تبدیل شوند.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. علائمِ خستگیِ شاسی در فورد تاندربرد ۱۹۶۶ چیست؟

به دلیلِ ساختارِ سنگین و ابعادِ بزرگ، شل شدنِ لولاهایِ درب‌هایِ جلو و ایجادِ ترک‌هایِ ریز در محلِ اتصالِ ستونِ A به بدنه از اولین نشانه‌هایِ فرسودگیِ ساختاری است. همچنین لرزشِ غیرعادیِ فرمان در سرعت‌هایِ بالایِ ۹۰ کیلومتر می‌تواند نشان‌دهنده‌یِ دفرمه شدنِ شاسیِ نردبانی در اثرِ تصادفاتِ قدیمی یا زنگ‌زدگیِ شدید باشد. برایِ بررسیِ دقیق، استفاده از ترازهایِ لیزری رویِ نقاطِ کلیدیِ شاسی توصیه می‌شود.

۲. چگونه می‌توان سیستمِ پیچیده‌یِ برقِ تاندربرد ۶۶ را در سالِ ۲۰۲۶ عیب‌یابی کرد؟

سیستمِ برقِ این مدل به دلیلِ استفاده از رله‌هایِ مکانیکیِ متعدد برایِ چراغ‌هایِ عقبِ سکانسی و صندلی‌هایِ برقی، بسیار حساس است. طبقِ پروتکل‌هایِ نوینِ بازسازی، جایگزینیِ مدارهایِ قدیمی با بردهایِ الکترونیکیِ پنهان (Solid State) بدونِ تغییر در ظاهرِ کلاسیک، پایداریِ سیستم را صد‌در‌صد تضمین می‌کند. استفاده از مولتی‌مترهایِ دیجیتال برایِ چک کردنِ ولتاژِ خروجیِ دینام در دورهایِ مختلف، اولین گامِ پیشگیرانه است.

۳. بزرگترین ترسِ یک کلکسیونر هنگامِ خریدِ موتورِ ۳۹۰ وی-هشت چیست؟

ترسِ اصلی، پدیده‌یِ «فرسودگیِ میل‌سوپاپ» به دلیلِ کاهشِ سطحِ روی و فسفر در روغن‌موتورهایِ مدرن است که می‌تواند در کمترین زمان باعثِ نابودیِ موتور شود. برایِ جلوگیری از این فاجعه، باید حتماً از روغن‌هایِ مخصوصِ خودروهایِ کلاسیک با غلظتِ بالایِ ZDDP استفاده کرد. همچنین نشتِ روغن از کاسه‌نمدِ عقبِ میل‌لنگ که به «نشتِ طنابی» معروف است، یکی از هزینه‌برترین تعمیراتِ این پیشرانه محسوب می‌شود.

۴. تکنولوژیِ “Sequential Turn Signals” در تاندربرد چگونه کار می‌کند؟

این سیستم از یک موتورِ الکتریکیِ کوچک و یک دیسکِ چرخشی در صندوق‌عقب استفاده می‌کرد تا سه بخشِ چراغِ عقب را به ترتیب روشن کند. این نوآوریِ فورد در دهه‌یِ ۶۰، امروز به الهام‌بخشِ اصلیِ چراغ‌هایِ متحرکِ خودروهایِ مدرنی مثلِ آئودی و موستانگ تبدیل شده است. نگهداریِ این قطعه‌یِ مکانیکی-الکترونیکیِ ظریف، یکی از چالش‌هایِ اصلیِ دارندگانِ این مدل است.

۵. چرا تاندربرد ۱۹۶۶ برایِ مسافرت‌هایِ طولانی ایمن‌تر از رقبا بود؟

فورد در این سال ستونِ فرمانِ تاشو و داشبوردِ پددار (Padded) را به عنوانِ استانداردهایِ ایمنیِ غیرفعال معرفی کرد تا در صورتِ تصادف، صدماتِ سرنشینان کاهش یابد. همچنین سیستمِ ترمزِ دیسکی در جلو که در آن زمان یک آپشنِ لوکس بود، قدرتِ توقفِ بسیار بهتری نسبت به ترمزهایِ کاسه‌ایِ رقبا فراهم می‌کرد. این ویژگی‌ها در کنارِ وزنِ زیاد، تاندربرد را به دژی مستحکم در جاده تبدیل کرده بود.

۶. باورِ غلط: آیا تاندربرد یک خودرویِ مسابقه‌ای است؟

خیر؛ برخلافِ ظاهرِ تهاجمی، تاندربرد یک خودرویِ لوکسِ شخصی (Personal Luxury Car) است و برایِ حرکاتِ سریعِ مارپیچ طراحی نشده است. هندلینگِ آن به دلیلِ نرمیِ بیش از حدِ فنرها، در پیچ‌هایِ تند باعثِ ایجادِ زاویه‌یِ انحرافِ زیاد (Body Roll) می‌شود. تلاش برایِ رانندگیِ مسابقه‌ای با این خودرو تنها منجر به فشارِ بی‌دلیل به جعبه‌فرمانِ هیدرولیک و استهلاکِ سریعِ تایرها می‌گردد.

۷. فیک‌نیوز: آیا همه‌یِ تاندربردهایِ فیلم از بین رفتند؟

بسیاری تصور می‌کنند هر ۵ خودرویِ موجود در صحنه نابود شدند، اما واقعیت این است که تنها ۲ دستگاه در سقوطِ نهایی شرکت کردند. باقیِ خودروها که برایِ نماهایِ داخلی و نزدیک استفاده شده بودند، به کلکسیون‌هایِ خصوصی منتقل شدند. این شایعه که تمامیِ تاندربردهایِ فیروزه‌ایِ تولیدِ ۶۶ برایِ فیلم نابود شده‌اند، کاملاً بی‌اساس و دور از واقعیت است.

۸. تفاوتِ مدلِ هاردتاپ و کانورتیبل در ارزشِ کلکسیونی چیست؟

مدل‌هایِ کانورتیبل (سقف‌کروک) به دلیلِ پیچیدگیِ مکانیسمِ سقف و تیراژِ تولیدِ کمتر، معمولاً ۳۰ تا ۵۰ درصد گران‌تر از مدل‌هایِ هاردتاپ هستند. با این حال، تاندربردِ فیلم یک مدلِ کانورتیبل بود که سقفِ آن برایِ فیلم‌برداری باز شده بود. کلکسیونرها برایِ شبیه‌سازیِ دقیقِ خودرویِ تلما، به شدت به دنبالِ نسخه‌هایِ کانورتیبل با تریمِ داخلیِ آبی هستند.

۹. سنسورهایِ خلاء (Vacuum) در تاندربرد چه وظیفه‌ای دارند؟

در این خودرو، قفلِ درب‌ها و دریچه‌هایِ سیستمِ تهویه با استفاده از نیرویِ خلاءِ موتور کار می‌کنند. نشتی در شیلنگ‌هایِ باریکِ خلاء می‌تواند باعثِ لرزشِ موتور در دورِ آرام و یا باز نشدنِ قفل‌ها شود. تعمیرِ این سیستم نیاز به صبرِ زیادی برایِ پیدا کردنِ سوراخ‌هایِ میکروسکوپی در طولِ مسیرِ لوله‌کشی دارد.

۱۰. چرا فرمانِ تاندربرد به سمتِ راست حرکت می‌کند؟

این قابلیتِ Swing-Away نام دارد و در زمانِ پارک، فرمان حدودِ ۲۵ سانتی‌متر به سمتِ راست می‌لغزد تا فضایِ خروجِ راننده بازتر شود. این سیستم تنها زمانی عمل می‌کند که گیربکس در حالتِ Park باشد. خرابیِ پین‌هایِ نگهدارنده‌یِ این مکانیسم می‌تواند باعثِ لقیِ فرمان در هنگامِ رانندگی شود که بسیار خطرناک است.

۱۱. رینگ‌هایِ سیمی (Wire Wheels) اصلی چقدر ارزش دارند؟

رینگ‌هایِ سیمیِ ساختِ کمپانیِ Kelsey-Hayes که در آن زمان به عنوانِ آپشن عرضه می‌شد، امروزه به تنهایی چند هزار دلار قیمت دارند. این رینگ‌ها نه تنها ظاهرِ خودرو را دگرگون می‌کنند، بلکه به دلیلِ وزنِ کمتر، بارِ غیرفنریِ تعلیق را کاهش می‌دهند. البته تمیز کردن و تنظیمِ پره‌هایِ این رینگ‌ها یک کابوسِ واقعی برایِ مالکانِ وسواسی است.

۱۲. سیستمِ “Overhead Console” در تاندربرد شاملِ چه مواردی است؟

این کنسول که رویِ سقف قرار دارد، شاملِ چراغ‌هایِ هشدار برایِ باز بودنِ درب، کمبودِ سوخت و نبستنِ کمربندِ ایمنی است. در دهه‌یِ ۶۰، داشتنِ چنین پانلی تداعی‌گرِ هواپیماهایِ مسافربری بود و حسِ بسیار مدرنی به کابین می‌بخشید. سالم بودنِ این چراغ‌ها و سنسورهایِ مربوطه‌شان، یکی از امتیازاتِ اصلی در داوریِ خودروهایِ کلاسیک است.

۱۳. نقشِ تاندربرد در تغییرِ ذائقه‌یِ بازارِ آمریکا چه بود؟

تاندربرد با معرفیِ مفهومِ «لوکسِ شخصی»، بازار را از خودروهایِ خانوادگیِ بزرگ به سمتِ کوپه‌هایِ مجلل سوق داد. این خودرو ثابت کرد که مشتریان حاضرند برایِ طراحیِ خاص و راحتیِ بیشتر، فضایِ صندلیِ عقب را فدا کنند. موفقیتِ تاندربرد باعث شد رقبایی نظیرِ کادیلاک الدورادو و بیوک ریویرا با قدرتِ بیشتری واردِ این کلاسِ نوظهور شوند.

۱۴. چرا در فیلم تاندربردِ ۶۶ به جایِ مدلِ جدیدترِ آن زمان استفاده شد؟

ریدلی اسکات معتقد بود مدلِ ۶۶ آخرین تاندربردی است که هنوز روحِ کلاسیکِ فورد را در خود دارد و از نظرِ ابعادِ سینمایی، بهترین قاب را در جاده ایجاد می‌کند. مدل‌هایِ بعدی (نسلِ پنجم) طراحیِ مربعی و زمختی داشتند که با روحیهِ ظریفِ تلما هم‌خوانی نداشت. انتخابِ مدلِ ۶۶، در واقع ادایِ احترامی به پایانِ عصرِ طلاییِ طراحیِ خودرو در آمریکا بود.

نتیجه‌گیری؛ تاندربرد و حماسه‌یِ ناتمامِ جاده

فورد تاندربرد ۱۹۶۶ در فیلمِ «تلما و لوئیز»، فراتر از یک شاهکارِ مهندسی، به جزیی جدایی‌ناپذیر از روایتِ آزادی تبدیل شد. این «پرنده‌یِ طوفان» با موتورِ پرقدرت، کابینِ خلبانی و طراحیِ اشرافی‌اش، همراهیِ وفادار برایِ دو زنی بود که جاده را تنها راهِ نجاتِ خود می‌دیدند. تاندربرد با آن پروازِ ابدی در انتهایِ فیلم، از دنیایِ مادی جدا شد و به تالارِ افتخاراتِ تاریخِ سینما پیوست. این خودرو یادآوری می‌کند که گاهی، برایِ جاودانه شدن، باید تمامِ قواعد را زیرِ پا گذاشت و با شکوهِ تمام به سویِ افق راند.

آیا شما هم جسارتِ پروازِ تاندربرد را دارید؟

اگر در موقعیتِ تلما و لوئیز بودید، آیا حاضر بودید این خودرویِ کلاسیکِ زیبا را برایِ حفظِ آزادیِ خود قربانی کنید؟ به نظرِ شما چرا تاندربرد فیروزه‌ای همچنان پس از سال‌ها، نمادِ اصلیِ فیلم‌هایِ جاده‌ای باقی مانده است؟ نظرات و تحلیل‌هایِ خود را درباره‌یِ این تقابلِ هنر و مهندسی در بخشِ دیدگاه‌ها بنویسید.

خودروی لوتوس اسپریت؛ شمشیرِ بُرّانِ بریتانیا در قلبِ دنیایِ سوپرکارها | بازیگرهاخودروی لوتوس اسپریت؛ شمشیرِ بُرّانِ بریتانیا در قلبِ دنیایِ سوپرکارها | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!