علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها چیست؟ تحلیل ۱۱ بار پیدایش مستقل این رفتار در طبیعت | بازیگرها

علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها چیست؟ تحلیل ۱۱ بار پیدایش مستقل این رفتار در طبیعت | بازیگرها

در سکوتِ وهم‌آلودِ یک بیشهٔ مرطوب، جایی که سایه‌ها با خزیدنِ فلس‌ها بر روی خاک جابه‌جا می‌شوند، درامی خونین در جریان است که درک آن برای ذهنِ اخلاق‌گرای انسانی دشوار می‌نماید. ماری درشت‌هیکل، بدون کوچک‌ترین تردیدی، به شکارِ هم‌نوعِ خود مشغول است؛ صحنه‌ای که شاید در نگاه نخست، یک اشتباهِ غریزی یا جنونی گذرا به نظر برسد، اما در واقعیت، بخشی از یک استراتژیِ بقایِ مهندسی‌شده در قلبِ طبیعت است. ما معمولاً طبیعت را با کلیشه‌هایی از هم‌زیستی یا شکارِ بین‌گونه‌ای می‌شناسیم، اما پدیدهٔ بلعیدنِ خویشاوندان، پرده از واقعیتی تلخ و در عین حال کارآمد برمی‌دارد.

پژوهش‌های نوین نشان می‌دهند که علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها، برخلاف تصوراتِ پیشین، یک بن‌بستِ ژنتیکی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای دوام آوردن در محیط‌های به‌شدت رقابتی و کم‌منبع است. دانشمندان با بازخوانیِ شجره‌نامهٔ تکاملیِ این خزیندگانِ بی‌دست‌وپا، متوجه شده‌اند که این رفتار نه یک بار، بلکه حداقل ۱۱ بار به صورت کاملاً مستقل در طول تاریخ ظاهر شده است؛ گویی طبیعت هرگاه که فشارِ گرسنگی و رقابت به اوج رسیده، این «گزینهٔ ممنوعه» را دوباره روی میز گذاشته است.

این نوشتار قرار است شما را به سفری در اعماقِ تاریخِ زیستیِ مارها ببرد تا بفهمیم چگونه یک موجود می‌تواند هم‌زمان یک شکارچیِ قهار، یک هم‌نوعِ مهربان در فصلِ جفت‌گیری و یک قاتلِ بی‌رحم در زمانِ قحطی باشد. با ما همراه شوید تا منطقِ پنهان در پسِ این رفتارِ عجیب را از نگاهِ آخرین پژوهش‌های زیست‌شناسی واکاوی کنیم.

۱- آمار تکان‌دهنده؛ هم‌نوع‌خواری در کانون توجه زیست‌شناسی

برای دهه‌ها، گزارش‌های مربوط به هم‌نوع‌خواری (Cannibalism) در میان مارها، به عنوان حوادثی نادر یا ناشی از استرسِ ناشی از اسارت در نظر گرفته می‌شد. با این حال، پژوهشگران دانشگاه فدرال سائوکارلوس (Federal University of São Carlos) در برزیل، با انجام یک تحقیق گسترده و تحلیل ۵۰۳ پروندهٔ مستند، این پیش‌فرض را به کلی دگرگون کردند. آن‌ها دریافتند که این رفتار در میان ۲۰۷ گونه از ۱۵ خانوادهٔ مختلف مارها دیده می‌شود که نشان‌دهندهٔ گستردگیِ جغرافیایی و زیستیِ بی‌نظیرِ این پدیده است. بیشترین آمار هم‌نوع‌خواری متعلق به خانوادهٔ کلوبریده (Colubridae) با ۲۹ درصد آراست و پس از آن، افعی‌ها (Viperidae) و مارهای خانوادهٔ الایپیده (Elapidae) در رتبه‌های بعدی قرار دارند. جالب اینجاست که مارهایی مانند شاه‌کبرا (King Cobra)، نه تنها از روی ناچاری، بلکه به صورت تخصصی به شکار مارهای دیگر می‌پردازند. نام لاتین این مار یعنی اوفیوفاگوس (Ophiophagus) دقیقاً به معنای مارخوار است. این آمار ثابت می‌کند که علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها را نباید در تصادفات محیطی جست‌وجو کرد، بلکه باید آن را به عنوان یک صفتِ سازگاریافته (Adapted trait) در نظر گرفت که در DNA آن‌ها ریشه دوانده است.


یک نکته کنجکاوی‌برانگیز:
بسیاری از مارهایی که هم‌نوع‌خواری می‌کنند، نسبت به سم هم‌نوعانِ خود مصونیت دارند. این انطباقِ فیزیولوژیک نشان می‌دهد که تکامل، آن‌ها را به سلاح و زرهِ لازم برای این جنگِ درون‌خانوادگی مجهز کرده است.

توزیعِ این رفتار در سراسر جهان، به استثنای قطب جنوب که زیستگاه هیچ ماری نیست، نشان‌دهندهٔ این است که هم‌نوع‌خواری در هر اقلیمی، از جنگل‌های بارانیِ آمازون تا مناطقِ نیمه‌خشکِ کاتینگا (Caatinga) در برزیل، مزایای خاص خود را دارد. محققان بر این باورند که بخش بزرگی از مارهای هم‌نوع‌خوار، رژیم غذاییِ عمومی (Generalist diet) دارند؛ یعنی به جای تمرکز بر یک نوع طعمه، هر آنچه در دسترس باشد را می‌بلعند. این انعطاف‌پذیریِ غذایی باعث می‌شود تا در زمانِ کاهشِ جمعیتِ جوندگان یا پرندگان، مارهایِ رقیب که در همان قلمرو حضور دارند، به دم‌دستی‌ترین و پرانرژی‌ترین منبع غذایی تبدیل شوند. در واقع، در دنیایِ مارها، مرزِ بین «همسایه» و «غذا» به باریکیِ یک شکافِ گرسنگی است. این تغییرِ وضعیت از یک موجودِ اجتماعی (در زمان جفت‌گیری) به یک شکارچیِ بی‌رحم، یکی از پیچیده‌ترین بخش‌هایِ فیزیولوژیِ رفتاریِ خزندگان است که دانشمندان هنوز در حال مطالعه بر رویِ جزئیاتِ عصبیِ آن هستند.

۲- معمای تکامل هم‌گرا؛ ۱۱ بار تکرار یک استراتژیِ بقا

یکی از هیجان‌انگیزترین یافته‌های پژوهش‌های اخیر، تأکید بر مفهوم تکامل هم‌گرا (Convergent evolution) است. وقتی یک ویژگیِ زیستی به طور مستقل در شاخه‌های مختلفِ شجره‌نامهٔ زندگی پدیدار می‌شود، به این معناست که آن ویژگی یک پاسخِ بسیار بهینه به یک مشکلِ مشترک است. در مورد مارها، تکامل حداقل ۱۱ بار به طور کاملاً جداگانه، مسیرِ هم‌نوع‌خواری را انتخاب کرده است. این یعنی علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها ناشی از یک نیایِ مشترکِ اولیه نیست که این عادت را به همه به ارث داده باشد، بلکه گونه‌های مختلف در زمان‌ها و مکان‌های متفاوت، به این نتیجهٔ واحد رسیده‌اند که بلعیدنِ هم‌نوع، راهکارِ برتری برای بقا است. این تکرارِ مکرر، هرگونه فرضیه مبنی بر «ناهنجار بودن» یا «تصادفی بودن» این رفتار را رد می‌کند. از دیدگاهِ تکاملی، اگر رفتاری ۱۱ بار تکرار شود، قطعاً یک مزیتِ رقابتیِ قدرتمند در پشت آن نهفته است.

این تکاملِ مستقل به‌ویژه در خانواده‌های متنوعی مانند بوآها (Boidae) و افعی‌ها دیده می‌شود. جالب است بدانید که در برخی گونه‌ها، این رفتار با تغییراتِ ساختاری در بدن نیز همراه شده است. برای مثال، مارهایی که هم‌نوع‌خواری می‌کنند، تمایل دارند بدنی کشیده‌تر داشته باشند تا بتوانند طعمه‌هایی هم‌قدِ خود را در لولهٔ گوارشِ باریکشان جای دهند. در مقابل، مارهای کور به دلیل محدودیت در آناتومیِ آرواره و جمجمه، از این مسیرِ تکاملی جا مانده‌اند. آن‌ها فاقدِ آرواره‌هایِ تحتانیِ با قابلیتِ جابه‌جاییِ بالا (Highly kinetic jaws) هستند که برای بلعیدنِ طعمه‌هایِ قطور و بزرگ ضروری است. این تفاوتِ ساختاری نشان می‌دهد که هم‌نوع‌خواری نه تنها یک تصمیمِ رفتاری، بلکه نیازمندِ یک زیرساختِ فیزیکیِ پیشرفته است که در طیِ میلیون‌ها سال صیقل یافته است تا ماری بتواند بدونِ خفه شدن، هم‌تایِ خود را به کامِ مرگ بکشد.

۳- کالبدشکافیِ محدودیت‌هایِ فیزیکی؛ چرا همهٔ مارها هم‌نوع‌خوار نیستند؟

اگر هم‌نوع‌خواری تا این حد از نظرِ تکاملی سودمند است، چرا تمامیِ گونه‌ها به این رفتار روی نیاورده‌اند؟ پاسخ در مهندسیِ پیچیدهٔ جمجمه و آرواره‌هایِ این خزیندگان نهفته است. طبقِ پژوهش‌هایِ نوین، مارهایِ کور (Blind snakes) به عنوانِ یک استثنایِ بزرگ در این مطالعه شناخته شدند؛ زیرا هیچ ردی از شکارِ هم‌گونه در زندگیِ آن‌ها دیده نمی‌شود. علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها به شدت با تواناییِ بلعیدنِ طعمه‌هایِ بزرگ پیوند خورده است. اکثرِ مارها دارایِ آرواره‌هایی با پیوندهایِ لیگامانیِ منعطف هستند که به آن‌ها اجازه می‌دهد دهانِ خود را بیش از حدِ تصور باز کنند، اما مارهایِ کور فاقدِ این «آرواره‌هایِ جنبشی» (Kinetic jaws) پیشرفته هستند. آن‌ها به دلیلِ رژیمِ غذاییِ خاص خود که عمدتاً شاملِ موریانه‌ها و مورچه‌هاست، جمجمه‌ای سخت و غیرقابلِ انعطاف دارند که بلعیدنِ موجودی کشیده و قطور مانندِ یک مارِ دیگر را برایشان غیرممکن می‌سازد. این نشان می‌دهد که تکاملِ رفتاری، همیشه در گروِ تکاملِ فیزیکی است و تا زمانی که ابزارِ بلعیدن فراهم نباشد، غریزهٔ هم‌نوع‌خواری شانسی برای بروز نخواهد داشت.


شاید نشنیده باشید:
برخی از مارهای هم‌نوع‌خوار پس از بلعیدن طعمه‌ای که هم‌اندازه خودشان است، وارد حالتی شبیه به بیهوشی موقت می‌شوند. در این زمان، ضربان قلب و حجم اندام‌های گوارشی آن‌ها تا چندین برابر افزایش می‌یابد تا بتوانند این حجم عظیم پروتئین را هضم کنند.

در سویِ دیگرِ طیف، مارهایِ بزرگ‌تری مانندِ پایتون‌ها و بوآها قرار دارند که شاهکارِ مهندسیِ زیستی محسوب می‌شوند. آن‌ها نه تنها آرواره‌هایِ منعطفی دارند، بلکه ستونِ فقرات و عضلاتِ شکمیِ آن‌ها به گونه‌ای تکامل یافته است که فشارِ ناشی از تقلا کردنِ یک طعمهٔ هم‌سایز در داخلِ بدن را تحمل کند. برایِ ماری که هم‌نوع‌خواری می‌کند، خطرِ آسیبِ داخلی بسیار بالاست؛ زیرا طعمه (که خود یک مار است) می‌تواند با دندان‌ها یا فشارِ بدنش از داخل به شکارچی آسیب بزند. بنابراین، علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها تنها به گرسنگی ختم نمی‌شود، بلکه شاملِ یک سری انطباق‌هایِ فیزیولوژیکِ شگفت‌انگیز برایِ مهارِ طعمه‌هایِ خطرناک است. این تکاملِ فیزیکی به مارهایِ عمومی‌خوار اجازه داده است تا در شرایطِ بحرانی، قلمروِ خود را از رقیب پاکسازی کرده و هم‌زمان یک وعدهٔ غذاییِ بسیار پرکالری دریافت کنند که آن‌ها را تا هفته‌ها از شکارِ مجدد بی‌نیاز می‌سازد.

۴- محرک‌های محیطی؛ وقتی فشارِ بقا بر غریزه چیره می‌شود

پژوهشگران بر این باورند که محیطِ زندگی نقشِ کاتالیزور را در تحریکِ هم‌نوع‌خواری ایفا می‌کند. در مناطقی که منابعِ غذایی به صورت فصلی دچار نوسانِ شدید می‌شوند، مانندِ مزارعِ کاج در انگلستان یا دشت‌هایِ نیمه‌خشک، مارها بیشتر به خوردنِ هم‌نوعِ خود روی می‌آورند. در این سناریو، هم‌نوع‌خواری به عنوانِ یک سوپاپِ اطمینان برایِ جمعیت عمل می‌کند. وقتی تعدادِ موش‌ها یا پرندگان در یک منطقه کم می‌شود، جمعیتِ مارها با خوردنِ یکدیگر، هم فشارِ رقابت بر رویِ منابعِ باقی‌مانده را کاهش می‌دهند و هم شانسِ زنده ماندنِ قوی‌ترین افرادِ گونه را بالا می‌برند. این رفتار در اسارت نیز به کرات دیده شده است، اما دانشمندان معتقدند که در آزمایشگاه یا باغ‌وحش، عاملِ اصلی استرسِ ناشی از محیطِ محدود و نبودِ محرک‌هایِ طبیعی (Environmental enrichment) است که باعث می‌شود مارها به اشتباه یا از رویِ فشارِ روانی به یکدیگر حمله کنند.

نکتهٔ قابلِ تأملِ دیگر، نقشِ «فرصت‌طلبی» در این فرآیند است. نیمی از مارهایی که این رفتار را نشان می‌دهند، رژیمِ غذاییِ وسیعی دارند و عملاً هر چیزی را که از نظرِ فیزیکی در دهانشان جا شود، به عنوانِ غذا می‌بینند. برایِ این مارها، بویِ یک مارِ دیگر لزوماً به معنایِ «هم‌نوع» نیست، بلکه سیگنالی از «پروتئینِ در دسترس» است. این نبودِ تابوهایِ فرهنگی یا بازدارنده‌هایِ ذهنی که ما انسان‌ها به آن پایبندیم، باعث می‌شود که مارها در مواجهه با کمبودِ غذا، بسیار عمل‌گرایانه (Pragmatic) برخورد کنند. به عبارتِ دیگر، در منطقِ طبیعت، بقایِ یک فرد که قادر به تولیدِ مثلِ مجدد در سالِ آینده باشد، بسیار ارزشمندتر از حفظِ جانِ یک هم‌نوعِ ضعیف‌تر است. این دیدگاهِ سرد و محاسباتی، جوهرِ اصلیِ تکامل است که در آن، احساسات جای خود را به بهره‌وریِ انرژی داده‌اند.

۵- هم‌نوع‌خواریِ جنسی و مادری؛ پارادوکسِ بقا در خانواده

شاید تکان‌دهنده‌ترین بخشِ این پژوهش، بررسیِ هم‌نوع‌خواری در روابطِ خانوادگیِ مارها باشد. در خانوادهٔ بوییدها، پدیده‌ای به نامِ «هم‌نوع‌خواریِ مادری» ثبت شده است که در آن مادر، نوزادانِ ضعیف، مرده یا حتی سالمِ خود را می‌بلعد. اگرچه این کار از نگاهِ عاطفی بی‌رحمانه به نظر می‌رسد، اما از نظرِ بیولوژیکی، مادر با این کار انرژیِ از دست رفته در طولِ دورهٔ بارداری و زایمان را بازمی‌یابد. این بازیافتِ انرژی (Energy recycling) به او اجازه می‌دهد تا سریع‌تر بهبود یافته و برایِ جفت‌گیریِ بعدی آماده شود. در واقع، نوزادانی که شانسِ کمی برایِ زنده ماندن در طبیعتِ وحشی دارند، به منبعِ تغذیه‌ای تبدیل می‌شوند تا جانِ مادر و در نتیجه شانسِ تولیدِ مثل‌هایِ موفقِ آینده حفظ شود.

علاوه بر این، هم‌نوع‌خواریِ جنسی نیز در میانِ برخی از این خزندگان گزارش شده است. در این حالت، معمولاً ماده‌هایِ بزرگ‌تر پس از جفت‌گیری یا حتی در حینِ آن، نرِ کوچک‌تر را به عنوانِ میان‌وعده مصرف می‌کنند. این رفتار باعث می‌شود که ماده، موادِ مغذیِ لازم برایِ پرورشِ تخم‌ها یا جنین‌ها را بدونِ نیاز به ترکِ لانه و پذیرشِ خطراتِ شکار، به دست آورد. علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها در این سطحِ خانوادگی، نشان‌دهندهٔ اولویتِ مطلقِ بقایِ نسل بر بقایِ فرد است. در دنیایِ مارها، عشق و گرسنگی در هم تنیده‌اند و مرزِ بینِ شریکِ زندگی و وعدهٔ غذایی بسیار لرزان است. این یافته‌ها پنجره‌ای جدید به سویِ فهمِ این موضوع می‌گشاید که چگونه انتخابِ طبیعی (Natural selection) می‌تواند رفتارهایی را که برایِ ما شنیع است، به عنوانِ یک مزیتِ برتر تثبیت کند.

۶- هم‌نوع‌خواری؛ ابزاری برای پایداری زیست‌بوم یا یک اشتباه محاسباتی؟

در نگاه کلان، هم‌نوع‌خواری در مارها فراتر از یک میلِ ساده به بقایِ فردی است؛ این رفتار به طور غیرمستقیم به پایداریِ کلِ زیست‌بوم کمک می‌کند. وقتی تراکمِ جمعیتِ مارها در یک منطقه بیش از حدِ توانِ محیط باشد، هم‌نوع‌خواری به عنوان یک مکانیسمِ خودتنظیم‌گر (Self-regulation) عمل کرده و از قحطیِ گسترده جلوگیری می‌کند. علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها در واقع پاسخی به محدودیت‌های انرژی در طبیعت است. جالب است بدانید که مارهایِ هم‌نوع‌خوار با حذفِ رقبایِ هم‌گونه، قلمروِ وسیع‌تری را برای خود تضمین می‌کنند که به معنای دسترسیِ بیشتر به منابعِ جفت‌گیری و پناهگاه‌هایِ امن است. این استراتژی اگرچه در سطحِ فردی خشونت‌آمیز به نظر می‌رسد، اما در مقیاسِ کلان، منجر به بقایِ قدرتمندترینِ ژن‌ها در چرخهٔ تکامل می‌شود.


دانستنی نایاب:
تحقیقات نشان داده است که برخی مارهای جوان با خوردنِ برادران یا خواهرانِ ضعیف‌ترِ خود در همان بدو تولد، تا ۳۰ درصد سریع‌تر از سایرِ هم‌سالانِ خود رشد می‌کنند و شانسِ آن‌ها برای رسیدن به سنِ بلوغ دو برابر می‌شود.

بنابراین، دیدگاهِ سنتیِ زیست‌شناسی که هم‌نوع‌خواری را یک رفتارِ ناهنجار (Maladaptive) می‌دانست، امروزه کاملاً منسوخ شده است. یافته‌هایِ اخیرِ مجلهٔ «بیولوژیکال ریویوز» (Biological Reviews) ثابت می‌کند که این رفتار یک ارزشِ تکاملیِ مثبت دارد. طبیعت، اخلاق را بر اساسِ بهره‌وری و دوام تعریف می‌کند، نه بر اساسِ همدلیِ انسانی. برای ماری که در دنیایِ بدونِ پلک و بی‌صدا زندگی می‌کند، هر موجودِ متحرکی یا یک تهدید است یا یک فرصت برای بقا. درکِ این منطقِ سرد به ما کمک می‌کند تا بفهمیم که چرا این صفت در طولِ میلیون‌ها سال نه تنها حذف نشده، بلکه ۱۱ بار به طورِ مستقل بازآفرینی شده است.

منبع

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا تمام گونه‌های مار مستعد هم‌نوع‌خواری هستند؟

خیر، مارهایِ کور به دلیلِ ساختارِ غیرمنعطفِ جمجمه و آرواره‌هایِ خود عملاً تواناییِ فیزیکی برای بلعیدنِ طعمه‌هایِ کشیده و قطور مانندِ هم‌نوعانشان را ندارند. این رفتار بیشتر در مارهایی با رژیمِ غذاییِ عمومی و آرواره‌هایِ به‌شدت متحرک دیده می‌شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که محدودیت‌هایِ آناتومیک، بزرگ‌ترین مانعِ بیولوژیک برای گسترشِ این رفتار در تمامیِ گونه‌هاست.

۲. علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها به صورت مستقل در ۱۱ شاخه چیست؟

این پدیده که تکاملِ هم‌گرا نامیده می‌شود، نشان‌دهندهٔ کارآمدیِ بسیار بالایِ این استراتژی در مواجهه با فشارهایِ محیطیِ مشابه مانند کمبودِ غذا است. هرگاه که رقابت برای انرژی به اوج رسیده، طبیعت به طور مستقل این مسیر را برای بقایِ گونه‌های مختلف انتخاب کرده است. این تکرارِ تاریخی ثابت می‌کند که هم‌نوع‌خواری یک راهکارِ هوشمندانه برایِ مدیریتِ بحرانِ انرژی در دنیایِ خزندگان است.

۳. آیا هم‌نوع‌خواری جنسی در همه مارها رایج است؟

خیر، این رفتار به طور ویژه در خانوادهٔ بوییدها یا همان بوآها مشاهده شده و در سایرِ خانواده‌ها بسیار نادر است. در این موارد، ماده‌ها با مصرفِ نرها، پروتئینِ لازم برایِ فرآیندِ طاقت‌فرسایِ تولیدِ مثل و تخم‌گذاری را تأمین می‌کنند. این رفتار نوعی سرمایه‌گذاریِ زیستی برای تضمینِ بقایِ نسل‌هایِ بعدی به قیمتِ جانِ یکی از والدین محسوب می‌شود.

۴. چرا مارهای سمی در حین هم‌نوع‌خواری بر اثر سم قربانی نمی‌میرند؟

بسیاری از مارهایِ هم‌نوع‌خوار در طیِ فرآیندِ تکامل، نسبت به زهرِ گونهٔ خود یا گونه‌هایِ مشابهی که شکار می‌کنند، مصونیتِ بیولوژیک پیدا کرده‌اند. این مصونیت از طریقِ تغییر در گیرنده‌هایِ عصبی یا وجودِ پروتئین‌هایِ خنثی‌کننده در خونِ آن‌ها ایجاد می‌شود. بدونِ این سپرِ دفاعی، هم‌نوع‌خواری برایِ مارهای سمی یک خودکشیِ تضمین‌شده خواهد بود.

۵. آیا استرس در محیط‌های آزمایشگاهی می‌تواند مارها را به هم‌نوع‌خواری وادارد؟

بله، تراکمِ بیش از حد در فضایِ کوچک و نبودِ تنوعِ محیطی می‌تواند باعثِ رفتارهایِ پرخاشگرانه و شکارِ هم‌نوع در اسارت شود. در این شرایط، مار ممکن است به دلیلِ اختلال در تشخیصِ محرک‌ها، به هر موجودِ متحرکِ نزدیکی حمله کند. محققان توصیه می‌کنند برای جلوگیری از این اتفاق، مارها در محیط‌هایی با غنی‌سازیِ بالا و به صورتِ مجزا نگهداری شوند.

۶. هم‌نوع‌خواری مادری چه مزیتی برای جمعیت مارها دارد؟

این رفتار با بازیافتِ انرژیِ نوزادانِ ضعیف یا بیمار، به مادر اجازه می‌دهد تا قوایِ جسمانیِ خود را سریع‌تر بازیابی کند. در طبیعت، مادری که ضعیف شده باشد، طعمهٔ آسانی برای سایرِ شکارچیان است؛ لذا مصرفِ نوزادانِ بدونِ شانسِ بقا، جانِ مادر را برای زایمان‌هایِ موفقِ بعدی حفظ می‌کند. این یک ترازویِ بقاست که در آن ارزشِ جانِ والد بر فرزندِ بیمار اولویت می‌یابد.

۷. آیا اندازه بدن در احتمال هم‌نوع‌خوار شدن مارها نقش دارد؟

قطعاً، در اکثرِ مواردِ ثبت‌شده، شکارچی حداقل ۱۵ تا ۲۰ درصد بزرگ‌تر از قربانی بوده است تا بتواند بر مقاومتِ آن غلبه کند. تفاوتِ اندازه ریسکِ آسیب دیدنِ شکارچی را کاهش داده و فرآیندِ بلعیدن را تسهیل می‌کند. با این حال، در برخی افعی‌ها دیده شده که مارهایی با اندازه تقریباً یکسان نیز به تلاش برای بلعیدنِ یکدیگر پرداخته‌اند.

۸. آیا هم‌نوع‌خواری می‌تواند باعث انتقال بیماری‌های خطرناک در مارها شود؟

بله، این یکی از بزرگ‌ترین معایبِ هم‌نوع‌خواری است که می‌تواند منجر به انتقالِ سریعِ انگل‌ها و ویروس‌هایِ تخصصیِ آن گونه شود. تکامل با ایجادِ سیستمِ ایمنیِ قوی‌تر در مارهای هم‌نوع‌خوار سعی در مقابله با این موضوع داشته است. با این حال، ریسکِ اپیدمی در جمعیت‌هایی که هم‌نوع‌خواریِ بالایی دارند، همواره بیشتر از سایرِ گروه‌هاست.

جمع‌بندی نهایی

پژوهش‌هایِ گسترده بر رویِ رفتارِ خزندگان نشان می‌دهد که هم‌نوع‌خواری نه یک جنونِ گذرا، بلکه یک راهکارِ استراتژیک و تکامل‌یافته است. علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها را باید در تلاقیِ محدودیت‌هایِ محیطی، نیازهایِ انرژی و توانمندی‌هایِ فیزیکی جست‌وجو کرد. این رفتار که حداقل ۱۱ بار به صورتِ مستقل در تاریخِ زمین ظاهر شده، ثابت می‌کند که در منطقِ بی‌رحمانهٔ بقا، هم‌نوع‌خواری ابزاری کارآمد برایِ تنظیمِ جمعیت و حفظِ قوی‌ترین ژن‌هاست. در نهایت، مارها به ما می‌آموزند که طبیعت نه بر پایهٔ اخلاقِ بشری، بلکه بر اساسِ ضرورتِ دوامِ زندگی برنامه‌ریزی شده است.

نظر شما درباره این استراتژی بی‌رحمانه چیست؟

دنیای مارها پر از شگفتی‌هایی است که گاهی با باورهای ما در تضاد است. آیا فکر می‌کنید هم‌نوع‌خواری در سایر حیوانات هم به اندازه مارها منطق تکاملی دارد؟ دیدگاه‌ها و تجربیات خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید تا این بحث علمی را با هم ادامه دهیم.

علت تکامل هم‌نوع‌خواری در مارها چیست؟ تحلیل ۱۱ بار پیدایش مستقل این رفتار در طبیعت | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!