عوارض بارداری هم یکی از دلایل انقراض نئاندرتال‌ها بودند؛ رازی که در رحم مادران باستان پنهان بود | بازیگرها

عوارض بارداری هم یکی از دلایل انقراض نئاندرتال‌ها بودند؛ رازی که در رحم مادران باستان پنهان بود | بازیگرها

در اعماق غارهای نمور عصر یخبندان، جایی که بقا به تاری مو بند بود، تراژدی خاموشی در جریان بود که شاید مسیر تاریخ را برای همیشه تغییر داد. تصور کنید خانواده‌ای از نئاندرتال‌ها (Neanderthals) با بیم و امید در انتظار تولد نوزادی هستند که قرار است تداوم‌بخش نسل آن‌ها باشد؛ اما این انتظار، به جای صدای گریه نوزاد، به سکوتی مرگبار ختم می‌شود.

مدت‌هاست که دانشمندان به دنبال پاسخ این پرسش هستند که چرا گونه ما باقی ماند و نئاندرتال‌ها به کلی محو شدند. در حالی که فرضیاتی چون تغییرات اقلیمی یا رقابت مستقیم با انسان مدرن (Homo sapiens) همواره مطرح بوده، پژوهش‌های نوین دریچه‌ای متفاوت و تکان‌دهنده را گشوده‌اند: بحران باروری. بررسی عمیق دلایل انقراض نئاندرتال‌ها و عوارض بارداری نشان می‌دهد که شاید پسرعموهای باستانی ما، نه در میدان نبرد، بلکه در بستر زایمان مغلوب شده باشند.

این مقاله به واکاوی فرضیه‌ای می‌پردازد که بر اساس آن، اختلالات جفتی و فشار خون کُشنده، به شکلی سیستماتیک جمعیت نئاندرتال‌ها را به سمت نابودی سوق داده است؛ رازی که نشان می‌دهد تکامل همیشه با قوی‌ترین‌ها یار نیست، بلکه گاهی تنها به کسانی پاداش می‌دهد که سیستم ایمنی و تولیدمثلی منعطف‌تری دارند.


شاید نشنیده باشید:
برخلاف بسیاری از پستانداران، انسان تنها گونه‌ای است که به شکل گسترده از پره‌اکلامپسی رنج می‌برد؛ وضعیتی که به دلیل فشار بالای متابولیک مغز بزرگ انسان و نیاز شدید به خون‌رسانی جفتی ایجاد شده است.

۱- مسمومیت حاملگی؛ قاتل خاموش در کلنی‌های باستانی

یکی از فرضیات بسیار جدی در زمینه نابودی نئاندرتال‌ها، شیوع گسترده بیماری پره‌اکلامپسی (Preeclampsia) است. این عارضه که به مسمومیت حاملگی نیز شهرت دارد، بر اثر لانه‌گزینی ناقص یا ناصحیح جفت در دیواره رحم رخ می‌دهد. در پی این اختلال، جریان خون به جنین کاهش یافته و پدیده‌ای به نام محدودیت رشد جِنینی (Fetal growth restriction) ایجاد می‌شود.

این مشکل باعث می‌شود که مادر دچار جهش ناگهانی و خطرناک فشار خون شود که در صورت پیشرفت، به اکلامپسی (Eclampsia) تبدیل می‌شود و با حملات تشنجی، کما و در نهایت مرگ همراه خواهد بود. پژوهش‌های نوین در حوزه ایمنی‌شناسی تولیدمثل نشان می‌دهند که ساختار جفت در نئاندرتال‌ها شباهت حیرت‌انگیزی به انسان‌های امروزی داشته است. این شباهت آناتومیک به این معناست که آن‌ها نیز دقیقاً در برابر همان آسیب‌هایی قرار داشتند که امروزه جان هزاران مادر را در سراسر جهان تهدید می‌کند. با این تفاوت که در هزاران سال پیش، نه خبری از داروهای کاهنده فشار خون بود و نه امکان زایمان سزارین برای نجات جان مادر و کودک وجود داشت.

۲- فقدان سازوکار دفاعی و آسیب‌پذیری نئاندرتال‌ها

نکته‌ای که تفاوت میان بقای ما و انقراض آن‌ها را رقم می‌زند، احتمالاً در یک جهش ژنتیکی نجات‌بخش نهفته است. در انسان‌های مدرن، حدود ۷۵ درصد از مواردی که جفت به درستی لانه‌گزینی نمی‌کند، به شکل عجیبی منجر به بروز علائم حاد پره‌اکلامپسی نمی‌شود. در واقع، گونه ما نوعی «سپر ایمنی تکاملی» ایجاد کرده است که اجازه می‌دهد بارداری حتی با وجود نقص در عملکرد جفت، تا حدی ادامه یابد. محققان بر این باورند که نئاندرتال‌ها فاقد این سازوکار دفاعی بودند. بدون این محافظ بیولوژیکی، میزان ابتلا به مسمومیت بارداری در جوامع آن‌ها احتمالاً بین ۱۰ تا ۲۰ درصد بوده است. این آمار وحشتناک به این معناست که از هر پنج بارداری، یکی به مرگ مادر یا نوزاد یا هر دو ختم می‌شد. وقتی با جمعیتی کوچک و پراکنده روبرو هستیم، چنین نرخ مرگ‌ومیری در میان زنان در سن باروری، تیر خلاصی بر پیکره کل گونه محسوب می‌شود. این موضوع نه تنها جمعیت را کاهش می‌داد، بلکه ساختار اجتماعی و مراقبتی گروه‌های باستانی را نیز از هم می‌پاشید.

۳- ریشه‌های ژنتیکی فشار خون در تبار انسان‌تبارهای باستان

تحلیل‌های ژنتیکی روی بقایای استخوانی نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها حامل نسخه‌های خاصی از ژن‌ها بودند که ریسک ابتلا به بیماری‌های عروقی را افزایش می‌داد. برای نمونه، واریانت نئاندرتالی ژن H19 با افزایش حساسیت به فشار خون بالا (Hypertension) مرتبط است. این ویژگی ژنتیکی در شرایط عادی شاید مشکلی ایجاد نمی‌کرد، اما در دوران بارداری که بدن تحت استرس شدید فیزیولوژیک قرار می‌گیرد، مانند یک بمب ساعتی عمل می‌کرد. علاوه بر این، ژن‌های تنظیم‌کننده تعاملات ایمنی میان مادر و جنین در نئاندرتال‌ها، آن‌ها را به سمت «لانه‌گزینی سطحی جفت» سوق می‌داد. جفت برای عملکرد صحیح باید به عمق دیواره رحم نفوذ کند تا اکسیژن و مواد مغذی را به خوبی منتقل نماید. نئاندرتال‌ها به دلیل آرایش ژنتیکی خاص خود، در این فرآیند حیاتی ضعیف‌تر از ما عمل می‌کردند. این ضعف ساختاری، زمینه‌ساز اصلی بروز پره‌اکلامپسی بود و باعث می‌شد بسیاری از نوزادان پیش از تولد یا بلافاصله پس از آن، به دلیل نرسیدن مواد مغذی جان خود را از دست بدهند.

۴- بحران متابولیک و تضاد بقا در عصر یخبندان

یکی از تحلیل‌های افزوده که در منابع کلاسیک کمتر به آن پرداخته شده، تضاد بین رژیم غذایی نئاندرتال‌ها و عوارض بارداری است. نئاندرتال‌ها برای بقا در سرمای شدید، به شدت به مصرف پروتئین و چربی‌های حیوانی وابسته بودند. مصرف بیش از حد پروتئین در دوران بارداری، بدون دسترسی کافی به منابع کربوهیدراتی و گیاهی، فشار مضاعفی بر کلیه‌ها وارد کرده و ریسک دفع پروتئین و افزایش فشار خون را تشدید می‌کند. در واقع، استراتژی بقای آن‌ها برای شکارگری، در دوران بارداری به یک نقطه ضعف بزرگ تبدیل می‌شد. در حالی که انسان‌های مدرن به دلیل جثه ظریف‌تر و نیاز کالری متفاوت، رژیم غذایی متنوع‌تری داشتند، نئاندرتال‌ها در چرخه معیوبی گرفتار شده بودند: برای زنده ماندن باید گوشت فراوان می‌خوردند، اما همین رژیم غذایی احتمال بروز مسمومیت بارداری را در مادران افزایش می‌داد. این تضاد بیولوژیکی، در کنار نرخ پایین جایگزینی جمعیت، باعث شد که با گذشت هر نسل، تعداد افراد جوان و توانمند در کلنی‌ها کمتر شود و مسیر انقراض هموارتر گردد.

۵- آمیزش خطرناک؛ وقتی ژن‌های انسان مدرن به سلاحی علیه نئاندرتال‌ها تبدیل شدند

یکی از پیچیده‌ترین جنبه‌های دلایل انقراض نئاندرتال‌ها و عوارض بارداری، در لحظه برخورد دو گونه نهفته است. طبق شواهد باستان‌شناسی، نئاندرتال‌ها مدت کوتاهی پس از آغاز آمیزش با انسان‌های هوشمند (Homo sapiens) از صفحه روزگار محو شدند. پژوهش‌های نوین در حوزه ژنتیک تکاملی فرضیه‌ای تکان‌دهنده را مطرح می‌کنند: ناسازگاری ژنتیکی. زمانی که یک مادر نئاندرتال از یک پدر انسان مدرن باردار می‌شد، جنین حامل نسخه‌هایی از ژن‌ها بود که با سیستم ایمنی بدن مادر کاملاً بیگانه بودند. این تضاد بیولوژیکی، به‌ویژه در ژن‌هایی که اکسیژن‌رسانی گلبول‌های قرمز و تعاملات ایمنی جفت را کنترل می‌کنند، منجر به واکنشی تدافعی در بدن مادر می‌شد. در واقع، بدن مادر نئاندرتال، جنین دورگه (Hybrid) را به عنوان یک عامل مهاجم یا بافت بیگانه شناسایی کرده و با افزایش فشار خون و ایجاد التهاب‌های سیستمی، سعی در دفع آن داشت. این جنگ داخلی در رحم، نه تنها شانس زنده ماندن نوزاد را به شدت کاهش می‌داد، بلکه اغلب به قیمت جان مادر نیز تمام می‌شد.


یک نکته کنجکاوی‌برانگیز:
برخی دانشمندان معتقدند که حذف کروموزوم Y نئاندرتال‌ها در انسان‌های مدرن امروزی، نتیجه همین ناسازگاری‌های تولیدمثلی است که باعث می‌شد جنین‌های مذکر دورگه اغلب سقط شوند یا از بین بروند.

۶- معمای لگن و زایمان‌های دشوار در دنیای باستان

علاوه بر مشکلات بیوشیمیایی و ژنتیکی، ساختار استخوانی نئاندرتال‌ها نیز باری اضافی بر دوش مادران می‌گذاشت. اگرچه لگن نئاندرتال‌ها پهن‌تر از انسان‌های مدرن بود، اما بررسی‌های دقیق‌تر (Pelvic reconstruction) نشان می‌دهد که کانال زایمان آن‌ها ساختاری متفاوت داشته که لزوماً زایمان را آسان‌تر نمی‌کرد. نوزادان نئاندرتال نسبت به نوزادان انسان مدرن، مغز و جمجمه بزرگ‌تری داشتند. ترکیب این جمجمه بزرگ با عوارض ناشی از فشار خون بالا، یک بن‌بست بیولوژیکی ایجاد می‌کرد. در شرایطی که مادر به دلیل پره‌اکلامپسی دچار ورم شدید و ضعف قوای جسمانی بود، عبور نوزادی با جمجمه سخت و بزرگ از کانال زایمان به یک فرآیند فرسایشی و اغلب مرگبار تبدیل می‌شد. این دشواری‌های آناتومیک، در کنار استرس‌های محیطی عصر یخبندان، باعث می‌شد که حتی اگر جنینی از سد مسمومیت بارداری عبور می‌کرد، در آخرین مرحله یعنی تولد، با خطر خفگی یا آسیب‌های مغزی جبران‌ناپذیر روبرو شود.

۷- تحلیل ایمنی‌شناختی؛ چرا رحم نئاندرتال‌ها پذیرای مهمان نبود؟

در سطحی عمیق‌تر، باید به نقش آنتی‌ژن‌های لکوسیت انسانی (HLA) اشاره کرد که وظیفه تشخیص خودی از غیرخودی را در سیستم ایمنی بر عهده دارند. در بارداری‌های موفق گونه ما، سیستم ایمنی مادر به طور موقت سرکوب می‌شود تا به جنین آسیب نرساند. اما در نئاندرتال‌ها، به دلیل تنوع ژنتیکی بسیار پایین و درون‌زایی (Inbreeding) بالا، این سیستم انعطاف‌پذیری خود را از دست داده بود. وقتی تنوع ژنتیکی در یک جمعیت کم باشد، سیستم ایمنی حساسیت بیش از حد نشان می‌دهد. این حساسیت مفرط باعث می‌شد که کوچک‌ترین اختلال در تشکیل جفت، به یک واکنش زنجیره‌ای التهابی منجر شود. در واقع، رحم نئاندرتال‌ها به جای اینکه محیطی امن برای پرورش نسل بعدی باشد، به محیطی متخاصم تبدیل شده بود که هرگونه ناهماهنگی ژنتیکی را با شدیدترین پاسخ‌های فیزیولوژیک یعنی تشنج و خونریزی داخلی پاسخ می‌داد. این نقص در «تساهل ایمنی» (Immune tolerance)، یکی از ستون‌های اصلی فرضیه انقراض بر اثر عوارض بارداری است.

۸- انقراض تدریجی در سایه مرگ‌ومیر نوزادان

وقتی از انقراض صحبت می‌کنیم، نباید لزوماً به دنبال یک اتفاق ناگهانی و فاجعه‌آمیز باشیم. نابودی نئاندرتال‌ها احتمالاً یک فرآیند فرسایشی بوده که طی آن، تعداد مرگ‌ها به طور مداوم از تعداد تولدها پیشی گرفته است. محدودیت رشد جنینی ناشی از پره‌اکلامپسی باعث می‌شد نوزادانی که زنده متولد می‌شدند، بسیار ضعیف و کم‌وزن باشند. در دنیای خشن پیشاتاریخ، یک نوزاد کم‌وزن شانس بسیار کمی برای زنده ماندن در اولین زمستان زندگی خود داشت. این نوزادان نه تنها سیستم ایمنی ضعیفی داشتند، بلکه به دلیل رشد ناقص ریه‌ها در رحم، مستعد ابتلا به عفونت‌های تنفسی بودند. بدین ترتیب، حتی بدون جنگ و جدال با گونه‌های رقیب، جمعیت نئاندرتال‌ها به دلیل «فرسودگی تولیدمثلی» ذره‌ذره ذوب شد. هر مادری که بر اثر اکلامپسی از دست می‌رفت، نه تنها یک نوزاد، بلکه پتانسیل تولید چندین نسل بعدی را نیز با خود به گور می‌برد؛ فاجعه‌ای خاموش که در نهایت به سکوت ابدی این گونه در غارهای اروپا و آسیا انجامید.

۹- فرضیه برخورد متابولیک؛ چرا نئاندرتال‌ها سپر دفاعی نداشتند؟

یکی از پرسش‌های اساسی در بررسی دلایل انقراض نئاندرتال‌ها و عوارض بارداری این است که چرا گونه ما توانست سازوکار دفاعی ایجاد کند اما نئاندرتال‌ها خیر. پاسخ احتمالی در «اندازه جمعیت» و «تنوع ژنتیکی» نهفته است. نئاندرتال‌ها در گروه‌های کوچک و منزوی زندگی می‌کردند که این موضوع منجر به درون‌زایی (Inbreeding) گسترده می‌شد. در چنین شرایطی، جهش‌های ژنتیکی مفید که می‌توانستند نقشی محافظتی در برابر فشار خون بارداری ایفا کنند، شانس کمتری برای انتشار و تثبیت در کل جمعیت داشتند. در مقابل، اجداد ما با جابه‌جایی‌های مداوم و تبادل ژنتیکی وسیع‌تر، توانستند مجموعه‌ای از پاسخ‌های ایمنی سازگارانه را تکامل دهند. این «سپر بیولوژیک» به زنان انسان مدرن اجازه داد تا حتی در شرایطی که جفت عملکرد بهینه‌ای ندارد، از مرحله بحرانی بارداری عبور کنند. نئاندرتال‌ها در بن‌بست تکاملی گرفتار شده بودند که در آن هر نقص کوچک در بارداری، به جای اصلاح، به یک فاجعه کُشنده تبدیل می‌شد.


دانستنی نایاب:
تحقیقات نوین بر روی دی‌ان‌ای باستانی نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها حساسیت بسیار بالاتری نسبت به نمک داشتند. این ویژگی در دوران بارداری می‌تواند مستقیماً منجر به تشدید اِدِم و افزایش انفجاری فشار خون شود.

۱۰- میراث نئاندرتال در بدن انسان‌های امروزی

جالب است بدانید که داستان نئاندرتال‌ها با انقراض آن‌ها به پایان نرسید. بخشی از ژن‌های آن‌ها که با سیستم ایمنی و واکنش‌های التهابی مرتبط است، همچنان در بدن بسیاری از انسان‌های امروزی وجود دارد. برخی پژوهشگران معتقدند که استعداد برخی زنان امروزی برای ابتلا به پره‌اکلامپسی شدید، ممکن است میراثی ژنتیکی از آمیزش اجداد ما با نئاندرتال‌ها باشد. در واقع، همان کدهای ژنتیکی که هزاران سال پیش باعث فروپاشی جمعیت نئاندرتال‌ها شد، امروزه به شکل بیماری‌های خودایمنی یا عوارض بارداری در جوامع مدرن خودنمایی می‌کند. مطالعه این پیوند تاریخی نه تنها پرده از راز انقراض آن‌ها برمی‌دارد، بلکه به پزشکان کمک می‌کند تا درک بهتری از ریشه‌های تکاملی بیماری‌های پیچیده دوران بارداری پیدا کنند و راهکارهای درمانی دقیق‌تری را توسعه دهند.

منبع: Journal of Reproductive Immunology

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا پره‌اکلامپسی تنها دلیل انقراض نئاندرتال‌ها بوده است؟

خیر، پره‌اکلامپسی به عنوان یک عامل کاتالیزور در کنار تغییرات اقلیمی و رقابت با انسان‌های هوشمند عمل کرده است. این بیماری با کاهش نرخ جایگزینی جمعیت و افزایش مرگ‌ومیر مادران، توان بقای کل گونه را در برابر فشارهای خارجی به شدت تضعیف کرد. در واقع این عارضه یکی از قطعات پازل بزرگی است که منجر به فروپاشی بیولوژیکی نئاندرتال‌ها شد.

۲. چرا آمیزش با انسان مدرن باعث تشدید عوارض بارداری در نئاندرتال‌ها شد؟

آمیزش بین‌گونه‌ای باعث ایجاد ناهماهنگی در ژن‌های کنترل‌کننده جفت و سیستم ایمنی مادر می‌شد که به آن ناسازگاری ژنتیکی می‌گویند. بدن مادر نئاندرتال جنین دورگه را به عنوان یک عامل خارجی شناسایی کرده و با حملات ایمنی شدید، منجر به دفع جنین یا مرگ مادر می‌شد. این پدیده باعث شد که نئاندرتال‌ها در رقابت ژنتیکی با انسان‌های مهاجر به سرعت عقب بمانند.

۳. آیا نوزادان نئاندرتال به دلیل بزرگی مغز در زایمان مشکل داشتند؟

بله، بازسازی‌های لگنی نشان می‌دهد که ترکیب جمجمه بزرگ نوزاد نئاندرتال با کانال زایمان مادر، فرآیند تولد را بسیار دشوار و پرریسک می‌کرده است. در صورت وجود پره‌اکلامپسی و ورم بافت‌های مادر، این دشواری دوچندان شده و اغلب منجر به مرگ نوزاد بر اثر فشار یا خفگی می‌شد. این محدودیت‌های آناتومیک در کنار مشکلات بیوشیمیایی، نرخ موفقیت زایمان را به حداقل رسانده بود.

۴. تفاوت اصلی جفت نئاندرتال با سایر پستانداران چه بود؟

جفت نئاندرتال‌ها مانند انسان‌های مدرن از نوع تهاجمی بود که برای تامین نیازهای مغز بزرگ، عمیقاً در دیواره رحم نفوذ می‌کرد. این نوع جفت‌گذاری ریسک ابتلا به مسمومیت بارداری را افزایش می‌دهد، در حالی که سایر پستانداران جفت‌های سطحی‌تری دارند و دچار این بیماری نمی‌شوند. نئاندرتال‌ها به دلیل مغز پیچیده خود، بهای سنگینی را در فرآیند تولیدمثل پرداخت می‌کردند.

۵. نقش رژیم غذایی در تشدید مسمومیت بارداری نئاندرتال‌ها چه بود؟

رژیم غذایی بسیار پرپروتئین نئاندرتال‌ها در عصر یخبندان، فشار متابولیک شدیدی بر کلیه‌ها و سیستم عروقی مادران باردار وارد می‌کرد. فقدان تنوع گیاهی و کربوهیدرات کافی باعث می‌شد که بدن مادر مستعد افزایش اسید اوریک و فشار خون شود. این تداخل بین نیازهای محیطی (شکار) و نیازهای بیولوژیکی بارداری، احتمال بروز اکلامپسی کُشنده را به شدت بالا می‌برد.

۶. آیا ژن‌های نئاندرتال در بروز بیماری‌های بارداری در انسان امروزی نقش دارند؟

بله، برخی پژوهش‌های ژنتیکی نشان می‌دهند که واریانت‌های باستانی به ارث رسیده از نئاندرتال‌ها با تنظیمات سیستم ایمنی در زنان مدرن مرتبط هستند. این میراث ژنتیکی می‌تواند در برخی موارد منجر به پاسخ‌های التهابی غیرعادی در دوران بارداری و افزایش ریسک پره‌اکلامپسی شود. در واقع ما همچنان حامل کدهایی هستیم که هزاران سال پیش علیه بقای نئاندرتال‌ها عمل می‌کردند.

۷. چرا نئاندرتال‌ها نتوانستند سیستم دفاعی در برابر پره‌اکلامپسی ایجاد کنند؟

اندازه کوچک جمعیت و انزوای جغرافیایی نئاندرتال‌ها مانع از بروز و تثبیت جهش‌های ژنتیکی مفید برای محافظت در برابر این بیماری شد. در جمعیت‌های کوچک، رانش ژنتیکی اغلب باعث حذف صفات مفید و تثبیت صفات مضر می‌شود که این پدیده «بدهی انقراض» نامیده می‌شود. نئاندرتال‌ها زمان کافی برای تکامل پاسخ‌های ایمنی سازگارانه در برابر پیچیدگی‌های جدید بارداری خود را نداشتند.

۸. آیا نرخ مرگ‌ومیر نوزادان نئاندرتال قابل تخمین است؟

بر اساس مدل‌سازی‌های بیولوژیکی، بدون وجود سازوکار دفاعی، احتمالاً حدود ۲۰ درصد از نوزادان به دلیل محدودیت رشد جنینی ناشی از نقص جفت، بسیار ضعیف متولد می‌شدند. این نوزادان شانس بسیار کمی برای بقا در محیط خشن عصر یخبندان داشتند و نرخ مرگ‌ومیر آن‌ها احتمالاً ۵ برابر انسان‌های مدرن اولیه بوده است. این ریزش مداوم جمعیت، بازسازی کلنی‌ها را پس از بحران‌های محیطی غیرممکن می‌ساخت.

جمع‌بندی نهایی

بررسی دلایل انقراض نئاندرتال‌ها و عوارض بارداری نشان می‌دهد که نابودی این گونه، نه یک رخداد ناگهانی، بلکه نتیجه یک بحران بیولوژیکی عمیق بوده است. نئاندرتال‌ها در میان دو سنگ آسیاب گرفتار شده بودند: از سویی نیاز به مغز بزرگ و متابولیسم بالا برای بقا در سرمای شدید، و از سوی دیگر، نقص در سیستم ایمنی و تولیدمثلی که بارداری را به یک قمار مرگبار تبدیل می‌کرد. فقدان سپر دفاعی ژنتیکی در برابر پره‌اکلامپسی و ناسازگاری با ژن‌های انسان مدرن، ضربه نهایی را به جمعیتی وارد کرد که پیش‌تر به دلیل انزوای جغرافیایی ضعیف شده بود. این تراژدی باستانی یادآور این حقیقت است که بقا در زمین، بیش از قدرت بازو، به ظرافت‌های پنهان در کدهای ژنتیکی وابسته است.

به نظر شما انقراض، یک انتخاب طبیعی بود یا یک حادثه بیولوژیکی؟

فرضیه نقص در بارداری نئاندرتال‌ها، دیدگاه ما را نسبت به تکامل انسان کاملاً تغییر داده است. آیا فکر می‌کنید اگر نئاندرتال‌ها با انسان‌های مدرن آمیزش نمی‌کردند، امروزه همچنان در کنار ما زندگی می‌کردند؟ نظرات و تحلیل‌های خود را در بخش دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید تا این گفتگوی علمی را با هم ادامه دهیم.

عوارض بارداری هم یکی از دلایل انقراض نئاندرتال‌ها بودند؛ رازی که در رحم مادران باستان پنهان بود | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان‌شناسی و جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها می‌نویسد و تلاش می‌کند دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همواره در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.