در گوشهای از اتاق، کودکی با یک گوشی پزشکی پلاستیکی و چهرهای متفکر، در حال معاینه عروسک خرسی خود است. او با جدیت تمام میگوید: «نترس خرسی، فقط یک آمپول کوچک است!» این صحنه برای همه ما آشناست، اما در پس این نمایشهای ساده، یکی از پیچیدهترین فرآیندهای تکاملی مغز انسان در جریان است. چرا کودکان ساعتها وقت خود را صرف بازیهای تقلیدی (Pretend Play) بهویژه نقشهای حساسی مثل پزشکبازی میکنند؟
حقیقت این است که برای یک کودک، بازی کردن تنها راهی برای سرگرمی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای درک دنیای غریب و گاه ترسناک بزرگسالان است. وقتی کودکی روپوش سفید میپوشد، او در حال تمرین قدرت، همدلی و پردازش اضطرابهای درونی خود است.
در این مقاله، ما از مرزهای یک بازی ساده عبور میکنیم تا به اعماق روانشناسی رشد نفوذ کنیم. ما بررسی خواهیم کرد که چگونه بازیهای نمادین، پایههای هوش اجتماعی و توانایی حل مسئله را در سالهای ابتدایی زندگی بنا میکنند و چرا پزشکبازی در میان هزاران شغل دیگر، جایگاهی ویژه در تخیل کودکان دارد. اگر میخواهید بدانید که در ذهن کوچک فرزندتان هنگام تقلید رفتار شما چه میگذرد، این واکاوی علمی پاسخهای شگفتانگیزی برایتان دارد.
۱- جادوی تقلید؛ چرا کودکان ادای بزرگترها را در میآورند؟
تقلید اولین و حیاتیترین ابزار یادگیری در گونه انسان است. از لحظهای که نوزاد لبخند مادر را بازتاب میدهد، فرآیند مدلسازی عصبی آغاز میشود. کودکان با مشاهده رفتار والدین و اطرافیان، سعی میکنند کدهای پیچیده زندگی اجتماعی را رمزگشایی کنند. بازیهای تقلیدی در واقع یک «شبیهساز پرواز» برای زندگی واقعی هستند. کودک در محیطی امن و بدون ریسک، نقشهایی را تمرین میکند که در دنیای واقعی هنوز اجازه یا توانایی انجام آنها را ندارد.
“
شاید نشنیده باشید:
نورونهای آینهای (Mirror Neurons) در مغز کودک حتی زمانی که او فقط در حال تماشای بازی دیگران است، به گونهای فعال میشوند که گویی خودش در حال انجام آن فعالیت است. این آمادگی عصبی باعث میشود که میل به تقلید، یک نیاز بیولوژیک برای توسعه مهارتهای حرکتی و شناختی باشد.
در روانشناسی رشد، این مرحله را گذار از «بازی کارکردی» به «بازی نمادین» (Symbolic Play) مینامند. در بازی نمادین، یک لنگه کفش میتواند نقش یک تلفن یا یک قایق را ایفا کند. این توانایی برای نسبت دادن معنای جدید به اشیاء، نشاندهنده شروع تفکر انتزاعی است. وقتی کودک ادای یک بزرگسال را در میآورد، او در حال گسترش مرزهای «خود» است تا ببیند بودن در کالبد دیگری چه حسی دارد. این فرآیند زیربنای اصلی هوش هیجانی و توانایی درک دیدگاههای دیگران در سالهای بعدی زندگی است.
۲- کالبدشکافی پزشکبازی؛ چرا آمپول و گوشی پزشکی؟
پزشکبازی (Playing Doctor) یکی از رایجترین و ماندگارترین بازیهای تقلیدی در سراسر جهان است. اما چرا کودکان به جای بازیهای سادهتر، به سراغ نقشهای پزشکی میروند؟ پاسخ در دو کلمه نهفته است: قدرت و کنترل. در دنیای واقعی، مراجعه به پزشک برای کودک اغلب با تجربهای از ناتوانی، ترس و گاهی درد همراه است. کودک در مطب پزشک، موجودی منفعل است که دیگران برای بدن او تصمیم میگیرند. بازی پزشکبازی به او اجازه میدهد تا این معادله را معکوس کند.
-تغییر نقش از بیمار (منفعل) به پزشک (فعال)
-پردازش ترس از ابزارهای پزشکی و محیط بیمارستان
-کسب حس قدرت از طریق کنترل کردن سلامت دیگران (عروسکها)
در این بازی، کودک با در دست گرفتن گوشی پزشکی، صاحب قدرت میشود. اوست که معاینه میکند، اوست که دستور میدهد و اوست که درمان میکند. این جابهجایی نقش، نوعی مکانیسم دفاعی به نام «همانندسازی با پرخاشگر» یا مقتدر است که به کودک کمک میکند تا اضطراب ناشی از تجربههای پزشکی قبلی را تخلیه نماید. به همین دلیل است که پزشکبازی معمولاً پس از یک دوره بیماری یا مراجعه به درمانگاه، شدت بیشتری میگیرد.
۳- تسلط بر اضطراب از طریق نمایش؛ تئاتر درمانی در اتاق کودک
بازیهای تقلیدی نقشی حیاتی در بهداشت روانی کودکان ایفا میکنند. روانشناسان معتقدند که کودک از طریق بازی، «ترومای کوچک» (Micro-trauma) زندگی روزمره را پردازش میکند. وقتی کودک سناریوی یک تزریق دردناک را بارها و بارها با عروسک خود تکرار میکند، در واقع در حال حساسیتزدایی (Desensitization) نسبت به آن تجربه است. او با تکرار موقعیت در شرایطی که خودش کارگردان آن است، شدت ترس را کاهش میدهد.
این فرآیند به کودک اجازه میدهد تا احساسات پیچیدهای مثل ترس، خشم یا نگرانی را در بستری نمادین ابراز کند. اگر کودک در بازی به خرس خود میگوید: «آمپول ترس ندارد، گریه نکن»، او در واقع در حال گفتگو با بخش مضطرب درون خودش است. این خودگوییهای حمایتی، پایههای تابآوری (Resilience) را در شخصیت او محکم میکند. والدینی که با دقت به این بازیها نظارت میکنند، میتوانند از طریق سناریوهایی که کودک خلق میکند، به ترسهای نهفته و دغدغههای ذهنی او پی ببرند بدون اینکه نیاز باشد مستقیماً از او سوال بپرسند.
۴- توسعه زبان و مهارتهای کلامی در بستر نقشآفرینی
یکی از بزرگترین فواید بازیهای تقلیدی، غنیسازی دایره واژگان و مهارتهای ارتباطی است. کودک در نقش بازیگرها یا فروشنده، مجبور است از کلمات و اصطلاحات خاص آن نقش استفاده کند. او یاد میگیرد که لحن صدا، انتخاب کلمات و حتی حرکات بدن باید متناسب با شخصیتی باشد که ایفا میکند. این تمرین کلامی، توانایی کدگذاری و رمزگشایی پیامهای پیچیده اجتماعی را در او تقویت میکند.
-استفاده از جملات شرطی (اگر درد داری، این دارو را بخور)
-تمرین آداب معاشرت و گفتگوی رسمی
-تقویت توانایی قصهگویی و خلق روایتهای منطقی
در جریان این بازیها، کودک مفاهیم انتزاعی مثل «مراقبت»، «مسئولیت» و «نظم» را در قالب کلمات تجربه میکند. او متوجه میشود که برای پیشبرد بازی، باید با پارتنر خود (که ممکن است والد یا همبازیاش باشد) به توافق برسد. این تعاملات، مهارت مذاکره و حل تعارض را در او شکوفا میکند. بازیهای تقلیدی به کودک میآموزند که زبان تنها وسیلهای برای بیان نیازها نیست، بلکه ابزاری برای خلق دنیاهای جدید و مدیریت روابط انسانی است.
۵- از خودمحوری تا همدلی؛ تمرین انسانیت در قالب بازی
یکی از بزرگترین جهشهای رشدی که در خلال بازیهای تقلیدی رخ میدهد، خروج از پیله خودمحوری (Egocentrism) است. بر اساس نظریات ژان پیاژه، کودک در سالهای اولیه تصور میکند که همه دنیا را دقیقاً همانگونه میبینند که او میبیند. اما وقتی کودک در نقش پزشک فرو میرود و باید حال بیمار (عروسک یا همبازی) را بپرسد، ناچار است از زاویه دید دیگری به موقعیت نگاه کند. این عمل ساده، سنگبنای شکلگیری همدلی (Empathy) در مغز است.
“
خوب است بدانید:
کودکانی که به طور مکرر در بازیهای نقشآفرینی اجتماعی شرکت میکنند، در تستهای «نظریه ذهن» (Theory of Mind) عملکرد بسیار بهتری دارند. آنها سریعتر از همسالان خود درک میکنند که دیگران ممکن است افکار، باورها و احساساتی متفاوت از خودشان داشته باشند.
در پزشکبازی، کودک یاد میگیرد که مفهوم «مراقبت» (Care) چیست. او با نوازش کردن بیمارش یا اطمینان دادن به او، در حال تمرین مهارتهای مراقبتی است که در بزرگسالی برای برقراری روابط سالم به آنها نیاز دارد. این بازیها به کودک اجازه میدهند تا شفقت را در محیطی فانتزی تجربه کند. او متوجه میشود که رفتارهای او (مثل تجویز یک داروی خیالی یا بستن زخم) میتواند بر روی «احساس» موجود دیگری تأثیر بگذارد. این درک عمیق، مقدمهای برای مسئولیتپذیری اجتماعی و اخلاقمداری در آینده است.
۶- آزمایشگاه حل مسئله؛ وقتی اسباببازیها به چالش تبدیل میشوند
بازی تقلیدی یک فرآیند ایستا نیست، بلکه پر از گرههای داستانی است که کودک باید آنها را باز کند. «اوه! دارو تمام شده است، حالا چه کار کنیم؟» یا «بیمار نمیخواهد آمپول بزند، چطور او را راضی کنیم؟» اینها نمونههایی از مسائل پیچیدهای هستند که کودک در جریان بازی با آنها روبرو میشود. برخلاف بازیهای دیجیتال که مسیرها از پیش تعیین شدهاند، در بازیهای سنتی تقلیدی، کودک معمار و مهندس تمام راهحلهاست.
-یافتن جایگزین برای ابزارهای مفقود شده (خلاقیت در استفاده از اشیاء)
-مدیریت بحران در سناریوی بازی (مثل بدتر شدن حال بیمار خیالی)
-مذاکره با همبازیها برای تقسیم نقشها
این مواجهه با چالشهای کوچک، قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) مغز را فعال میکند که مسئول عملکردهای اجرایی مثل برنامهریزی و تصمیمگیری است. کودک در حال یادگیری این است که برای هر مشکل، بیش از یک راه وجود دارد. این انعطافپذیری ذهنی (Cognitive Flexibility) یکی از باارزشترین داراییهای هر انسان در دنیای مدرن است. در واقع، بازی پزشکبازی بیش از آنکه درباره پزشکی باشد، درباره یادگیریِ «چگونه فکر کردن» در شرایط دشوار است.
۷- هویتسازی و کاوش در دنیای مشاغل؛ من چه کسی خواهم بود؟
کودکان از طریق بازیهای تقلیدی، لباسِ هویتهای مختلف را پرو میکنند. بازی پزشکبازی، معلمبازی یا آتشنشانبازی، اولین قدمهای کودک برای درک مفهوم «شغل» و «جایگاه اجتماعی» است. او با تقلید حرکات بازیگرها، در حال سنجش این موضوع است که آیا این نقش با روحیات او سازگار است یا خیر. اگرچه اکثر کودکانی که پزشکبازی میکنند لزوماً جراح نمیشوند، اما همه آنها در حال درک مفهوم خدمت به جامعه هستند.
این بازیها به کودک کمک میکنند تا بین دنیای فانتزی و واقعیت مرز بکشد، در حالی که از مزایای هر دو بهرهمند میشود. او میداند که واقعاً پزشک نیست، اما لذت ناشی از «مفید بودن» را به طور واقعی حس میکند. این حس کارآمدی (Self-efficacy) تأثیر شگرفی بر اعتماد به نفس کودک دارد. وقتی او میبیند که میتواند در بازی، نقش یک فرد مقتدر و دانا را ایفا کند، خودپنداره مثبتتری در او شکل میگیرد. هویت کودک در لابلای همین دیالوگهای ساده و معاینات خیالی نضج میگیرد.
۸- نقش والدین در غنیسازی دنیای نمادین کودک
بسیاری از والدین به اشتباه فکر میکنند که باید در بازیهای تقلیدی نقش «آموزگار» را ایفا کنند یا بازی را به سمت واقعیتهای علمی ببرند. اما بهترین رویکرد، پذیرفتن نقش «دنبالکننده» است. اجازه دهید کودک کارگردان باشد. اگر او میگوید موزیک پخش شده از رادیو، صدای قلب بیمار است، با او مخالفت نکنید. وظیفه شما فراهم کردن ابزارهای ساده (حتی اشیاء بیخطر خانه) و تشویق تخیل اوست.
-فراهم کردن لباسها و ابزارهای ساده برای نقشآفرینی
-پرسیدن سوالات باز که سناریو را توسعه میدهد (مثلاً: حالا بیمار باید چه غذایی بخورد؟)
-عدم قضاوت یا اصلاح دائمی اشتباهات کودک در جریان بازی
حضور شما در بازی نه تنها رابطه عاطفی را تقویت میکند، بلکه به کودک احساس امنیت میدهد تا ریسکهای ذهنی بزرگتری انجام دهد. تماشای بازی کودک، پنجرهای به دنیای درونی اوست. اگر متوجه شدید که کودک در بازیهایش مدام صحنههای پرخاشگرانه یا اضطرابی را تکرار میکند، این میتواند نشانهای از فشار روانی در دنیای واقعی باشد که نیاز به توجه و همدلی بیشتر شما دارد. بازی، زبانِ مخفی کودکان است؛ برای فهمیدن آنها، باید این زبان را یاد بگیرید.
۹- بازیهای تقلیدی در عصر دیجیتال؛ وقتی تبلت جایگزین روپوش میشود
در دنیای امروز، اپلیکیشنهای (Doctor Apps) و بازیهای ویدیویی سعی دارند تجربه پزشکبازی را شبیهسازی کنند. اما آیا کلیک کردن روی یک سرنگ مجازی همان تأثیر گوشی پزشکی پلاستیکی را دارد؟ تحقیقات نوین در حوزه عصبشناختی نشان میدهند که تعامل فیزیکی با اشیاء و حرکت در فضای واقعی، بخشهایی از مغز (Sensory-Motor Cortex) را فعال میکند که در بازیهای دیجیتال غیرفعال میمانند. بازیهای سنتی به کودک اجازه میدهند تا «سنگینی» مسئولیت و «گرمی» همدلی را در تماس با یک موجود زنده یا حتی یک عروسک لمس کند.
“
یک نکته کنجکاویبرانگیز:
مطالعات نشان میدهند کودکانی که بیشتر به بازیهای تقلیدی سنتی (بدون صفحه نمایش) میپردازند، در بزرگسالی توانایی بیشتری برای حل تعارضات بینفردی دارند. دلیل آن ساده است: در بازی واقعی، شما نمیتوانید دکمه «ریست» را بزنید و باید با احساسات طرف مقابل به طور زنده روبرو شوید.
علاوه بر این، در بازیهای فیزیکی، «تخیل» وظیفه پر کردن شکافهای گرافیکی را بر عهده دارد؛ مهارتی که در بازیهای دیجیتال با گرافیک بالا، تنبل میشود. وقتی کودک از یک چوب بستنی به عنوان دماسنج استفاده میکند، مغز او در حال انجام یک فعالیت سنگین خلاقانه است. حفظ تعادل بین دنیای مدرن و بازیهای کلاسیک تقلیدی، تضمینکننده رشد متوازن مهارتهای نرم در نسلی است که با تکنولوژی محاصره شده است. بازیهای دستی، روحِ پرسشگری و ابداع را در کودک زنده نگه میدارند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
۱. آیا پزشکبازی پسر بچهها با دختر بچهها متفاوت است؟
تحقیقات نشان میدهند که محتوای بازی (مراقبت و درمان) در هر دو جنسیت یکسان است، اما پسران تمایل بیشتری به استفاده از ابزارهای فنی و جراحی نشان میدهند در حالی که دختران بیشتر بر جنبههای گفتگوی عاطفی و پرستاری تمرکز میکنند. این تفاوتها اغلب ریشه در الگوهای فرهنگی دارد و لزوماً نشاندهنده استعداد متفاوت نیست. تشویق هر دو گروه به تجربه تمام ابعاد بازی، به رشد جامع شخصیت آنها کمک میکند.
۲. از چه سنی باید نگرانِ تکرار بیش از حد یک بازی تقلیدی باشیم؟
تکرار بازی تا زمانی که کودک از آن لذت میبرد کاملاً طبیعی است و نشاندهنده تلاش مغز برای تسلط بر یک مفهوم خاص میباشد. تنها زمانی باید مداخله کرد که بازی به شکلی وسواسی، صلب و بدون تغییر باقی بماند یا مانع از برقراری ارتباط با دنیای واقعی شود. در این موارد، مشورت با یک روانشناس کودک برای بررسی اضطرابهای احتمالی یا تثبیتهای هیجانی توصیه میشود.
۳. آیا بازیهای تقلیدی میتوانند نشانهای از نبوغ یا استعداد شغلی در آینده باشند؟
اگرچه علاقه شدید به پزشکبازی به معنای تضمین جراح شدن کودک نیست، اما نشاندهنده توانایی بالای او در «مدلسازی ذهنی» و «هوش اجتماعی» است. کودکانی که سناریوهای پیچیده و طولانی میسازند، معمولاً از بهره هوشی کلامی و خلاقیت بالاتری برخوردار هستند. این بازیها بیشتر از آنکه شغل آینده را پیشبینی کنند، کیفیتِ فرآیندهای فکری و توانایی حل مسئله کودک را بازتاب میدهند.
۴. چگونه ابزارهای بازی پیشرفته و تکنولوژیک بر کیفیت بازی تقلیدی اثر میگذارند؟
ابزارهای بسیار دقیق و هوشمند که تمام کارها را با باتری انجام میدهند، ممکن است فرصت «تخیل فعال» را از کودک سلب کنند. طبق پژوهشهای نوین، اسباببازیهای سادهتر که نیاز به صداگذاری و حرکت توسط خود کودک دارند، باعث رشد بهتر قشر حرکتی مغز میشوند. بهترین اسباببازی آن است که ۱۰ درصد کار را انجام دهد و اجازه دهد ۹۰ درصد بقیه توسط ذهن کودک ساخته شود.
۵. اگر کودک در بازی به جای درمان، نقشهای خشن ایفا کند باید چه کرد؟
وجود مقداری پرخاشگری در بازیهای تقلیدی برای تخلیه هیجانات منفی (Catharsis) طبیعی است و نباید بلافاصله سرکوب شود. با این حال، اگر خشونت به هدف اصلی بازی تبدیل شود، نشاندهنده این است که کودک در حال پردازش یک فشار روانی یا مشاهده رفتارهای نامناسب در محیط است. در این شرایط، والدین باید بدون قضاوت، سناریوهای «مراقبتی» و «حل صلحآمیز مشکل» را به طور غیرمستقیم وارد بازی کنند.
۶. آیا بازیهای تقلیدی در درمان اختلالات یادگیری و اوتیسم نقشی دارند؟
بله، بازیهای نقشآفرینی یکی از ستونهای اصلی درمانهای مداخلهای برای تقویت مهارتهای اجتماعی در کودکان مبتلا به اوتیسم هستند. این بازیها به کودک کمک میکنند تا نشانههای غیرکلامی و احساسات دیگران را در محیطی کنترل شده تمرین کند. آموزشِ «بازی نمادین» به این کودکان، پنجرههای جدیدی را برای برقراری ارتباط با دنیای خارج و کاهش انزوای اجتماعی باز میکند.
۷. چرا برخی کودکان از مشارکت والدین در بازی امتناع میکنند؟
این رفتار معمولاً نشانه تلاش کودک برای کسب استقلال (Autonomy) و ایجاد مرزهای شخصی است. کودک در فضای بازی خود احساس مالکیت و قدرت تام دارد و حضور والد ممکن است این حس کنترل را مختل کند. در چنین مواردی، بهتر است از دور نظارت کنید و تنها در صورتی وارد شوید که کودک صراحتاً از شما دعوت کند یا نقشی به شما بسپارد.
۸. آیا بازیهای تقلیدی به کاهش فوبیای مطب دندانپزشکی کمک میکنند؟
بله، بازسازی فضای دندانپزشکی در خانه و سپردن نقش دندانپزشک به کودک، یکی از بهترین روشهای «پیشمواجهه» (Pre-exposure) است. این کار باعث میشود ابزارها و صداها برای کودک آشنا شده و حس تهدیدآمیز بودن آنها کاهش یابد. مطالعات بالینی نشان میدهند کودکانی که قبل از مراجعه به دندانپزشک، بازیهای مرتبط انجام دادهاند، همکاری بسیار بیشتری با تیم درمان دارند.
۹. نقش قصهگویی همزمان با بازیهای تقلیدی چیست؟
وقتی کودک در حین بازی داستانی را تعریف میکند، در حال یکپارچهسازی نیمکره چپ (زبان) و راست (خلاقیت) مغز خود است. این فعالیت ترکیبی، حافظه فعال (Working Memory) را به شدت تقویت کرده و به کودک کمک میکند تا مفاهیم علت و معلولی را بهتر درک کند. قصهگویی در بازی، تمرینی عالی برای مهارتهای نوشتاری و تحلیلی در سالهای مدرسه خواهد بود.
۱۰. آیا تماشای کارتونهای آموزشی جایگزین مناسبی برای بازیهای نقشآفرینی است؟
کارتونها میتوانند ایدههای جدیدی برای سناریوی بازی به کودک بدهند، اما هرگز جایگزین «تجربه فعال» نمیشوند. تماشای تلویزیون یک فعالیت منفعل است که در آن کودک هیچ قدرت تصمیمی ندارد، در حالی که در بازی تقلیدی، او خالق کل دنیای خود است. برای رشد بهینه، کارتون باید تنها به عنوان یک منبع الهام برای بازیهای فیزیکی بعدی استفاده شود.
۱۱. تداخل بازیهای تقلیدی با مفاهیم جنسیتی در دنیای جدید چگونه است؟
در رویکردهای نوین تربیتی، تلاش میشود تا بازیها فارغ از کلیشههای جنسیتی در اختیار کودکان قرار گیرند. پزشکبازی برای هر دو جنسیت راهی برای تمرین اقتدار و مراقبت است و نباید به هیچ وجه محدود شود. تحقیقات نشان میدهند کودکانی که در محیطهای بدون کلیشه بازی میکنند، در آینده انعطافپذیری شغلی و همدلی اجتماعی بالاتری در محیطهای کاری دارند.
۱۲. آیا بازیهای تقلیدی میتوانند به بهبود خواب کودک کمک کنند؟
بله، بازیهای تقلیدی سنگین در طول روز باعث تخلیه انرژی ذهنی و روانی کودک میشود که به نوبه خود کیفیت خواب را بالا میبرد. همچنین اگر کودک از تاریکی یا تنهایی در خواب میترسد، بازسازی این سناریوها در قالب بازی میتواند ترس او را مدیریتپذیر کند. بازی، سطح هورمونهای استرس (Cortisol) را کاهش داده و آرامش عمیقتری را برای سیستم عصبی فراهم میآورد.
۱۳. تأثیر بازیهای گروهی تقلیدی بر مهارت مذاکره چیست؟
در بازیهای گروهی، کودکان مجبورند بر سر نقشها و قوانین بازی چانهزنی کنند: «من پزشک باشم، تو مریض». این تعاملات اولیه، قویترین کلاس درس برای یادگیریِ «هنر مصالحه» و «کار تیمی» است. کودک یاد میگیرد که برای ادامه لذت بازی، گاهی باید از خواستههای خود کوتاه بیاید یا دیگران را با استدلال قانع کند.
۱۴. چرا برخی کودکان در حین بازیهای تقلیدی به شدت جدی و عصبی میشوند؟
این جدیت نشاندهنده غرق شدن کامل در «جریان» (Flow) بازی و اهمیت بالای آن سناریو برای کودک است. برای او، این یک نمایش نیست، بلکه واقعیتی است که در آن باید مسئولیت بزرگی را به انجام برساند. والدین باید به این جدیت احترام بگذارند و با مسخره کردن یا جدی نگرفتن بازی، امنیت روانی کودک را برای ابراز قدرت خدشهدار نکنند.
نتیجهگیری
بازیهای تقلیدی، بهویژه پزشکبازی، فراتر از یک سرگرمی ساده، آزمایشگاههایی حیاتی برای رشد همهجانبه کودک هستند. در این فضا، کودک نه تنها با ترسهای خود روبرو میشود و بر آنها تسلط مییابد، بلکه مهارتهای پیچیدهای چون همدلی، حل مسئله و تفکر انتزاعی را تمرین میکند. والدین با درک ارزش علمی این بازیها و فراهم کردن محیطی امن برای تخیل، میتوانند به شکوفایی پتانسیلهای نهفته فرزندشان کمک کنند. به یاد داشته باشید که هر بار کودکتان گوشی پزشکی پلاستیکی را به دست میگیرد، در حال ساختن پلی محکم بین دنیای کوچک خود و دنیای بزرگِ مسئولیتها و روابط انسانی است. بازی، جدیترین فعالیت دوران کودکی است.
فرزند شما امروز چه نقشی را بازی کرد؟
مشاهده بازیهای تقلیدی کودکان میتواند دریچهای شگفتانگیز به دغدغههای ذهنی آنها باشد. آیا تا به حال در پزشکبازی فرزندتان نقش بیمار را داشتهاید؟ تجربیات و مشاهدات جالب خود را از سناریوهای خلاقانه کودکانتان در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

![دانلود رایگان سریال قضاوت قسمت ۱۵۰ دوبله فارسی + [زمان پخش] – فیگر دانلود رایگان سریال قضاوت قسمت ۱۵۰ دوبله فارسی + [زمان پخش] – فیگر](https://figar.ir/wp-content/uploads/2021/09/Yargi_afis.jpg)





ارسال نقد و بررسی