تصور کنید در قلب یک بیابان یا در میانه جنگلی انبوه، ماری برای ماههای متمادی بدون کوچکترین جابهجایی در کمین نشسته . او نه به دنبال غذا میخزد و نه انرژی خود را صرف پرسهزنیهای بیهدف میکند؛ او در انتظار لحظهای است که شاید ماهها با آن فاصله داشته باشد. در دنیای پستانداران، گرسنگی به معنای ضعف، تحلیل رفتن عضلات و در نهایت مرگ است، اما در قلمرو خزندگان، گرسنگی یک انتخاب هوشمندانه و بخشی از یک استراتژی بقای بینقص محسوب میشود. دانشمندان همواره از خود میپرسیدند که چگونه سیستم گوارش مارها برای بقا در سختترین شرایط تنظیم شده، طوری که حتی پس از یک سال بیغذایی، همچنان کارایی خود را حفظ میکند.
این توانایی شگفتانگیز ریشه در اعماق کدهای ژنتیکی و حذف تعمدی هورمونهایی دارد که ما آنها را به عنوان فرماندهان گرسنگی میشناسیم. با بررسی دقیق ژنوم (Genome) این موجودات، پرده از رازی برداشته شده که نشان میدهد مارها چگونه با «خاموش کردن» حس نیاز، زمان را به بازی میگیرند.
۱-معمای هورمون گرسنگی در سیستم گوارش مارها برای بقا
در بدن ما انسانها و سایر پستانداران، هورمونی به نام گرلین (Ghrelin) نقش پلیس راهنمایی را ایفا میکند که مدام به مغز هشدار میدهد مخزن سوخت خالی است. این هورمون که در معده تولید میشود، با ارسال سیگنالهای مداوم، ما را به سمت یافتن غذا سوق میدهد. با این حال، تحقیقات جدید روی ژنوم خزندگان نشان داده است که برخی گونهها، به ویژه ۳۲ نوع مار مختلف، این کد ژنتیکی را به طور کامل از دست دادهاند. حذف این هورمون باعث میشود که سیستم گوارش مارها برای بقا نیازی به ارسال هشدارهای عصبی گرسنگی نداشته باشد. در واقع، بدن این جانوران به جای آنکه انرژی خود را صرف ایجاد حس ولع و جستوجوی مضطربانه برای طعمه کند، در حالتی از آرامش متابولیک (Metabolic) قرار میگیرد. این حذف ژنتیکی نه یک نقص، بلکه یک جهش تکاملی برای زیستن در محیطهای غیرقابل پیشبینی است که در آن طعمه حکم کیمیا را دارد.
۲-مهندسی معکوس گرسنگی؛ وقتی بدن از سوختوساز انصراف میدهد
تفاوت بنیادین میان مارها و پستانداران در نحوه مواجهه با نبود غذا نهفته است. در پستانداران، گرلین بدن را مجبور میکند تا برای تامین انرژی فوری، ذخایر چربی را بسوزاند که این فرآیند خود مستلزم صرف انرژی و فعالیت سیستمهای مختلف بدن است. اما سیستم گوارش مارها برای بقا از الگوی متفاوتی پیروی میکند. با نبود گرلین و آنزیم مکمل آن یعنی MBOAT4، بدن مار وارد وضعیتی میشود که میتوان آن را «تعلیق زیستی» نامید. در این حالت، نرخ متابولیسم پایه (Basal Metabolic Rate) به حداقل ممکن میرسد. این یعنی مار در حالتی که بیدار و هوشیار است، به اندازه یک موجود در حال خواب زمستانی انرژی مصرف میکند. این مهندسی معکوس به آنها اجازه میدهد تا به جای سوختوساز سریع ذخایر، آنها را برای ماههای طولانی و حتی سالها جیرهبندی کنند.
“
یک نکته کنجکاویبرانگیز:
برخی از مارهای بزرگ مانند پایتونها میتوانند پس از یک وعده غذایی سنگین، حجم قلب و کبد خود را تا ۴۰ درصد افزایش دهند تا سرعت هضم را بالا ببرند و سپس دوباره آنها را منقبض کنند!
۳-استراتژی شکار «بنشین و منتظر بمان» و سازگاری ژنتیکی
بسیاری از مارها از روشی برای شکار استفاده میکنند که دانشمندان آن را «بنشین و منتظر بمان» (Sit-and-Wait) مینامند. در این روش، مار ممکن است هفتهها در یک نقطه ثابت بماند تا طعمهای از نزدیکی او عبور کند. این رفتار به شدت با سیستم گوارش مارها برای بقا هماهنگ است. اگر این موجودات مانند ما انسانها مدام با پیامهای گرسنگی از سوی مغز مواجه میشدند، هرگز نمیتوانستند چنین صبر طاقتفرسایی را از خود نشان دهند. یافتههای پژوهشگران در دانشگاه پورتو (University of Porto) تایید میکند که این فقدان ژنتیکی، به مار اجازه میدهد تا بدون استرسِ ناشی از گرسنگی، تمام تمرکز خود را بر روی لحظه طلایی حمله بگذارد. این یک همسویی کامل میان رفتار حرکتی و ساختار شیمیایی بدن است که مار را به شکارچی نهایی محیطهای دشوار تبدیل کرده است.
۴-تاریخچه علمی و شکستهای گذشته در شناخت گرلین
جالب است بدانید که در ابتدا، دانشمندان تصور میکردند گرلین کلید نهایی درمان چاقی و بیماریهای متابولیک در انسان است. سالها تحقیق بر روی موشهای آزمایشگاهی انجام شد تا با مسدود کردن این هورمون، اشتها را کنترل کنند، اما نتایج همیشه ناامیدکننده بود. سیستم پیچیده پستانداران اجازه نمیداد که حذف یک هورمون به سادگی منجر به توقف گرسنگی شود. اما نگاه عمیق به سیستم گوارش مارها برای بقا نشان داد که طبیعت قبلاً این آزمایش را به موفقیت رسانده . بررسی ۱۱۲ گونه از خزندگان ثابت کرد که تکامل در چندین نوبت مستقل، ژن گرلین را در بدن این موجودات از کار انداخته است. این تفاوت فاحش میان واکنش مارها و پستانداران به گرلین، اکنون به یک حوزه جذاب در بیولوژی تکاملی تبدیل شده است که میتواند دیدگاه ما را نسبت به مدیریت انرژی در بدن انسان نیز تغییر دهد.
۵-تحلیل ژنتیکی پورتو؛ جستوجوی قطعات گمشده در دیانای
پژوهشگران در دانشگاه پورتو هنگام بررسی توالیهای ژنتیکی مارها با پدیدهای روبهرو شدند که در ابتدا شبیه به یک خطای محاسباتی به نظر میرسید. آنها در بسیاری از گونهها تنها قطعات کوچکی از سکانسهای مربوط به هورمون گرسنگی را یافتند که عملاً هیچ شباهتی به یک ژن عملکردی نداشت. در واقع، سیستم گوارش مارها برای بقا به گونهای طراحی شده است که ژنهای تولیدکننده گرلین در آن یا به طور کامل حذف شدهاند و یا چنان دچار تغییر و تابخوردگی (Warped) گشتهاند که دیگر قادر به رمزنگاری هیچ پروتئین فعالی نیستند. این گسست ژنتیکی نشان میدهد که مارها در طول میلیونها سال تکامل، آگاهانه از یک ابزار بیولوژیک که در سایر جانداران حیاتی است، صرفنظر کردهاند. این یافته نه تنها یک کشف در حوزه خزندهشناسی، بلکه گواهی بر قدرت انطباقپذیری موجودات زنده با محدودیتهای محیطی است.
۶-آنزیم MBOAT4؛ قطعه دوم پازل گرسنگی در خزندگان
تنها حذف هورمون گرلین نبود که توجه محققان را جلب کرد؛ بلکه فقدان آنزیم حیاتی MBOAT4 نیز به همان اندازه اهمیت داشت. در بدن پستانداران، گرلین بدون حضور این آنزیم مانند کلیدی بدون دندانه است که نمیتواند قفل گیرندههای مغزی را باز کند. در سیستم گوارش مارها برای بقا، هر دو بخش این قفل و کلید از کار افتادهاند تا اطمینان حاصل شود که هیچ پیام اشتباهی مبنی بر نیاز به غذا صادر نمیشود. این انسداد دوطرفه نشاندهنده یک سیستم ایمنی در برابر گرسنگی است که مانع از تحلیل رفتن قوای ذهنی و جسمی جانور در زمانهای قحطی میشود. در حالی که یک انسان پس از چند روز گرسنگی دچار افت تمرکز و ضعف شدید میشود، مارها به لطف این نقص آنزیمی تعمدی، همچنان با دقت یک ساعت سوئیسی آماده شکار باقی میمانند.
“
خوب است بدانید:
برخی از مارهای زنگی میتوانند تا دو سال بدون غذا زنده بمانند و جالب اینجاست که در این مدت همچنان قادر به رشد و پوستاندازی هستند که نشاندهنده مدیریت فوقالعاده ذخایر انرژی است.
۷-تکامل مستقل؛ چگونه گونههای مختلف به یک راه حل رسیدند؟
یکی از هیجانانگیزترین بخشهای این تحقیق، کشف این موضوع بود که حذف ژن گرلین در همه مارها به طور همزمان اتفاق نیفتاده . شواهد نشان میدهند که گروههای مختلف خزندگان، از جمله برخی آفتابپرستها و آگاماها (Agamas)، به صورت مستقل و در رویدادهای تکاملی جداگانه این مسیر را طی کردهاند. این پدیده که در زیستشناسی به آن تکامل همگرا (Convergent Evolution) میگویند، ثابت میکند که سیستم گوارش مارها برای بقا چنان کارآمد بوده که طبیعت بارها و بارها آن را در گونههای مختلف تکرار کرده است. هر بار که محیط زیست سختتر شده و دسترسی به منابع غذایی محدود شده، تکامل به نفع موجوداتی رای داده است که توانستهاند با خاموش کردن حس گرسنگی، شانس بقای خود را افزایش دهند. این موضوع نشان میدهد که گرسنگی طولانیمدت نه یک تهدید، بلکه یک فشار تکاملی برای ارتقای سیستمهای زیستی بوده است.
۸-بودجهبندی انرژی؛ هنر زنده ماندن با حداقلها
سیستم گوارش مارها برای بقا در واقع یک مدیر مالی وسواسی است که بودجه انرژی را با دقتی بینظیر مدیریت میکند. وقتی مار در حالت روزهداری طولانیمدت قرار میگیرد، بدن او تنها به حیاتیترین بخشها یعنی مغز و سیستمهای حسی سوخترسانی میکند. برخلاف پستانداران که در زمان گرسنگی دچار لرزش و افت دمای بدن میشوند، خزندگان با تنظیم دقیق سوختوساز سلولی، از هدررفت حتی یک کالری جلوگیری میکنند. این فرآیند باعث میشود که ذخایر چربی که در بدن مار انباشته شده است، به جای آنکه در عرض چند هفته تمام شود، برای ماههای متمادی دوام بیاورد. این هنرِ زنده ماندن با حداقلها، نتیجه میلیونها سال آزمون و خطا در طبیعت است که مارها را به قهرمانان بلامنازع صرفهجویی در انرژی تبدیل کرده است. در پارتهای بعدی، به سراغ کاربردهای این دانش و تاثیر آن بر آینده علم خواهیم رفت.
۹-انعطافپذیری اندامها؛ رقصِ حیات در سیستم گوارش مارها برای بقا
یکی از حیرتانگیزترین جنبههای فیزیولوژی مارها که مکملی برای حذف هورمون گرسنگی است، توانایی آنها در تغییر ابعاد اندامهای داخلی است. در حالی که سیستم گوارش مارها برای بقا در دوران روزهداری به حالتی نیمهتعطیل در میآید، اندامهایی مثل روده و کبد به شدت کوچک میشوند تا انرژی کمتری مصرف کنند. این فرآیند که نوعی آتروفی (Atrophy) کنترلشده است، به مار اجازه میدهد تا هزینههای نگهداری بدن را به حداقل برساند. اما به محض اینکه طعمهای شکار میشود، بدن مار در یک واکنش انفجاری، شروع به بازسازی این اندامها میکند. در عرض چند ساعت، پوشش داخلی روده بازسازی شده و ترشح آنزیمهای هضمکننده با شدتی بیسابقه آغاز میشود. این تواناییِ بازسازی سریع، مارها را به موجوداتی تبدیل کرده که گویی میتوانند بخشهایی از بدن خود را خاموش و روشن کنند.
۱۰-تفاوت متابولیک میان روزهداری پستانداران و خزندگان
درک تفاوت میان گرسنگی در انسان و مار به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا سیستم گوارش مارها برای بقا تا این حد موفق است. در پستانداران، گرسنگی باعث تحریک سیستم عصبی سمپاتیک (Sympathetic Nervous System) میشود که نتیجه آن افزایش استرس، تپش قلب و بیقراری برای یافتن غذا است. این پاسخِ تکاملی در پستانداران برای موجوداتی که نرخ سوختوساز بالایی دارند حیاتی است، اما در خزندگان، نبودِ گرلین باعث میشود که پاسخهای استرسی به گرسنگی کلاً حذف شوند. مار در زمان گرسنگی نه تنها مضطرب نمیشود، بلکه به آرامشی عمیق فرو میرود که به آن اجازه میدهد بدون صرف اکسیژن اضافی، ماهها در انتظار بماند. این آرامشِ فیزیولوژیک کلید اصلی آنها برای عبور از دورههای طولانی قحطی در طبیعت است.
“
شاید نشنیده باشید:
برخی مارهای پایتون پس از بلعیدن یک شکار بزرگ، دمای بدن خود را تا چند درجه افزایش میدهند تا سرعت واکنشهای شیمیایی هضم را در معده خود بیشترکنند.
۱۱-نقش ذخایر چربی در استقامتِ طولانیمدت
ذخایر چربی در بدن مارها به شکل بافتهای تخصصی ذخیره میشوند که آزادسازی انرژی از آنها بسیار کند و کنترلشده است. سیستم گوارش مارها برای بقا به گونهای تنظیم شده که اسیدهای چرب را به صورت قطرهچکانی وارد چرخه سوختوساز میکند. این در حالی است که در پستانداران، بدن به سرعت به سراغ پروتئینهای عضلانی میرود و باعث تحلیل رفتن ماهیچهها میشود. مارها اما با حفظ توده عضلانی خود، حتی پس از یک سال گرسنگی، قدرت کافی برای یک حمله برقآسا و خفهکننده را دارند. این اولویتبندی در مصرف منابع سوختی، مار را از نظر فیزیکی همیشه آمادهبهرزم نگه میدارد، گویی که هرگز گرسنه نبوده است. این مدیریت هوشمند منابع، یکی از کاملترین نمونههای بهینهسازی در زیستشناسی است.
۱۲-پیامدهای این کشف برای دانش پزشکی و آینده انسان
مطالعه بر روی سیستم گوارش مارها برای بقا تنها یک کنجکاوی علمی در مورد حیوانات نیست؛ بلکه میتواند افقهای جدیدی را در درمان اختلالات متابولیک انسانی بگشاید. اگر دانشمندان بتوانند بیاموزند که چگونه میتوان بدون ایجاد عوارض جانبی، سیگنالهای گرلین را به طور موقت در بدن انسان «خاموش» یا «تضعیف» کنند، ممکن است راهکارهای جدیدی برای مدیریت وزن یا حتی حفاظت از بافتهای بدن در شرایط اضطراری پیدا شود. اگرچه ساختار بدن ما با خزندگان تفاوتهای اساسی دارد، اما شباهتهای بنیادین در کدهای ژنتیکی ما، امیدها را برای الهامگیری از این ماشینهای بقا زنده نگه داشته است. تکامل در مارها به ما نشان داده است که انعطافپذیری در برابر نیازهای غریزی، شدنی است و این درس بزرگی برای دانش پزشکی نوین محسوب میشود.
منبع
سوالات متداول (Smart FAQ)
۱. آیا مارها در طول یک سال گرسنگی دچار تحلیل عضلانی میشوند؟
برخلاف انسان که در صورت گرسنگی طولانی ابتدا عضلات خود را میسوزاند، مارها به لطف نبود هورمون گرلین، بافت عضلانی خود را حفظ میکنند. آنها به طور مستقیم از ذخایر چربی تخصصی استفاده کرده و متابولیسم را چنان کاهش میدهند که پروتئینهای عضله دستنخورده باقی بماند. این سازوکار باعث میشود مار حتی پس از یک سال، قدرت کافی برای حمله انفجاری به شکار را داشته باشد.
۲. اگر مار در دوره روزهداری با طعمهای کوچک روبرو شود، آن را شکار میکند؟
سیستم گوارش مارها برای بقا به گونهای تنظیم شده که هضم طعمههای بسیار کوچک ممکن است انرژی بیشتری نسبت به ارزش غذایی آنها مصرف کند. بنابراین، مارهای بزرگ در دوران گرسنگی طولانی اغلب از طعمههای خرد صرفنظر میکنند تا ذخایر خود را برای یک شکار بزرگ و ارزشمند حفظ کنند. این رفتار نشاندهنده یک محاسبه دقیق هزینه و فایده (Cost-Benefit) در مغز خزنده است.
۳. آیا حذف هورمون گرسنگی در تمام خزندگان به یک شکل است؟
تحقیقات نشان میدهد که این حذف در گونههای مختلف به صورت مستقل و با الگوهای متفاوت رخ داده است. در برخی گونهها ژن کلاً ناپدید شده و در برخی دیگر فقط قطعات غیرفعالی از آن باقی مانده است. این تنوع نشان میدهد که طبیعت چندین بار و از راههای مختلف، فرمولِ «خاموش کردن گرسنگی» را کشف و پیادهسازی کرده است.
۴. تکنولوژیهای نوین در سالهای اخیر چگونه به کشف این راز کمک کردهاند؟
استفاده از توالییابی نسل جدید (Next-Generation Sequencing) به پژوهشگران اجازه داد تا با دقت بیسابقهای به بررسی ۱۱۲ گونه خزنده بپردازند. این فناوریها امکان شناسایی قطعات بسیار ریز و جهشیافته دیانای را فراهم کردند که در روشهای قدیمی قابل تشخیص نبودند. تحقیقات در دست انجام اکنون بر روی شبیهسازی این خاموشی ژنتیکی در محیط آزمایشگاهی متمرکز شده است.
۵. آیا میتوان از این یافته برای افزایش طول عمر فضانوردان در سفرهای طولانی استفاده کرد؟
ایده وارد کردن انسان به حالت خواب مصنوعی یا کاهش متابولیسم (Torpor) با الهام از سیستم گوارش مارها برای بقا، یکی از موضوعات داغ در بیولوژی فضایی است. اگر بتوانیم سیگنالهای گرسنگی و سوختوساز پایه را بدون آسیب به بافتها کاهش دهیم، سفر به مریخ با ذخایر غذایی کمتر ممکن خواهد بود. البته این دانش هنوز در مراحل اولیه تئوریک قرار دارد و تا کاربرد انسانی فاصله زیادی دارد.
۶. آیا داروی جدیدی با الهام از این سیستم برای درمان چاقی ساخته شده است؟
تحقیقات بر روی داروهای نسل جدید که گیرندههای گرلین را هدف قرار میدهند، با الهام از ساختار آنزیم MBOAT4 در مارها به شدت در حال پیگیری است. دانشمندان به دنبال ترکیباتی هستند که به جای مسدود کردن کامل، حساسیت بدن به گرسنگی را مانند خزندگان تنظیم کنند. این رویکرد نوین میتواند عوارض جانبی داروهای فعلی کاهش وزن را به حداقل برساند.
۷. آیا باور عمومی مبنی بر اینکه مارها در زمان گرسنگی وحشیتر میشوند درست است؟
برخلاف تصور، بسیاری از مارها در دوره روزهداری طولانی بسیار آرامتر و کمتحرکتر میشوند تا انرژی ذخیره کنند. تهاجم مارها معمولاً یک رفتار دفاعی است، نه ناشی از گرسنگی؛ چرا که یک مار گرسنه ترجیح میدهد تا لحظه قطعی شکار، کاملاً پنهان بماند. بنابراین، گرسنگی مفرط لزوماً به معنای افزایش خطر حمله برای انسان نیست.
۸. آیا مارها در زمان گرسنگی از آب هم بینیاز هستند؟
خیر، نیاز به هیدراتاسیون (Hydration) کاملاً با گرسنگی متفاوت است و مارها برای حفظ عملکردهای سلولی به آب نیاز دارند. جالب اینجاست که برخی مارها میتوانند آب مورد نیاز خود را از رطوبت هوا یا از طریق سوختوساز چربیهای بدن (آب متابولیک) تأمین کنند. اما در محیطهای بسیار خشک، تشنگی بسیار سریعتر از گرسنگی میتواند آنها را از پای درآورد.
۹. آیا مارهای سمی در زمان گرسنگی، سم کمتری تولید میکنند؟
تولید سم یک فرآیند بسیار پرهزینه از نظر انرژی است و سیستم گوارش مارها برای بقا در زمان گرسنگی، سرعت تولید آن را کاهش میدهد. مارها در این حالت سعی میکنند سم خود را جیرهبندی کرده و از «گزش خشک» یا بدون تزریق سم برای دور کردن مزاحمان استفاده کنند. این یک استراتژی اقتصادی برای حفظ پروتئینهای گرانبهای موجود در سم است.
۱۰. تأثیر دما بر سیستم گوارش مارها در زمان گرسنگی چیست؟
دما نقش کاتالیزور را در متابولیسم مارها ایفا میکند و اگر محیط بیش از حد گرم باشد، مار سریعتر ذخایر خود را از دست میدهد. به همین دلیل مارها در زمان گرسنگی به دنبال مکانهای خنک و سایهدار میگردند تا نرخ سوختوساز خود را در پایینترین سطح ممکن نگه دارند. کنترل دما ابزاری بیرونی برای مدیریت سیستم گوارش مارها برای بقا محسوب میشود.
۱۱. آیا مارهای خانگی هم باید دورههای طولانی گرسنگی را تجربه کنند؟
در اسارت، تغذیه منظم توصیه میشود، اما صاحبان مار نباید از اعتصاب غذای چندماهه پت خود نگران شوند. این بخشی از طبیعت آنهاست و تا زمانی که وزن حیوان به شدت افت نکند، بدن او در حال اجرای برنامه ژنتیکی عادی است. اصرار به غذا دادن به ماری که در فاز استراحت است، میتواند باعث ایجاد استرس و مشکلات گوارشی شود.
۱۲. سیستم ایمنی مار در طول یک سال بیغذایی چگونه عمل میکند؟
سیستم ایمنی یکی از مصرفکنندگان بزرگ انرژی است و در دوران گرسنگی طولانی، فعالیت آن به سطح حفاظتی پایه تنزل مییابد. مارها در این دوران نسبت به عفونتها آسیبپذیرتر هستند، اما به دلیل تحرک کم و تماس محدود با عوامل بیماریزا، این خطر را به جان میخرند. با اولین وعده غذایی پس از گرسنگی، سیستم ایمنی بلافاصله با دریافت انرژی جدید بازسازی میشود.
۱۳. آیا مارها در دوران گرسنگی خواب میبینند یا وارد فاز عمیق خواب میشوند؟
تحقیقات الکتروفیزیولوژی نشان داده که مارها در زمان گرسنگی وارد حالتی از نیمههوشیاری دائمی میشوند که با خواب پستانداران متفاوت است. آنها تمام مدت بیدار هستند اما فرکانس امواج مغزیشان به شدت کاهش مییابد تا در مصرف انرژی مغز صرفهجویی شود. این وضعیت به آنها اجازه میدهد به محض کوچکترین ارتعاش از سوی طعمه، بلافاصله به حالت عملیاتی بازگردند.
۱۴. چرا برخی مارها پس از یک سال گرسنگی، در اولین وعده غذایی میمیرند؟
این پدیده که به آن سندرم بازتغذیه (Refeeding Syndrome) میگویند، زمانی رخ میدهد که فشار ناگهانی برای هضم یک طعمه بزرگ، توازن الکترولیتی بدنِ ضعیف شده را به هم میریزد. اگر سیستم گوارش مارها برای بقا نتواند به سرعت آنزیمهای لازم را بازسازی کند، هضم طعمه منجر به مسمومیت داخلی یا ایست قلبی میشود. به همین دلیل، در طبیعت مارها معمولاً با طعمههای متوسط شروع میکنند تا سیستم خود را دوباره راهاندازی کنند.
نتیجهگیری
سیستم گوارش مارها برای بقا، شاهکارِ حذف زواید در دنیای تکامل است. با از کار افتادن هورمون گرسنگی، این جانوران توانستهاند یکی از بزرگترین چالشهای حیات یعنی کمبود منابع را به یک فرصت برای مدیریت انرژی تبدیل کنند. یافتههای نوین نه تنها پرده از راز تحملِ یکساله مارها برمیدارد، بلکه به ما یادآوری میکند که انعطافپذیری بیولوژیک تا چه حد میتواند شگفتانگیز باشد. درک این فرآیندها میتواند مسیرهای جدیدی را در علم پزشکی و تکنولوژیهای زیستی پیش روی ما بگذارد تا شاید روزی بتوانیم از این استراتژیهای باستانی برای حل مشکلات مدرن بشری الهام بگیریم.
شما درباره این قدرت عجیب چه فکر میکنید؟
به نظر شما آیا روزی انسان میتواند با الهام از سیستم گوارش مارها، محدودیتهای متابولیک خود را تغییر دهد؟ اگر میتوانستید برای مدتی حس گرسنگی خود را خاموش کنید، از این توانایی در چه مسیری استفاده میکردید؟ نظرات و تحلیلهای ارزشمند خود را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید تا این گفتگو را با هم ادامه دهیم.








ارسال نقد و بررسی