چرا عباس کیارستمی مهم است؟

چرا عباس کیارستمی مهم است؟

جدا از اهمیت «ژانر» که سینمای کیارستمی دارد، نوع نگاه او به سینما نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نگاه کیارستمی به سینما یک نگاه هنری است. همانطور که نگاه پیکاسو به نقاشی با آنچه عموم مردم از این هنر انتظار داشتند متفاوت بود، سینمای کیارستمی هم با سینمای تجاری مالوف و جهان همخوانی ندارد.

به گزارش صبح به نقل از فرارو; کیارستمی را یکی از مهمترین کارگردانان تاریخ سینمای ایران و جهان می دانند. اما شاید این سوال پیش بیاید که چرا عباس کیارستمی اینقدر برای سینمای جهان اهمیت دارد؟

به گزارش فرارو، مدتی است که بسیاری از سینماگران سینماهای جهان را با بودجه های کلان و فیلم های پر زرق و برق پر کرده اند. با وجود این سینمای کم هزینه و کم هزینه، کیارستمی از نظر اهمیت سینمایی گوی سبقت را از این آثار ربوده است.
اخبار مرتبط

معروف است که ژان لوک گدار کارگردان بزرگ سینمای فرانسه درباره اهمیت کیارستمی در تاریخ سینمای جهان گفته است: سینما با گریفیث شروع شد و با کیارستمی به پایان رسید. این جملات نشان از اهمیت عباس کیارستمی در تاریخ سینمای جهان دارد.

توضیح اینکه چرا سینمای کیارستمی اینقدر مهم است کار ساده ای نیست. اما ویژگی هایی در سینمای کیارستمی وجود دارد که می توان بخشی از این مسیر را توضیح داد.

در ابتدا، بی دلیل نخواهد بود که بین هنرمند بودن و کار در هنر و همچنین بین هنر و اثر هنری تفاوت قائل شویم. ملک الشعرای بهار سالها پیش در پاسخ به شاعرانی که شعر گفتن را مرکب از کلمات قافیه و قافیه می دانستند، نوشت:

رشته هنر کاملاً مختص خودش است. هنر مهندسی نیست به همین دلیل است که با وجود همه بلاک باسترهای رنگارنگ و مهندسی شده سینمای هالیوود، بالاخره این عباس کیارستمی است که – با وجود شکست در بازار – گوی سبقت را در عرصه هنری از این فیلم های پرهزینه ربوده است. زیرا چیزی در هنر هست که در «مهندسی» و «فن» نیست; فرم

استاد شفیعی کدکنی در عبارتی از کتاب «رستاخیز کلمات» هنر را این گونه تعریف می کند: «هنر فرم است و فرم فرم است». با این تعریف، سینما را نیز باید هنری دانست که بالاترین شکل آن در فرم رخ می دهد. از این منظر باید بین فیلم کم‌هزینه‌ای که مبتنی بر یک فرم هنری است و سینمای بازاری که با هدف سود تجاری تولید می‌شود و به‌جای فرم، محلی برای کارهای فنی و مهندسی عناصر هنری باشد تفاوت وجود دارد.

در دنیای هنر، زیبایی حرف اول و آخر را می زند. این زیبایی معمولی و خاص نیست که ذهن انسان معمولاً به آن عادت دارد. بلکه نوعی زیبایی است که برخاسته از خلاقیت هنری و انسانی و نگاه خاص و خودبسنده به مسائل است. دنیای هنر این است که چگونه بگوییم نه چه بگوییم. به همین دلیل است که یک گفتار می تواند هم موزون و هم قافیه باشد، اما نمی توان آن را شعر دانست. به عنوان یک فیلم می تواند از نظر فنی کامل باشد، اما یک اثر هنری و سینمایی مهم محسوب نشود.

جدا از اهمیت «ژانر» که سینمای کیارستمی دارد، نوع نگاه او به سینما نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نگاه کیارستمی به سینما یک نگاه هنری است. همانطور که نگاه پیکاسو به نقاشی با آنچه عموم مردم از این هنر انتظار داشتند متفاوت بود، سینمای کیارستمی هم با سینمای تجاری مالوف و جهان همخوانی ندارد. با این حال، کیارستمی می دانست که چگونه هنر و سینما را به خوبی پیکاسو ترکیب کند. و آنچه او را از دیگر کارگردانان ضد سینما متمایز می کند، اصالتی است که در افکار و آثارش به چشم می خورد. کیارستمی یکی از «بومی‌ترین» «بین‌المللی‌ترین» کارگردان‌های تاریخ سینماست که بدون تظاهر به رهبری، صدای اصلی خود را پیدا کرده است.