بیولوژی گرسنگی؛ چرا مغز ما به اعداد کالری اهمیت نمی‌دهد؟ | بازیگرها

بیولوژی گرسنگی؛ چرا مغز ما به اعداد کالری اهمیت نمی‌دهد؟ | بازیگرها

بسیاری از ما تجربه نشستن در برابر یک بشقاب غذای دقیقاً محاسبه شده را داریم؛ در حالی که ذهنمان با وسواس تمام، کالری (Calorie) هر لقمه را جمع می‌زند، اما صدای بلند و بی‌رحم گرسنگی در سرمان، تمام این محاسبات را به هیچ می‌انگارد. سوال اساسی اینجاست: چرا با وجود دانستن اعداد و ارقام، باز هم در برابر وسوسه یک تکه پیتزا یا شیرینی شکست می‌خوریم؟

پاسخ در «بیولوژی گرسنگی» نهفته است. حقیقت این است که مغز انسان طی میلیون‌ها سال تکامل، به گونه‌ای برنامه‌ریزی نشده است که با اعداد روی برچسب‌های مواد غذایی ارتباط برقرار کند. برای مرکز فرماندهی بدن ما، کالری یک مفهوم انتزاعی ریاضی نیست، بلکه ابزاری برای بقا (Survival) در دنیایی بوده که زمانی با قحطی‌های طولانی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

در این مقاله، ما از دنیای سطحی شمارش کالری فراتر می‌رویم تا بفهمیم در لایه‌های عمیق سیستم عصبی ما چه می‌گذرد. مغز ما مجهز به سنسورهای پیچیده‌ای است که سطح انرژی، ذخایر چربی و حتی ترکیب شیمیایی خون را لحظه به لحظه رصد می‌کنند. زمانی که ما سعی می‌کنیم با تکیه بر «اراده» و «اعداد»، مصرف انرژی را محدود کنیم، در واقع وارد جنگی نابرابر با سیستم‌های بیولوژیکی شده‌ایم که وظیفه‌شان حفظ حیات ما به هر قیمتی است.

درک اینکه چرا مغز اعداد را نادیده می‌گیرد و به جای آن از زبان هورمون‌ها و پالس‌های عصبی استفاده می‌کند، کلید اصلی پایان دادن به چرخه باطل رژیم‌های بی‌نتیجه و رسیدن به صلحی پایدار با بدنمان است. با ما همراه باشید تا معمای گرسنگی را از نگاه علوم اعصاب بازخوانی کنیم.

۱- هیپوتالاموس؛ حسابدار سخت‌گیر و بی‌توجه به ریاضیات ما


دانستنی نایاب:
هیپوتالاموس حتی قبل از اینکه اولین لقمه غذا را قورت بدهید، از طریق سیگنال‌های بینایی و بویایی، میزان انرژی احتمالی ورودی را تخمین زده و ترشح هورمون‌های هضم را آغاز می‌کند.

در مرکز مغز، غده کوچکی به نام هیپوتالاموس (Hypothalamus) قرار دارد که مانند یک ترموستات پیشرفته، تعادل انرژی را کنترل می‌کند. این بخش از مغز هیچ اهمیتی نمی‌دهد که شما در اپلیکیشن موبایلتان عدد ۱۲۰۰ کالری را ثبت کرده‌اید یا خیر. هیپوتالاموس از دو مسیر موازی استفاده می‌کند: یکی برای تحریک گرسنگی و دیگری برای اعلام سیری. مشکل اینجاست که در دنیای مدرن، این مرکز فرماندهی دچار اختلال شده است. وقتی کالری دریافتی را به شدت کاهش می‌دهید، هیپوتالاموس این وضعیت را نه به عنوان «تلاش برای زیبایی»، بلکه به عنوان یک «تهدید حیاتی» (Threat) و قحطی احتمالی تفسیر می‌کند. در نتیجه، فرمان می‌دهد که نرخ متابولیسم پایه کاهش یابد و اشتهای شما به شکل وحشیانه‌ای زیاد شود. اینجاست که اعداد روی کاغذ با واقعیت‌های شیمیایی مغز در تضاد قرار می‌گیرند.

۲- پارادوکس لپتین؛ چرا هر چه چاق‌تر می‌شویم، مغز کمتر می‌شنود؟

یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها در مورد گرسنگی، نادیده گرفتن نقش هورمون لپتین (Leptin) است. وظیفه این هورمون که از بافت چربی ترشح می‌شود، این است که به مغز بگوید: «ما انرژی کافی ذخیره کرده‌ایم، پس گرسنگی را متوقف کن». در یک دنیای ایده‌آل، داشتن چربی بیشتر باید به معنای گرسنگی کمتر باشد. اما در بیولوژی گرسنگی، پدیده‌ای به نام «مقاومت به لپتین» (Leptin Resistance) رخ می‌دهد. در افرادی که برای مدت طولانی با اضافه وزن درگیر هستند، مغز دیگر پیام‌های لپتین را نمی‌شنود. به زبان ساده، مغز در میان دریایی از انرژی (چربی)، تصور می‌کند که در حال گرسنگی کشیدن است. در چنین وضعیتی، بیمار یا فرد دارای اضافه وزن، مدام احساس گرسنگی می‌کند و هیچ مقدار از کالری‌شماری نمی‌تواند این حس نیاز بیولوژیک را که ناشی از یک خطای سیستمی در ارتباط میان بدن و مغز است، ساکت کند.

۳- گرسنگی لذت‌جویانه در برابر گرسنگی بیولوژیک

مغز ما دو نوع گرسنگی کاملاً متفاوت را مدیریت می‌کند. گرسنگی بیولوژیک (Homeostatic Hunger) زمانی رخ می‌دهد که بدن واقعاً به سوخت نیاز دارد. اما نوع دوم، که امروزه عامل اصلی سردرگمی ماست، گرسنگی لذت‌جویانه (Hedonic Hunger) نام دارد. این گرسنگی توسط مدار پاداش (Reward System) در مغز هدایت می‌شود و با ترشح دوپامین (Dopamine) همراه است. وقتی شما حتی پس از یک وعده غذایی کامل، هوس دسر یا بستنی می‌کنید، این سیستم پاداش است که اعداد کالری را به سخره می‌گیرد. مغز انسان برای یافتن مواد غذایی پرانرژی (قند و چربی) برنامه‌ریزی شده تا در روزهای سخت زنده بماند. در محیط اشباع شده امروزی، این سیستم پاداش مدام توسط تبلیغات و دسترسی آسان به غذا تحریک می‌شود و باعث می‌گردد که ما فراتر از نیاز سلولی خود، به دنبال لذت آنی غذا باشیم.

۴- تاثیر بافت و حجم بر فریب دادن سنسورهای گوارشی

مغز برای تشخیص اینکه چقدر غذا خورده‌اید، به گیرنده‌های کششی (Stretch Receptors) در دیواره معده تکیه می‌کند. یکی از دلایلی که کالری‌های مایع (مانند نوشابه‌ها) باعث سیری نمی‌شوند، همین است؛ آن‌ها بدون ایجاد کشش در معده، به سرعت عبور می‌کنند. در یک سناریوی توضیحی، اگر شما ۵۰۰ کالری را از طریق نوشیدن یک اسموتی شیرین دریافت کنید، مغز شما آن را به عنوان یک وعده غذایی ثبت نمی‌کند و خیلی زود دوباره احساس گرسنگی خواهید کرد. اما اگر همان ۵۰۰ کالری را از طریق مواد جامد و پرفیبر مانند سبزیجات و پروتئین دریافت کنید، پیام سیری به درستی صادر می‌شود. این تفاوت در «ادراک سیری» نشان می‌دهد که چرا تمرکز صرف بر عدد کالری بدون در نظر گرفتن حجم و فرم فیزیکی غذا، منجر به شکست در کنترل اشتها می‌شود.

۵- گرلین؛ فریاد شبانه معده که منطق را خاموش می‌کند


یک نکته کنجکاوی‌برانگیز:
سطح هورمون گرلین دقیقاً در ساعاتی که عادت به خوردن دارید بالا می‌رود؛ این یعنی بخشی از گرسنگی شما ناشی از نیاز واقعی نیست، بلکه یک یادآوری تقویمی از سوی سیستم عصبی است.

یکی از بازیگران اصلی در بیولوژی گرسنگی، هورمون گرلین (Ghrelin) است که اغلب به آن «هورمون گرسنگی» می‌گویند. این هورمون مستقیماً از معده ترشح شده و به مغز پیام می‌دهد که وقت سوخت‌گیری است. نکته‌ای که حیف است گفته نشود، این است که گرلین به شدت تحت تأثیر عادات و زمان‌بندی ماست. وقتی فردی تصمیم می‌گیرد با شمارش اعداد، یک وعده غذایی را حذف کند، سطح گرلین به شدت جهش می‌کند و با تاثیر بر قشر پیش‌پیشانی مغز (Prefrontal Cortex)، بخش منطقی ذهن را که مسئول تصمیم‌گیری برای رژیم است، ضعیف می‌کند. در این حالت، شما دیگر با منطق فکر نمی‌کنید، بلکه تحت کنترل هورمونی هستید که تنها هدفش وادار کردن شما به خوردن است. به همین دلیل است که اراده انسانی در برابر هجوم گرلین معمولاً بیش از چند ساعت دوام نمی‌آورد.

۶- مهندسی طعم؛ وقتی صنایع غذایی مغز را هک می‌کنند

در کاربردهای امروزی و پیامدهای زندگی مدرن، با پدیده‌ای به نام «خوش‌خوراکی مفرط» (Hyper-palatability) روبرو هستیم. دانشمندان علوم صنایع غذایی با ترکیب دقیق شکر، نمک و چربی، نقاطی از مغز را تحریک می‌کنند که به طور طبیعی باید فقط در موارد نادر فعال شوند. این ترکیب‌ها باعث ترشح سیل‌آسای دوپامین می‌شوند که از سد هرگونه محاسبات کالری عبور می‌کند. وقتی مغز با یک ماده غذایی مهندسی‌شده روبرو می‌شود، سیستم «توقف خوردن» عملاً از کار می‌افتد. مغز در مواجهه با این محرک‌های قوی، تصور می‌کند با یک منبع انرژی فوق‌العاده نایاب روبرو شده و دستور می‌دهد تا جای ممکن از آن مصرف و ذخیره شود. این نوعی هک بیولوژیکی (Biological Hack) است که باعث می‌شود شما علی‌رغم سیر بودن فیزیکی، باز هم تمایل به خوردن داشته باشید.

۷- خواب و گرسنگی؛ رابطه‌ای که در آزمایشگاه‌ها کشف شد

یکی از جنبه‌های تحلیلی جدید که در مقالات قدیمی کمتر به آن پرداخته شده، ارتباط مستقیم کیفیت خواب با ادراک کالری در مغز است. تحقیقات نوین نشان می‌دهند که تنها یک شب بی‌خوابی یا خواب بی‌کیفیت، سطح لپتین (هورمون سیری) را کاهش و سطح گرلین را به شدت افزایش می‌دهد. اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود؛ بی‌خوابی باعث می‌شود فعالیت در بخش‌های پاداش‌محور مغز در پاسخ به غذاهای پرکالری افزایش یابد. در واقع، مغز خسته به دنبال یک جبران‌کننده انرژی سریع می‌گردد و چه چیزی سریع‌تر از قند؟ در چنین شرایطی، فرد ممکن است بداند که نباید کالری اضافه مصرف کند، اما مغز او در سطح شیمیایی، کالری را به عنوان راهکاری برای بیدار ماندن و بقا طلب می‌کند. این نشان می‌دهد که مدیریت وزن بدون در نظر گرفتن بهداشت خواب، یک مبارزه بی‌ثمر با بیولوژی است.

۸- نقش انسولین در مسدود کردن مسیرهای ارتباطی مغز

انسولین (Insulin) نه تنها قند خون را تنظیم می‌کند، بلکه یک پیام‌رسان کلیدی برای مغز است. در حالت ایده‌آل، انسولین به مغز کمک می‌کند تا احساس سیری را پردازش کند. اما در رژیم‌های غذایی سرشار از کربوهیدرات‌های تصفیه شده، بدن دچار «مقاومت به انسولین» می‌شود. این مقاومت نه تنها در عضلات، بلکه در سد خونی-مغزی نیز رخ می‌دهد. وقتی مغز نسبت به سیگنال‌های انسولین مقاوم می‌شود، دیگر نمی‌تواند به درستی تشخیص دهد که چه مقدار انرژی در خون در حال گردش است. در نتیجه، حتی اگر فرد به تازگی یک وعده پرکالری مصرف کرده باشد، مغز همچنان سیگنال گرسنگی صادر می‌کند. این تداخل عملکردی، یکی دیگر از دلایلی است که ثابت می‌کند چرا سیستم‌های ساده حسابداری کالری در بدن‌های دچار اختلال متابولیک، به هیچ وجه کارایی ندارند.

۹- حافظه تکاملی و ترس مغز از کاهش وزن


شاید نشنیده باشید:
مغز انسان کاهش وزن سریع را با «مرگ تدریجی» یکسان می‌پندارد. به همین دلیل هر چه سریع‌تر وزن کم کنید، مغز با شدت بیشتری سیستم پاداش را برای طلب کردن غذاهای پرکالری فعال می‌کند.

یکی از تحلیل‌های بسیار مهم در بیولوژی گرسنگی، درک مفهوم «نقطه تنظیم وزن» (Weight Set Point) است. مغز ما دارای یک حافظه طولانی‌مدت از بیشترین وزنی است که تا به حال داشته‌ایم. وقتی شما با تکیه بر اعداد کالری سعی می‌کنید از این مرز پایین‌تر بیایید، مغز وارد فاز تدافعی می‌شود. این بخش از بیولوژی ما به گونه‌ای طراحی شده که از کاهش ذخایر انرژی جلوگیری کند، نه اینکه به ما در رسیدن به اندام ایده‌آل کمک کند. در این حالت، مغز حساسیت به بو و تصویر غذا را چندین برابر می‌کند. این همان دلیلی است که وقتی رژیم سخت می‌گیرید، ناگهان بیلبوردهای پیتزا در خیابان برایتان جذاب‌تر از همیشه به نظر می‌رسند. در واقع، مغز شما در حال هک کردن توجه (Attention) شماست تا دوباره به محدوده امن انرژی بازگردد.

۱۰- گرسنگی عصبی و تله استرس مزمن

در دنیای امروز، بخش بزرگی از آنچه ما گرسنگی می‌نامیم، در واقع پاسخ سیستم عصبی به استرس (Stress) است. وقتی تحت فشار هستید، هورمون کورتیزول (Cortisol) افزایش می‌یابد. این هورمون به مغز سیگنال می‌دهد که بدن در وضعیت جنگ یا گریز قرار دارد و به سوخت سریع نیاز دارد. مغز در این شرایط به دنبال کالری‌های «مطمئن» یعنی ترکیب قند و چربی می‌گردد. اینجاست که فرد علی‌رغم اینکه می‌داند سهمیه کالری روزانه‌اش تمام شده، به سمت یخچال می‌رود. این گرسنگی کاذب، پاسخی برای آرام کردن سیستم عصبی است، نه تامین سوخت سلولی. تا زمانی که ریشه‌های عصبی و تنش‌های محیطی مدیریت نشوند، شمارش اعداد کالری تنها لایه‌ای از فشار روانی اضافه بر دوش فرد خواهد بود.

نتیجه‌گیری: از مدیریت اعداد تا مدیریت بیولوژی

بیولوژی گرسنگی به ما می‌آموزد که مغز انسان بسیار هوشمندتر و پیچیده‌تر از یک ماشین‌حساب جیبی است. اهمیت ندادن مغز به اعداد کالری، ناشی از یک نقص نیست، بلکه یک مکانیسم بقای قدرتمند است که ما را تا به امروز زنده نگه داشته است. برای موفقیت در مدیریت وزن و سلامتی، باید به جای جنگیدن با سیستم عصبی، با آن همکاری کنیم. این همکاری شامل خواب کافی، کاهش استرس، مصرف غذاهای کامل که سنسورهای سیری را فعال می‌کنند و درک پاسخ‌های هورمونی بدن است. وقتی زبان مغز را یاد بگیریم، دیگر نیازی به فریاد زدن اعداد نخواهد بود؛ چرا که بدن خود به سوی تعادل حرکت خواهد کرد.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا احساس گرسنگی مداوم می‌تواند نشانه یک بیماری جدی باشد؟

بله، گرسنگی مفرط یا پلی‌فاژی می‌تواند نشانه‌ای از اختلالات متابولیک مانند دیابت یا مشکلات تیروئیدی باشد که در آن‌ها سلول‌ها قادر به دریافت انرژی از خون نیستند. اگر این حس با کاهش وزن ناگهانی یا تکرر ادرار همراه است، بررسی سطح انسولین و گلوکز خون توسط پزشک الزامی است. ترس از گرسنگی در این موارد ریشه در یک پیام واقعی از سوی سلول‌های تشنه انرژی دارد.

۲. تکنولوژی‌های نوین چگونه به کنترل اشتهای بیولوژیک کمک می‌کنند؟

داروهای نسل جدید که از مقلدین هورمون GLP-1 استفاده می‌کنند، دقیقاً با هدف قرار دادن گیرنده‌های مغزی، پیام سیری را شبیه‌سازی کرده و مقاومت به لپتین را کاهش می‌دهند. این فناوری‌های نوین به جای تمرکز بر اراده فرد، بر اصلاح مسیرهای ارتباطی روده و مغز تمرکز دارند تا گرسنگی لذت‌جویانه را مهار کنند. این روش‌ها افق‌های جدیدی را در درمان چاقی‌های مقاوم به رژیم باز کرده‌اند.

۳. آیا این باور که «معده با رژیم کوچک می‌شود» ریشه علمی دارد؟

حجم فیزیکی معده با رژیم گرفتن تغییر چندانی نمی‌کند، اما حساسیت گیرنده‌های عصبی به کشش و سیگنال‌های سیری تغییر می‌یابد. در واقع این مغز است که یاد می‌گیرد با حجم کمتری از غذا، زودتر پیام سیری صادر کند، نه اینکه بافت معده منقبض شود. باور به کوچک شدن معده یک فیک‌نیوز رایج است که در اصل به سازگاری عصبی اشاره دارد.

۴. چرا در هنگام سرماخوردگی یا بیماری، اشتهای خود را کاملاً از دست می‌دهیم؟

در هنگام عفونت، سیستم ایمنی موادی به نام سیتوکین ترشح می‌کند که مستقیماً بر مرکز اشتها در هیپوتالاموس اثر گذاشته و آن را سرکوب می‌کنند. این یک استراتژی هوشمندانه از سوی بدن است تا انرژی را به جای هضم غذا، صرف مبارزه با عوامل بیماری‌زا کند. همچنین کاهش آهن و مواد مغذی در خون طی بیماری، تمایل مغز به دریافت کالری را به طور موقت متوقف می‌سازد.

۵. آیا مصرف ادویه‌های تند واقعاً گرسنگی را سرکوب می‌کند؟

ماده کپسایسین موجود در فلفل با تحریک گیرنده‌های حرارتی، باعث افزایش جزئی متابولیسم و ترشح هورمون‌های کاهش‌دهنده اشتها می‌شود. مطالعات نشان می‌دهند که تندی غذا می‌تواند لذت‌جویی مفرط از طعم‌های شیرین و چرب را در مغز تعدیل کند. با این حال، این اثر کوتاه مدت است و نمی‌تواند جایگزین یک الگوی تغذیه‌ای صحیح برای مدیریت بیولوژی گرسنگی شود.

۶. تفاوت گرسنگی واقعی با گرسنگی ناشی از تشنگی در چیست؟

سیگنال‌های تشنگی و گرسنگی در مغز از مسیرهای نزدیکی در هیپوتالاموس عبور می‌کنند و گاهی مغز این دو را با هم اشتباه می‌گیرد. بسیاری از افراد زمانی که بدنشان نیاز به آب دارد، آن را به صورت هوس غذایی تفسیر می‌کنند. نوشیدن یک لیوان آب و منتظر ماندن برای ۱۵ دقیقه، بهترین راه برای تشخیص نیاز واقعی بدن به کالری است.

۷. چرا جویدن زیاد غذا باعث سیری سریع‌تر می‌شود؟

فرآیند جویدن باعث ترشح هیستامین در مغز می‌شود که مستقیماً مرکز سیری در هیپوتالاموس را فعال می‌کند. همچنین حدود ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا هورمون‌های سیری از روده به مغز برسند و جویدن طولانی، این فرصت زمانی را به بدن می‌دهد. سریع خوردن باعث می‌شود قبل از اینکه مغز متوجه ورود کالری شود، بیش از حد نیاز غذا مصرف کنیم.

۸. آیا بوی غذا می‌تواند به تنهایی باعث چاقی شود؟

بوی غذا به تنهایی کالری ندارد، اما استشمام بوهای لذیذ می‌تواند باعث ترشح پیش‌دستانه انسولین در بدن شود که به آن فاز سفالیک ترشح انسولین می‌گویند. این پدیده سطح قند خون را اندکی پایین آورده و باعث ایجاد گرسنگی شدیدتر می‌شود. در واقع بوی غذا از طریق تحریک مغز، راه را برای مصرف کالری بیشتر هموار می‌کند.

۹. تاثیر رنگ ظرف بر میزان اشتهای مغز چیست؟

تحقیقات روان‌شناسی نشان می‌دهد که رنگ‌های گرم مانند قرمز و نارنجی اشتها را تحریک می‌کنند، در حالی که رنگ آبی معمولاً اثر سرکوب‌کننده بر اشتها دارد. مغز انسان رنگ آبی را با غذاهای سمی یا فاسد در طبیعت مرتبط می‌داند و به طور ناخودآگاه تمایل کمتری به خوردن در این ظروف نشان می‌دهد. این یک هک بصری ساده برای مدیریت گرسنگی لذت‌جویانه است.

۱۰. چرا زنان در دوران پیش از قاعدگی گرسنگی بیشتری حس می‌کنند؟

نوسانات هورمون‌های استروژن و پروژسترون مستقیماً بر سطح سروتونین (هورمون شادی) در مغز تاثیر می‌گذارند. کاهش سروتونین باعث می‌شود مغز برای جبران خلق‌وخو، کالری‌های سریع و کربوهیدراتی را طلب کند. همچنین متابولیسم پایه در این دوره اندکی افزایش می‌یابد که نیاز بیولوژیک به انرژی را واقعی‌تر می‌کند.

۱۱. آیا مصرف قهوه گرسنگی را برای همیشه از بین می‌برد؟

کافئین با تحریک سیستم عصبی سمپاتیک و افزایش موقت قند خون، می‌تواند حس گرسنگی را به تاخیر بیندازد. اما پس از اتمام اثر کافئین، ممکن است فرد با گرسنگی واکنشی شدیدتری روبرو شود. استفاده افراطی از قهوه به عنوان سرکوب‌کننده اشتها می‌تواند منجر به اختلال در خواب و افزایش استرس شود که هر دو دشمن متابولیسم هستند.

۱۲. نقش پروتئین در ساکت کردن مغز گرسنه چیست؟

پروتئین‌ها قوی‌ترین محرک برای ترشح هورمون PYY و کوله‌سیستوکینین هستند که پیام سیری پایدار را به مغز مخابره می‌کنند. بر خلاف کربوهیدرات‌ها، پروتئین‌ها سطح قند خون را ثابت نگه داشته و از نوسانات انسولینی که منجر به گرسنگی کاذب می‌شود، جلوگیری می‌کنند. داشتن یک صبحانه پرپروتئین می‌تواند تا ساعت‌ها فعالیت مدار پاداش مغز را تعدیل کند.

۱۳. آیا گرسنگی شبانه واقعاً خطرناک‌تر است؟

در شب، مقاومت بدن به انسولین به طور طبیعی افزایش می‌یابد، بنابراین همان مقدار کالری که در روز خورده می‌شود، در شب تاثیر مخرب‌تری بر ذخیره چربی دارد. مغز در شب به دلیل خستگی، تمایل بیشتری به انتخاب‌های غذایی ناسالم دارد. مدیریت گرسنگی شبانه بیشتر از آنکه یک چالش ارادی باشد، یک ضرورت برای حفظ نظم ریتم شبانه‌روزی بدن است.

۱۴. چرا با تماشای تلویزیون بیشتر غذا می‌خوریم؟

حواس‌پرتی باعث می‌شود مغز نتواند سیگنال‌های سیری ارسالی از معده را به درستی پردازش کند، پدیده‌ای که به آن خوردن بدون آگاهی می‌گویند. در این حالت، «حافظه خوردن» تشکیل نمی‌شود و مغز خیلی زود دوباره فرمان گرسنگی صادر می‌کند. تمرکز بر طعم و بافت غذا، ارتباط بین اعصاب گوارشی و مغز را تقویت کرده و کالری دریافتی را به طور طبیعی کاهش می‌دهد.

صدای مغز شما چه می‌گوید؟

آیا تا به حال متوجه شده‌اید که در چه موقعیت‌هایی مغزتان اعداد و ارقام رژیم را نادیده می‌گیرد؟ آیا استرس عامل اصلی گرسنگی شماست یا عادت‌های قدیمی؟ تجربیات خود را در مورد نبرد میان اراده و بیولوژی در بخش نظرات بنویسید؛ شنیدن داستان شما می‌تواند به دیگران کمک کند تا با بدن خود مهربان‌تر باشند.

بیولوژی گرسنگی؛ چرا مغز ما به اعداد کالری اهمیت نمی‌دهد؟ | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان‌شناسی و جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها می‌نویسد و تلاش می‌کند دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همواره در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.