خبر میخوانیم، این روزها صرفنظر از جنس خبر، بدون تحلیل و جملهای برای تفسیرش. حالا هر چقدر این تحلیل و جمله سست باشد از نبودش بهتر است. در تمنای اینترنت هستیم و بعد میبینیم روزنامه میانهرویی، لابد برای بالا بردن هیتاش خبر عجیبی کار کرده، دیده شدن بدل فلان به اصطلاح سلبریتی در مراسم فلان! از هر نظر خبری به سوی قهقراست.
این روزها دارم آزاردهندهتر از نبود اینترنت این است که در حضورش باز مردم به چرخه باطل بیفتند، تحلیلهای آبکی یا تخیلی و البته دشنام دادن قبل از خواندن کامل همین تحلیلها و بازار داغ سلبریتیها نوظهور و گریز از متن و تفکر مستقل.
اینترنت آمده بود که ما را مقاومتر و فرزانهتر کند و برآیند خرد جمعی باشد، اما به تدریج هم جامعه هم سست و تنبل شد و هم سوگیری جامعه با شیوههای مختلف مهندسی شد.
بنابراین گرچه یک دقیقه نبود اینترنت زیانآور و آسیبزاست، اما اینکه در فردایی با اینترنت باز هم کیفیت کاربریمان بالا نرود و به جای تلاش آگاهانه و توام با مسئولیت برای ارتقای کاربری و گزیده و عمیق خواندن و شنیدن و دیدن، از این کالا که دورههای وصل بودنش این ماهها کمتر از قطع شدنش بوده، بد استفاده کنیم، بیمناکم.
هراس دارم که سردبیر و هیئت تحریریهای که میتواند و باید در حدی که میتواند روشنگر و درخشان بنویسد در دام هیت بیفتد و نشریه خود را «اینستاگرامی» کند.
نه! ما باید همه مواظب واژه و اندیشه باشیم. دیگران هر طور که میخواهند باشند. کلمه آخرین پناه ماست.








ارسال نقد و بررسی