سریال «یک روز» (One Day) یکی از عاشقانهترین و در عین حال تلخترین آثار تلویزیونی سالهای اخیر است. این مجموعه که در سال ۲۰۲۴ توسط نتفلیکس (Netflix) منتشر شد، داستانی درباره زمان، فرصتهای از دست رفته، بلوغ عاطفی و پیچیدگی رابطههای انسانی روایت میکند. ایده مرکزی سریال ساده اما عمیق است: دو نفر که در یک روز خاص با هم آشنا میشوند و سپس در همان روز از هر سال، سرنوشتشان را دنبال میکنیم. همین ساختار زمانی خاص باعث شده روایت سریال شبیه یک آزمایش اجتماعی درباره عشق و انتخابهای زندگی باشد.
«یک روز» بر اساس رمان مشهور «یک روز» (One Day) نوشته دیوید نیکولز (David Nicholls) ساخته شده و با بازی امبیکا مود (Ambika Mod) و لئو وودال (Leo Woodall) توانست توجه منتقدان و مخاطبان را جلب کند.
داستان سریال «یک روز» و بازیگران آن
داستان سریال درباره دو جوان به نام اما مورلی (Emma Morley) و دکستر میهیو (Dexter Mayhew) است که در شب فارغالتحصیلی دانشگاه ادینبرو (University of Edinburgh) در ۱۵ جولای با هم آشنا میشوند. آن شب رابطه عاشقانهای شکل نمیگیرد اما پیوند عاطفی عمیقی میان آنها ایجاد میشود. روایت سریال هر قسمت به همان روز از سالهای مختلف میپردازد و نشان میدهد زندگی این دو نفر چگونه تغییر میکند.
اما شخصیتی آرمانگرا، روشنفکر و کمی ناامن دارد. او رویای نویسنده شدن دارد. در مقابل دکستر شخصیتی کاریزماتیک، اجتماعی و گاهی خودویرانگر دارد که در مسیر شهرت و رسانه قرار میگیرد. فاصله طبقاتی، تفاوت شخصیتی، زمانبندی اشتباه و انتخابهای زندگی باعث میشود رابطه آنها همیشه در آستانه شکل گرفتن باقی بماند.
بازیگران اصلی سریال عبارتند از:
- امبیکا مود (Ambika Mod) در نقش اما مورلی
- لئو وودال (Leo Woodall) در نقش دکستر میهیو
- النور تاملینسون (Eleanor Tomlinson)
- جانی ولدون (Jonny Weldon)
این سریال در واقع دومین اقتباس تصویری از رمان است. پیش از آن فیلم سینمایی «یک روز» (One Day) در سال ۲۰۱۱ با بازی آن هاتاوی (Anne Hathaway) و جیم استرجس (Jim Sturgess) ساخته شده بود. نسخه سریالی اما فرصت بیشتری برای پرداخت شخصیتها و تحولات روانی آنها فراهم کرد.
۱۲ نکته درباره سریال «یک روز»
ساختار زمانی منحصر به فرد داستان
یکی از خلاقانهترین ویژگیهای سریال «یک روز» استفاده از یک ساختار روایی خاص است. هر قسمت فقط یک روز از سال یعنی ۱۵ جولای را نشان میدهد. این تکنیک روایی نوعی مطالعه روانشناسی درباره گذر زمان محسوب میشود. مخاطب ناگهان میبیند شخصیتها یک سال پیرتر شدهاند. روابط تغییر کرده است. شکستها و موفقیتها رخ دادهاند. این فاصله زمانی باعث میشود بیننده خودش جاهای خالی زندگی شخصیتها را در ذهنش پر کند. چنین ساختاری در ادبیات به روایت اپیزودیک زمانی نزدیک است و در تلویزیون کمتر استفاده میشود.
اقتباس از یکی از پرفروشترین رمانهای عاشقانه
رمان «یک روز» نوشته دیوید نیکولز (David Nicholls) در زمان انتشار به سرعت به یکی از رمانهای محبوب عاشقانه تبدیل شد. جذابیت کتاب در واقعگرایی آن بود. برخلاف بسیاری از داستانهای عاشقانه که رابطه را سریع شکل میدهند، این داستان درباره تاخیر در عشق است. مفهومی که در روانشناسی روابط با عنوان زمانبندی عاطفی شناخته میشود. گاهی دو نفر مناسب هم هستند اما در زمان نامناسبی به هم میرسند.
شیمی بازیگری بین دو شخصیت اصلی
یکی از نقاط قوت سریال بازی طبیعی امبیکا مود (Ambika Mod) و لئو وودال (Leo Woodall) است. رابطه آنها در بسیاری از صحنهها نه کاملاً عاشقانه است نه کاملاً دوستانه. این وضعیت در جامعه شناسی روابط به رابطه مبهم عاطفی نزدیک است. چنین روابطی در دنیای واقعی بسیار رایج هستند. همین واقعگرایی باعث شد بسیاری از مخاطبان احساس کنند داستان شبیه تجربههای شخصی خودشان است.
نقش طبقه اجتماعی در داستان
اما از طبقه متوسط و دکستر از خانوادهای ثروتمند میآید. این تفاوت اقتصادی در بسیاری از تصمیمهای زندگی آنها تاثیر میگذارد. در مطالعات جامعه شناسی نشان داده شده که طبقه اجتماعی میتواند مسیر روابط عاشقانه را تغییر دهد. اعتماد به نفس، فرصتهای شغلی، شبکههای اجتماعی و حتی سبک زندگی تحت تاثیر این عامل هستند.
روایتی درباره بلوغ عاطفی
اگر قسمت اول سریال را با قسمتهای پایانی مقایسه کنیم تغییر شخصیتها کاملاً واضح است. دکستر که در ابتدا فردی خودمحور و خوشگذران است به تدریج با شکستهای زندگی روبهرو میشود. اما نیز از یک دانشجوی آرمانگرا به فردی واقعگرا تبدیل میشود. این تحول شخصیتی نمونهای از مفهوم رشد روانی در طول زندگی است که در روانشناسی رشد بررسی میشود.
بازتاب نوستالژی دهههای مختلف
از آنجا که داستان در طول سالهای مختلف پیش میرود سریال تصویری از تغییرات فرهنگی چند دهه ارائه میدهد. موسیقی، مد لباس، رسانهها و حتی تکنولوژی ارتباطی در طول داستان تغییر میکنند. این ویژگی باعث میشود سریال فقط یک داستان عاشقانه نباشد بلکه نوعی روایت فرهنگی از تحولات جامعه بریتانیا نیز محسوب شود.
واقعگرایی تلخ در پایانبندی
یکی از دلایل بحثهای گسترده درباره سریال پایانبندی آن است. داستان نشان میدهد که زندگی همیشه مطابق انتظار پیش نمیرود. در ادبیات این نوع پایانبندی به تراژدی مدرن نزدیک است. تراژدی مدرن برخلاف تراژدی کلاسیک بیشتر درباره فرصتهای از دست رفته و تصمیمهای انسانی است.
مفهوم حسرت در روانشناسی
یکی از مفاهیم محوری سریال حسرت است. در روانشناسی تصمیمگیری اصطلاحی به نام پشیمانی آینده وجود دارد. انسانها اغلب تصمیمهای خود را با تصور حسرت احتمالی در آینده میسنجند. داستان «یک روز» در واقع آزمایش بزرگی درباره همین مفهوم است. اگر شخصیتها در زمان دیگری تصمیم متفاوتی میگرفتند زندگی آنها چگونه تغییر میکرد.
تفاوت نسخه سریالی با فیلم سینمایی
فیلم سینمایی «یک روز» زمان محدودی برای روایت داشت و بسیاری از جزئیات رابطه حذف شد. نسخه سریالی فرصت بیشتری برای پرداخت لحظههای کوچک زندگی فراهم کرد. همین جزئیات کوچک باعث شد رابطه شخصیتها طبیعیتر به نظر برسد.
چرا داستان برای بسیاری از مخاطبان شخصی به نظر میرسد
تقریباً همه انسانها تجربه رابطهای را داشتهاند که در زمان اشتباه رخ داده است. گاهی دو نفر همدیگر را دوست دارند اما شرایط زندگی اجازه نمیدهد رابطه شکل بگیرد. این تجربه مشترک انسانی باعث شده سریال «یک روز» برای مخاطبان کشورهای مختلف قابل درک باشد.
نمادی از مفهوم زمان در روایت
در این سریال زمان تقریباً به یک شخصیت تبدیل میشود. هر سال که میگذرد تغییرات کوچک اما مهمی در زندگی شخصیتها دیده میشود. این تکنیک یادآور نظریه زمان در روایتهای ادبی است که در آن زمان نه فقط یک پسزمینه بلکه نیرویی تعیینکننده در داستان است.
چرا «یک روز» فراتر از یک عاشقانه ساده است
در نگاه اول سریال فقط درباره عشق است اما در واقع درباره مسیر زندگی است. انتخابهای شغلی، دوستیها، شکستها، خانواده و حتی هویت فردی در داستان نقش دارند. به همین دلیل بسیاری از منتقدان این اثر را یک درام درباره بزرگ شدن و مواجهه با واقعیتهای زندگی میدانند.
جمعبندی
سریال «یک روز» نمونهای از داستانهایی است که به جای هیجانهای بزرگ روی جزئیات زندگی تمرکز میکند. روایت آن یادآوری میکند که زمان یکی از مهمترین عوامل در روابط انسانی است. گاهی عشق وجود دارد اما شرایط اجازه نمیدهد در لحظه مناسب شکل بگیرد. همین مفهوم حسرت و زمانبندی اشتباه است که داستان را برای مخاطبان بسیار تاثیرگذار کرده است.









ارسال نقد و بررسی