معرفی و بررسی فصل پنجم سریال برای همه بشریت (For All Mankind) و اسپین آف شهر ستارگان | بازیگرها

معرفی و بررسی فصل پنجم سریال برای همه بشریت (For All Mankind) و اسپین آف شهر ستارگان | بازیگرها

دنیای موازی یا دقیق‌تر بگویم واقعیت جایگزین سریال برای همه بشریت (For All Mankind) اکنون به نقطه‌ای رسیده که مرز میان تخیل و واقعیت در آن بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده. این اثر که با فرود نخستین انسان از اتحاد جماهیر شوروی (Soviet Union) بر سطح ماه آغاز شد، حالا در فصل پنجم خود ما را به سال ۲۰۱۲ میلادی می‌برد؛ سالی که در دنیای واقعی ما با بحران‌های اقتصادی و تغییرات تکنولوژیک شناخته می‌شد، اما در این درام فضایی، مریخ به میدان نبرد شرکت‌های خصوصی و قدرت‌های دولتی تبدیل شده. در این مقاله به بررسی ابعاد نادیده، تحلیل‌های علمی و پیوندهای سیاسی این سریال و اسپین‌آف (Spin-off) جدید آن یعنی شهر ستارگان (Star City) می‌پردازیم که قرار است نگاهی متفاوت به رقابت فضایی (Space Race) داشته باشد.

۰۱

تثبیت حاکمیت مریخی و جهش زمانی به ۲۰۱۲

فصل پنجم سریال با یک پرش زمانی (Time Jump) قابل توجه به سال ۲۰۱۲ آغاز می‌شود. در حالی که در فصل‌های قبل، مریخ تنها یک پایگاه علمی کوچک بود، حالا به یک کلونی (Colony) بزرگ با هزاران ساکن تبدیل شده است. این تغییر زمانی به نویسندگان اجازه داده تا تکنولوژی‌های پیشرفته‌تری مثل موتورهای همجوشی هسته‌ای (Nuclear Fusion) را معرفی کنند که سفر به سیاره سرخ را بسیار کوتاه‌تر از قبل می‌کند. این فصل بر خلاف فصول ابتدایی که بر اکتشاف (Exploration) تمرکز داشت، حالا بر مفاهیم کلونی کردن (Colonization) و بهره‌برداری تجاری تمرکز می‌کند.

۰۲

اسپین‌آف شهر ستارگان؛ نگاهی از پشت پرده آهنین

سریال جدید شهر ستارگان (Star City) که به عنوان یک مجموعه مکمل معرفی شده، قرار است به ریشه‌های این دنیای موازی در سال ۱۹۶۹ بازگردد. برخلاف سریال اصلی که عمدتاً از نگاه ناسا (NASA) روایت می‌شد، این اثر بر روی برنامه فضایی شوروی و هزینه‌های انسانی و سیاسی آن تمرکز دارد. نام سریال از محل واقعی آموزش فضانوردان روسی در نزدیکی مسکو (Zvyozdny gorodok) گرفته شده است. این سریال نه تنها یک درام علمی تخیلی، بلکه یک تریلر جاسوسی (Spy Thriller) است که فداکاری‌های مهندسان و کیهان‌نوردان (Cosmonauts) روسی را در سیستمی که شکست در آن گزینه‌ محسوب نمی‌شد، به تصویر می‌کشد. هدف این پروژه، نمایش نیمه تاریک و مخفی مسابقه فضایی است که در تاریخ رسمی کمتر به آن پرداخته شده است.

۰۳

اقتصاد سیارکی و طلای فضایی ایریدیوم

یکی از محورهای اصلی داستان در فصل پنجم، استخراج منابع از سیارک‌ها (Asteroid Mining) است. در پایان فصل چهارم شاهد ربودن یک سیارک غنی از ایریدیوم (Iridium) بودیم که حالا در فصل پنجم، این موضوع به موتور محرک اقتصاد جهانی تبدیل شده است. ایریدیوم یکی از کمیاب‌ترین عناصر در پوسته زمین است که در دنیای سریال، فراوانی آن در فضا باعث ایجاد یک انقلاب صنعتی (Industrial Revolution) جدید شده. این جنبه فنی نشان می‌دهد که چگونه دسترسی به منابع بی‌پایان فضایی می‌تواند توازن قدرت سیاسی روی زمین را برهم بزند و کشورهای توسعه‌یافته را به سمت نوع جدیدی از امپریالیسم فضایی (Space Imperialism) سوق دهد.

۰۴

بازگشت ایرینا ماروزووا و تلاقی قدرت در مریخ

شخصیت ایرینا ماروزووا (Irina Morozova) که در فصل چهارم به عنوان یک مقام قدرتمند شوروی معرفی شد، در فصل پنجم نقشی کلیدی‌تر ایفا می‌کند. پس از یک دوره بی‌ثباتی سیاسی در مسکو و شایعاتی مبنی بر بازداشت او، بازگشت مقتدرانه او به مریخ نشان‌دهنده نفوذ عمیق سازمان‌های امنیتی در برنامه‌های فضایی است. حضور او در پایگاه‌های مریخی لایه‌ای از ژانر پلیسی و معمایی به سریال اضافه کرده است. این موضوع به خوبی نشان‌دهنده جامعه‌شناسی قدرت است؛ جایی که حتی در یک محیط علمی و دور افتاده مثل مریخ، باز هم الگوهای دیکتاتوری و کنترل اطلاعاتی زمین تکرار می‌شوند.

۰۵

چالش‌های بیولوژیک و جستجوی حیات میکروبی

در حالی که سیاستمداران به دنبال معادن هستند، دانشمندانی مثل کلی بالدوین (Kelly Baldwin) بر روی اخترزیست‌شناسی (Astrobiology) تمرکز دارند. فصل پنجم با جزئیات بیشتری به امکان وجود حیات میکروبی در لایه‌های زیرین یخ‌های مریخ می‌پردازد. این بخش از داستان با الهام از یافته‌های واقعی ناسا درباره وجود آب در مریخ نوشته شده است. سریال به خوبی پارادوکس میان سودآوری اقتصادی و حفاظت از محیط زیست فضایی را به تصویر می‌کشد. سوال اخلاقی بزرگی که مطرح می‌شود این است: آیا ما حق داریم اکوسیستم احتمالی یک سیاره دیگر را برای استخراج فلزات گرانبها نابود کنیم؟

۰۶

تکامل شخصیت اد بالدوین؛ پیرمرد و سیاره سرخ

ادوارد بالدوین (Edward Baldwin) با بازی جوئل کینامن (Joel Kinnaman)، اکنون به نماد مقاومت در برابر پیری و قوانین زمین تبدیل شده است. او که حالا در دهه هشتاد زندگی خود به سر می‌برد، حاضر به ترک مریخ نیست. این شخصیت نمایانگر روانشناسی افرادی است که هویت خود را کاملاً با حرفه و محیط کارشان گره زده‌اند. اد در این فصل دیگر یک قهرمان ملی نیست، بلکه به یک متمرد (Outlaw) تبدیل شده که معتقد است مریخ باید توسط کسانی اداره شود که روی آن زندگی می‌کنند، نه کسانی که در دفاتر لوکس در واشینگتن یا مسکو نشسته‌اند.

۰۷

واقع‌گرایی در طراحی صحنه و جلوه‌های بصری

تیم تولید سریال برای طراحی فضای داخلی پایگاه‌های مریخی در سال ۲۰۱۲، از مفاهیم معماری ماژولار (Modular Architecture) استفاده کرده‌اند. برخلاف فیلم‌های علمی تخیلی که فضایی بسیار تمیز و براق را نشان می‌دهند، در فصل پنجم ما شاهد دیوارهایی هستیم که با گرد و غبار مریخی پوشیده شده‌اند و دستگاه‌هایی که نیاز به تعمیر دائم دارند. این سطح از واقع‌گرایی بصری (Visual Realism) به مخاطب کمک می‌کند تا سختی‌های زندگی در فضا را با تمام وجود درک کند. استفاده از نورپردازی‌های کدر و فضاهای بسته، حس کلاستروفوبیا (Claustrophobia) یا ترس از محیط‌های بسته را در برخی اپیزودها به اوج می‌رساند.

۰۸

اتحادیه‌های کارگری در خلاء؛ نبرد طبقاتی در مریخ

یکی از هوشمندانه‌ترین جنبه‌های نویسندگی در این فصل، پرداختن به موضوع حقوق کارگران است. در مریخ، شکاف عمیقی میان فضانوردان نخبه و کارگران فنی که برای شرکت‌های خصوصی مثل هلیوس (Helios) کار می‌کنند وجود دارد. این موضوع به شدت با مفاهیم جامعه‌شناسی سیاسی (Political Sociology) گره خورده است. اعتصاب‌های کارگری در محیطی که اکسیژن و غذا محدود است، به یک بن‌بست اخلاقی تبدیل می‌شود. سریال به ما نشان می‌دهد که حتی در پیشرفته‌ترین تمدن‌های فضایی، ریشه‌های بی‌عدالتی اجتماعی همچنان می‌توانند جوانه بزنند.

۰۹

تفاوت‌های تکنولوژیک میان دنیای موازی و واقعیت

در سال ۲۰۱۲ دنیای سریال، اینترنت فضایی و ارتباطات کوانتومی (Quantum Communications) به بلوغ رسیده‌اند؛ در حالی که در دنیای واقعی ما، در آن سال تازه گوشی‌های هوشمند در حال همه‌گیر شدن بودند. جالب است که در این دنیای موازی، به دلیل تمرکز بر فضا، برخی تکنولوژی‌های مصرفی مثل شبکه‌های اجتماعی به شکلی که ما می‌شناسیم رشد نکرده‌اند. این یک سناریوی توضیحی (Explanatory Scenario) جذاب است که نشان می‌دهد چگونه اولویت‌های یک تمدن می‌تواند مسیر توسعه ابزارهای روزمره را به کلی تغییر دهد. در اینجا علم در خدمت بقا و اکتشاف است، نه لزوماً سرگرمی‌های سطحی.

۱۰

نقش مارگو مادیسون در دیپلماسی فضایی

مارگو مادیسون (Margo Madison) با بازی ورن اشمیت (Wrenn Schmidt)، همچنان یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های سریال است. او که به عنوان خائن در آمریکا و یک دارایی ارزشمند در شوروی شناخته می‌شود، حالا در فصل پنجم به عنوان یک میانجی (Mediator) عمل می‌کند. زندگی او بازتابی از دوران جنگ سرد (Cold War) است؛ جایی که دانش علمی فراتر از مرزهای جغرافیایی قرار می‌گیرد اما توسط سیاستمداران به گروگان گرفته می‌شود. تلاش او برای حفظ همکاری‌های بین‌المللی در محیطی که همه به دنبال جاسوسی از یکدیگر هستند، یکی از محرک‌های اصلی درام در این فصل است.

۱۱

خطاهای علمی عمدی و غیرعمدی

با وجود اینکه این سریال به عنوان یک اثر «علمی تخیلی سخت» (Hard Sci-Fi) شناخته می‌شود، اما برخی خطاها در آن دیده می‌شود. برای مثال، نحوه حرکت شخصیت‌ها در گرانش مریخ (که حدود ۳۸ درصد زمین است) همیشه دقیق نیست. در فصل پنجم، سازندگان تلاش کرده‌اند با استفاده از جلوه‌های ویژه بهتر، این تفاوت گرانشی را در راه رفتن و پریدن شخصیت‌ها بیشتر نشان دهند. با این حال، برخی از مانورهای فضاپیماها در نزدیکی سیارک‌ها بیشتر جنبه سینمایی دارد تا فیزیک محض. این تداخل میان سرگرمی و علم، یکی از موضوعات همیشگی بحث میان طرفداران سریال در فروم‌های تخصصی است.

۱۲

آینده فرانچایز؛ فراتر از منظومه شمسی؟

با توجه به موفقیت فصل پنجم و تایید ساخت اسپین‌آف شهر ستارگان، به نظر می‌رسد اپل تی‌وی پلاس (Apple TV+) قصد دارد این دنیای موازی را تا دهه‌های آینده ادامه دهد. شایعات حاکی از آن است که فصل‌های بعدی ممکن است به سراغ مشتری (Jupiter) و قمرهای آن بروند. پیوستگی معنایی که در طول این سال‌ها ایجاد شده، باعث شده تا مخاطبان با تاریخچه این دنیای خیالی به اندازه تاریخ واقعی احساس نزدیکی کنند. این سریال ثابت کرد که تاریخ تنها مجموعه‌ای از وقایع نیست، بلکه نتیجه انتخاب‌های کوچک و بزرگی است که مسیر بشریت را برای همیشه تغییر می‌دهند.

معرفی و بررسی فصل پنجم سریال برای همه بشریت (For All Mankind) و اسپین آف شهر ستارگان | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!