۰۱
خانواده ملکالشعرای بهار؛ میراثی در آستانه وداع
تصویر نایابی که در اردیبهشت ۱۳۳۰ در نشریه تهران مصور به چاپ رسید، تنها یک عکس خانوادگی ساده نیست. این فریم، خانواده محمدتقی بهار را در دورانی نشان میدهد که ایران یکی از بزرگترین تئوریسینهای آزادی و ادب خود را از دست داده بود. ملکالشعرا درست در اول اردیبهشت همان سال درگذشت و این عکس نوعی سوگنامه تصویری برای مردی بود که شعر را به خدمت سیاست و مشروطه درآورد.
در این تصویر، وقار خانوادهای را میبینیم که در میانه تلاطمهای سیاسی دهه سی، میراثدار نام بزرگی بودند. بهار نه تنها یک شاعر، بلکه سیاستمداری بود که بارها طعم تبعید و زندان را چشید. این عکس در واقع بازتابی از دوران گذار ایران از سنت به مدرنیته و نقش روشنفکران در ساختار اجتماعی آن زمان است.
۰۲
بیسکوییت نجات؛ طعم بقا در دریای مدیترانه
تصویر پناهنده لیبیایی که پس از ساعتها هراس در آبهای آزاد، در حال خوردن یک بیسکوییت ساده است، نمادی تلخ از بحرانهای انسانی معاصر (Humanitarian crises) محسوب میشود. این عکس فراتر از یک ثبت خبری، به بررسی روانشناختی مفهوم «امنیت» پس از تروما میپردازد. چشمان پناهنده در این فریم، داستانی از فروپاشی رویاها و آغاز یک زندگی دشوار در غربت را روایت میکند.
لیبی پس از سقوط قذافی به بهشتی برای قاچاقچیان انسان تبدیل شد و دریای مدیترانه به بزرگترین گورستان دستهجمعی جهان بدل گشت. این عکس یادآور این واقعیت است که چگونه سیاستهای کلان بینالمللی مستقیماً بر سفره و جان انسانهای عادی تأثیر میگذارند. بیسکوییتی که در دستان اوست، اولین پیوند دوبارهاش با دنیای زندگان پس از رویارویی با مرگ است.
۰۳
معماری شناور ایتالیا؛ رویایی بر فراز آب
ساختمانهای شناور در ایتالیا صرفاً یک جاذبه توریستی نیستند، بلکه پاسخی هوشمندانه به چالشهای زیستمحیطی و تغییرات اقلیمی (Climate change) به شمار میروند. مهندسان ایتالیایی با بهرهگیری از تکنولوژیهای پیشرفته در حوزه پایداری سازه، توانستهاند بناهایی ایجاد کنند که با نوسانات سطح آب سازگار باشند. این رویکرد، ریشه در تاریخ غنی ونیز دارد که قرنهاست با آب در نبرد و تعامل است.
راستی، فکرش را بکنید بیدار شوید و ببینید خانهتان چند متری نسبت به دیروز جابجا شده است! البته این ساختمانها لنگر انداختهاند، اما تصور زندگی در جایی که پی آن به جای خاک در دل موجهاست، هم هیجانانگیز است و هم کمی سرگیجهآور. این سازهها آینده شهرسازی در دنیایی هستند که اقیانوسهایش در حال پیشرویاند.
زنگ تفریح: شور و تعصب در مستطیل سبز و فراتر از آن
تصور کنید در یورو ۲۰۱۶ هستید و یک طرفدار ولزی را میبینید که طوری گریم کرده انگار قرار است خودش به جای بازیکنان وارد زمین شود! یا آن حلقه اتحاد بازیکنان در ملبورن که از بالا شبیه به یک گل آفتابگردان انسانی شده است. ورزش همیشه راهی برای فرار از واقعیتهای تلخ بوده؛ جایی که آدمها یادشان میرود صورتحسابهای پرداختنشده دارند و فقط به یک توپ چرمی فکر میکنند. این لحظات، کمدی و درام را در هم میآمیزند تا ثابت کنند ما هنوز زندهایم و میتوانیم برای چیزهای بیاهمیت، با تمام وجود فریاد بزنیم.
۰۴
ادیت پیاف؛ گنجشک کوچکی که لرزه بر اندام پاریس انداخت
گالری عکسهای ادیت پیاف (Édith Piaf) روایتگر زنی است که از دل فقر و خیابانهای برلین به اوج شهرت جهانی رسید. پیاف که به «گنجشک کوچک» معروف بود، صدایی داشت که درد و عشق را همزمان فریاد میزد. زندگی او لبریز از تراژدیهای شخصی، از دست دادن معشوق و مبارزه با بیماری بود، اما هر بار با قدرت بیشتری به صحنه بازمیگشت.
او نماد مقاومت فرهنگی فرانسه در دوران اشغال و پس از جنگ است. در عکسهای او، چیزی بیش از یک ستاره سینما یا خواننده دیده میشود؛ دردی عمیق در چشمانش موج میزند که حتی در لبخندهای روی صحنه هم پنهان نمیماند. پیاف ثابت کرد که هنر واقعی نه از رفاه، بلکه از عمق رنجهای بشری جوانه میزند.
۰۵
ساعت ماری آنتوانت؛ شاهکاری که به مقصد نرسید
ساعت جیبی طراحی شده توسط آبراهام لوئی برگه (Abraham-Louis Breguet) گرانترین و پیچیدهترین ساعت جهان در زمان خود بود. این ساعت که سفارش ساختش در سال ۱۷۸۳ داده شد، قرار بود هدیهای برای ماری آنتوانت باشد. اما نکته کنایهآمیز تاریخ اینجاست که ساخت آن ۴۴ سال طول کشید؛ یعنی زمانی که نه ملکه زنده بود و نه سازنده اصلی ساعت!
این شیء گرانبها با طلا و سنگهای قیمتی، نمادی از افراطگری دربار فرانسه قبل از انقلاب (French Revolution) است. ساعتی که برای نشان دادن زمان ساخته شده بود، خود به قربانی زمان تبدیل شد. این قطعه هنری اکنون در موزهای در بیتالمقدس نگهداری میشود و یادآور این است که ثروت بیکران هم نمیتواند جلوی چرخهای بیرحم تاریخ را بگیرد.
۰۶
تا کمر در آب؛ زندگی در لندن زیر برف و باران
عکسهایی که مردم لندن را در سال ۱۹۳۱ در میدان ترافالگار در حال برفبازی یا مواجهه با سیلابهای شهری نشان میدهند، کنتراست عجیبی با تصویر امروز ما از این شهر دارند. در آن سالها، زیرساختهای شهری هنوز در برابر پدیدههای جوی به شدت آسیبپذیر بودند. مردم با وجود مشکلات اقتصادی دهه ۳۰، هنوز سعی میکردند از دانههای سفید برف لذت ببرند، حتی اگر تا کمر در آب فرو رفته باشند.
این تصاویر نشاندهنده روحیه جمعی لندنیها قبل از شروع وحشت جنگ جهانی دوم است. برفبازی در ترافالگار، آخرین لحظات بیدغدغهای بود که یک نسل قبل از مواجهه با بمبارانهای هوایی (The Blitz) تجربه میکرد. نگاه کردن به این عکسها، نوعی نوستالژی برای سادگی از دست رفتهای است که در میان ساختمانهای سنگی لندن منجمد شده است.
۰۷
سیستمهای پرتابل ۱۹۹۱؛ وقتی غولها در دست جا میشدند!
اگر فکر میکنید نینتندو سوئیچ یا گوشیهای هوشمند امروزی شاهکار مهندسی هستند، باید نگاهی به کنسولهای پرتابل سال ۱۹۹۱ بیندازید. دستگاههایی با ابعاد یک آجر بزرگ که مصرف باتریشان بیشتر از یک یخچال بود! اما در آن زمان، داشتن یکی از اینها در اتوبوس یا مدرسه، شما را به پادشاه تکنولوژی (Tech king) تبدیل میکرد. این آگهیهای قدیمی، فسیلهای عصر دیجیتال هستند.
شوخی نیست؛ برای بازی کردن با این دستگاهها باید عضلات مچ دست قدرتمندی میداشتید! صفحه نمایشهای سیاه و سفید بدون نور پسزمینه که فقط زیر نور مستقیم خورشید قابل دیدن بودند. با این حال، لذت بازی کردن با آنها به قدری بود که هیچکس به وزن زیاد یا گرافیک پیکسلیشان اعتراض نمیکرد. ما واقعاً راه طولانی را از آن آجرهای بازی تا اسمارتفونهای فوقباریک امروزی طی کردهایم.
زنگ تفریح: شعبدهبازی دالی و قیچی برگردان پله
سالوادور دالی را که میشناسید؟ همان مردی که سبیلهایش بیشتر از نقاشیهایش حرف برای گفتن داشت. عکس «دالی اتمیکوس» که در آن گربهها و آب در هوا معلق هستند، در دورانی گرفته شد که نه فتوشاپی بود و نه هوش مصنوعی. عکاس بیچاره ۲۸ بار مجبور شد گربهها را به هوا پرتاب کند تا بالاخره آن فریم جادویی ثبت شود. از آن طرف، پله (Pelé) در ماراکانا طوری روی هوا معلق شده که انگار قوانین جاذبه برای او تعریف نشده است. این عکسها ثابت میکنند که برای خلق جادو، فقط به تخیل و کمی صبر (و شاید چند گربه خیس!) نیاز دارید.
۰۸
بزرگراه مرگ؛ جایی که تکنولوژی نظامی وحشت آفرید
تصویر بزرگراه ۸۰ یا همان «بزرگراه مرگ» (Highway of Death)، یکی از تاریکترین مستندات جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ است. حمله هوایی نیروهای ائتلاف به کاروان خودروهای در حال عقبنشینی عراق، منجر به خلق جهنمی از آهنپارههای سوخته شد. این عکس به وضوح نشان میدهد که جنگهای مدرن چگونه در کسری از ثانیه میتوانند یک زیرساخت غیرنظامی را به زمینی سوخته تبدیل کنند.
این واقعه از نظر حقوق بینالملل بسیار بحثبرانگیز بود، زیرا بسیاری از افراد در حال عقبنشینی بودند. عکس، عمق استیصال و قدرت مخرب نیروی هوایی آمریکا را به تصویر میکشد. در میان لاشههای سوخته خودروها، داستانهای ناتمام هزاران سرباز و غیرنظامی مدفون شده است که قربانی محاسبات غلط سیاسی و نظامی شدند.
۰۹
مرد و خرس؛ همزیستی در یخبندان سیبری
عکس نیکولای ماچولیاک در سال ۱۹۷۶ که در حال غذا دادن به یک خرس قطبی است، یکی از احساسیترین تصاویر تاریخ شوروی سابق محسوب میشود. در دنیای وحشی سیبری، جایی که بقا حرف اول را میزند، این لحظه از شفقت انسانی فراتر از غریزههای درندگی عمل کرده است. توله خرسی که پای مرد را گرفته، نشانهای از اعتمادی است که به ندرت بین انسان و حیات وحش (Wildlife) شکل میگیرد.
البته امروز میدانیم که غذا دادن به حیوانات وحشی میتواند باعث تغییر رفتارهای طبیعی آنها و وابستگی خطرناک به انسان شود. اما در آن زمان، این حرکت به عنوان نمادی از صلح و دوستی با طبیعت دیده میشد. این عکس یادآور این نکته است که حتی در سردترین نقاط جهان، گرمای مهربانی میتواند یخها را آب کند.
۱۰
تولد یک نماد؛ مجسمه آزادی در کارگاههای فرانسه
مشاهده مجسمه آزادی (Statue of Liberty) در حالی که قطعات غولپیکرش در یک کارگاه در سال ۱۸۸۲ روی هم سوار میشوند، حسی از حقارت انسان در برابر عظمت هنر ایجاد میکند. این هدیه مردم فرانسه به آمریکا، نمادی از آرمانهای مشترک دموکراسی و آزادی بود. طراحی فردریک بارتولدی و مهندسی داخلی گوستاو ایفل، این سازه را به یکی از عجایب مهندسی قرن نوزدهم تبدیل کرد.
جالب است که در این عکس، کارگران در کنار پاهای عظیم مجسمه شبیه به مورچههایی به نظر میرسند که در حال ساختن یک خدای مدرن هستند. مجسمه قبل از اینکه به نیویورک فرستاده شود، قطعه قطعه شد و در صندوقهای بزرگ بستهبندی گشت. این عکس لحظهای را ثبت کرده که آرمانهای سیاسی در حال تبدیل شدن به فلز و سنگ بودند.
۱۱
بابا نوئل در پناهگاه؛ وقتی کریسمس هم امن نبود
تصویر بابا نوئل با کلاهخود نظامی در لندن سال ۱۹۴۰، یکی از سوررئالترین تصاویر جنگ جهانی دوم است. بمبارانهای شبانه آلمان که به «بلیتس» معروف بود، زندگی روزمره را به کلی دگرگون کرده بود. حتی شخصیتهای فانتزی و نمادهای شادی هم مجبور بودند خود را با شرایط جنگی وفق دهند تا به کودکان روحیه بدهند.
این عکس به خوبی نشاندهنده استفاده از پروپاگاندا (Propaganda) برای حفظ روحیه ملی است. بابا نوئلی که ماسک ضد گاز به همراه دارد یا کلاهخود به سر کرده، پیامی واضح داشت: «زندگی ادامه دارد، حتی زیر باران بمب». این تصویر نشاندهنده استواری و سرسختی مردم بریتانیا در یکی از تاریکترین فصول تاریخشان است.
۱۲
تخیلات اتمی؛ پسربچهای با سلاح پرتوافکن
در دهه ۱۹۵۰، همزمان با آغاز عصر فضا و رقابتهای هستهای، اسباببازیهای کودکان هم تغییر شکل دادند. تفنگهای پرتوافکن (Ray guns) که الهامگرفته از سریالهایی مثل «فلش گوردون» بودند، محبوبیت بینظیری یافتند. این عکس پسربچهای را نشان میدهد که با غرور سلاح پلاستیکیاش را نشانه رفته، در حالی که دنیای بزرگترها در ترس از جنگ اتمی واقعی به سر میبرد.
این تضاد بین معصومیت کودکانه و تکنولوژیهای ویرانگر، تم اصلی بسیاری از آثار هنری آن دوره است. کودکان با این اسباببازیها، ترس از ناشناختههای فضا و فیزیک اتمی را به بازی تبدیل میکردند. تفنگی که در دست اوست، نمادی از آیندهای بود که مردم آن زمان تصور میکردند؛ آیندهای پر از سفرهای میانستارهای و تکنولوژیهای جادویی.
۱۳
اولین هدفون رادیویی؛ فخرفروشی با تکنولوژی ۱۹۲۲
تصور کنید یک نوجوان ۱۸ ساله در سال ۱۹۲۲ با کلاه شاپو و یک دستگاه عجیب روی سرش در خیابان راه برود! این اولین نسخههای هدفون رادیویی (Radio headphones) بود که در آن زمان به عنوان یک جادوی علمی شناخته میشد. مخترع جوان در این عکس، نمادی از نسل جدیدی است که میخواست جهان را از طریق امواج رادیویی به هم متصل کند.
در آن سالها، رادیو تنها وسیله ارتباطی سریع و جمعی بود و داشتن یک نسخه قابل حمل از آن، چیزی فراتر از تصور عامه بود. کیفیت صدای این دستگاهها احتمالاً بسیار پایین و پر از نویز بوده، اما حسِ شنیدن صدایی از مایلها دورتر، چنان هیجانی داشت که وزن سنگین و قیافه مضحک دستگاه اصلاً به چشم نمیآمد.
۱۴
مارلنه دیتریش؛ زنی که کلیشهها را در هم شکست
مارلنه دیتریش (Marlene Dietrich) فقط یک ستاره سینما نبود؛ او یک انقلابی در دنیای مد و استایل بود. در زمانی که پوشیدن شلوار برای زنان یک تابوی بزرگ محسوب میشد، دیتریش با کت و شلوار مردانه روی صحنه ظاهر شد. جملات او درباره راحتی شلوار و تلف نکردن وقت برای کیف و کفش، نشاندهنده روحیه مستقل و عملگرای اوست.
او در دوران جنگ جهانی دوم، به جای همکاری با نازیها، به ارتش آمریکا پیوست و برای سربازان در جبههها برنامه اجرا کرد. دیتریش از نفوذ خود برای مبارزه با فاشیسم استفاده کرد و همین موضوع او را به شخصیتی فراتر از یک هنرپیشه تبدیل کرد. عکسهای او همیشه ترکیبی از جذابیت زنانه و قدرت مقتدرانه است که تا به امروز الهامبخش طراحان مد مانده است.
۱۵
برلین؛ وقتی تانکها چشم در چشم شدند
رویارویی تانکهای آمریکا و شوروی در ایست بازرسی چارلی (Checkpoint Charlie) پس از سقوط برلین، یکی از خطرناکترین لحظات جنگ سرد بود. این عکس برلین را به عنوان شهری نشان میدهد که به جای آزادی، با دیوارهای نامرئی و تانکهای آمادهباش تقسیم شده است. هر حرکت اشتباهی در این نقطه میتوانست شعله جنگ جهانی سوم را برافروزد.
شهر بیدفاع که روزی پایتخت رایش سوم بود، حالا به صفحه شطرنج ابرقدرتها تبدیل شده بود. تانکهای M60 آمریکایی در برابر T-55های شوروی، نمادی از تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب بودند. این تصویر، وحشت حاکم بر خیابانهای برلین را به خوبی منتقل میکند؛ جایی که مردم عادی بین لولههای تانکها رفت و آمد میکردند.
۱۶
هیتلر، پورشه و شلوار پاره؛ سقوط یک دیکتاتور
تصویر فردیناند پورشه در حال نشان دادن مدل اولیه فولکس واگن به هیتلر، پیوند صنعت و سیاست در آلمان نازی را نشان میدهد. خودروی مردم (Volkswagen) قرار بود نماد رفاه در رایش سوم باشد. اما چند سال بعد، در سال ۱۹۴۴، شلوار پاره هیتلر پس از سوءقصد نافرجام عملیات والکوره (Operation Valkyrie)، تصویر دیگری از این قدرت پوشالی را به نمایش گذاشت.
آن شلوار پاره، نمادی از فروپاشی درونی رژیمی بود که تصور میکرد شکستناپذیر است. سوءقصد توسط افسران خودی نشان داد که حتی در لایههای بالای ارتش هم کسی به پیروزی نهایی باور نداشت. هیتلر از این انفجار جان سالم به در برد، اما این حادثه آغازی بر پارانویای شدید و تصفیههای خونین درونی بود که ماشین جنگی آلمان را تضعیف کرد.
۱۷
تولستوی و قصههایی برای تمام فصول
عکس لئو تولستوی (Leo Tolstoy) در سال ۱۹۰۹، در حال قصه گفتن برای نوههایش، تصویری از آرامش قبل از طوفان انقلاب روسیه است. پیرمرد ریشسفیدی که شاهکارهایی مثل «جنگ و صلح» را خلق کرده بود، در این فریم نه به عنوان یک غول ادبی، بلکه به عنوان پدربزرگی مهربان دیده میشود. او در اواخر عمر به سادهزیستی و باورهای آنارشیستی صلحطلبانه روی آورده بود.
این عکس به خوبی تضاد بین زندگی اشرافی گذشته او و تمایلات دهقانی سالهای پایانیاش را نشان میدهد. تولستوی سعی داشت با قصههایش، اخلاق و معنویت را به نسل بعد منتقل کند. تنها یک سال بعد از این عکس، او در یک ایستگاه قطار دورافتاده درگذشت و جهان یکی از بزرگترین وجدانهای بیدار خود را از دست داد.
۱۸
رکود بزرگ؛ سوپی که طعم ناامیدی میداد
در دوره رکود بزرگ (Great Depression)، صفهای طولانی نان و سوپ به بخشی از چشمانداز شهرهای آمریکا و اروپا تبدیل شده بود. عکسی که آدمهای گرسنه را در حال خوردن سوپ نشان میدهد، بازتابی از فروپاشی نظامهای مالی در سال ۱۹۲۹ است. فقر چنان گسترده بود که حتی طبقه متوسط هم مجبور به گدایی برای یک وعده غذای گرم شده بود.
این بحران اقتصادی نه تنها شکمها را خالی کرد، بلکه باعث قدرت گرفتن جنبشهای افراطی در سراسر جهان شد. در واقع، بسیاری از مورخان معتقدند که ریشههای جنگ جهانی دوم در همین صفهای سوپ و ناامیدی نهفته است. عکس، فراتر از نمایش گرسنگی، تصویری از کرامت انسانی است که در زیر چرخدندههای بیرحم اقتصاد خرد شده است.
۱۹
اولین سلفی فضایی؛ باز آلدرین در خلاء
در سال ۱۹۶۶، باز آلدرین (Buzz Aldrin) در جریان ماموریت جمینی ۱۲، دوربین را به سمت خود چرخاند و عکسی گرفت که امروز به عنوان اولین سلفی فضایی شناخته میشود. در آن زمان، این حرکت نه برای خودنمایی در شبکههای اجتماعی، بلکه بخشی از مستندسازی فنی پیادهروی فضایی (Extravehicular activity) بود. دریچه فضاپیمای پشت سر او و سیاهی بیکران فضا، ابهت عجیبی به این عکس بخشیده است.
نکته جالب اینجاست که آلدرین برای گرفتن این عکس باید با دستکشهای ضخیم و لباس فضایی سنگین با دوربین کار میکرد. این فریم ثابت کرد که انسان حتی در خشنترین محیطهای خارج از زمین هم تمایل دارد حضور خود را ثبت کند. سلفی آلدرین، پیوندی است میان تکنولوژی پیچیده دهه ۶۰ و غریزه همیشگی بشر برای گفتنِ «من اینجا بودم».
۰۱
خانواده ملکالشعرای بهار؛ میراثی در آستانه یک تحول بزرگ
تصویر نایابی که در شماره ۶ اردیبهشت ۱۳۳۰ در نشریه تهران مصور به چاپ رسید، تنها یک عکس خانوادگی ساده نیست. این فریم، خانواده محمدتقی بهار را در دورانی نشان میدهد که ایران یکی از بزرگترین تئوریسینهای آزادی و ادب خود را از دست داده بود. ملکالشعرا درست در اول اردیبهشت همان سال، یعنی تنها چند روز پیش از انتشار این شماره، بر اثر بیماری سل درگذشت. این عکس در واقع نوعی ادای احترام و سوگنامه تصویری برای مردی بود که شعر را از دربار به خیابان آورد و آن را به خدمت سیاست و مشروطه درآورد.
پناهنده نجاتیافته لیبیایی بعد از نجات از دریا در حال خوردن یک بیسکوییت
یک ساختمان شناور شگفتآور در ایتالیا
تماشاگر طرفدار ولز، قبل از بازی این تیم با روسیه در یورو 2016
عکس زیبا از حلقه اتحاد بازیکنان قبل از فینال مسابقات راگبی در ملبورن
گالری عکسهای ادیت پیاف
گرانترین ساعت جیبی دنیا
تصویر بالا، گرانترین ساعت جیبی دنیا را نشان میدهد که توسط Breguet طراحی شده بود و قرار بود که به ماری آنتوانت (واپسین ملکه پیش از انقلاب کبیر فرانسه) هدیه شود.
تا کمر در آب
برفبازی بیدغدغه در لندن
سال 1931- میدان ترافالگار لندن- گروهی از مردم مشغول برفبازی هستند.
یک سیستم پرتابل بازی در سال 1991 این طوری بود!
کسانی که این روزها ساعتها با اپلیکیشنهای گیم در گوشیهای هوشمند خود سرگرم هستند، تصورش را هم نمیتوانند بکنند که در سال 1991، به عنوان یک نمونه در همین آگهی، یک سیستم پرتابل بازی به چه صورت بود!
قیچی برگردان مشهور پله
نسل جدید این عکس را کمتر دیدهاند. اما این عکس مشهور در سال 1965 گرفته شده و در آن، پله، در استادیوم بزرگ ماراکانا در ریو دو ژانیرو، در حال زدن یک قیچی برگردان دیده میشود.
زاویه گرفته شدن عکس، طوری است که پله را در میان انبوه جمعیت نشان میدهد.
بزرگراه مرگ!
این عکس بزرگراه مرگ یا بزرگراه 80 نام دارد.
این عکس نتیجه حمله امریکا به یک کاروان از خودروها را در یک بزرگراه در جریان جنگ 1991 آمریکا و عراق نشان میدهد.
نه! این عکس از سالوادور دالی فتوشاپ نیست!
این عکس در سال 1948 توسط فیلیپ هالسمن گرفته شده و در آن سالوادور دالی دیده میشود.
هیچ فتوشاپی در کار نیست و عکاس بعد از 28 بار تلاش توانسته در لحظه مناسب از دالی در حال پرش، گربهها و آب معلق در هوا عکس بگیرد.
در مورد هالسمن پیش از این در بازیگرها مطلب نوشته بودیم.
خرس قطبی گرسنه در حال گرفتن غذا از یک مرد در سیبری
این عکس در سال 1976 گرفته شده و یک مرد روس به نام نیکولای ماچولیاک را نشان میدهد که به یک خرس قطبی تکههای غذا و شیر غلیظ میدهد. توله خرس قطبی پاهای مرد را گرفته و به عکس یک بار احساسی بیشتر بخشیده است.
مجسمه آزادی در حال ساخت
این عکس در سال 1882 گرفته شده و کارگاهی را در فرانسه نشان میدهد که در آن مجسمه آزادی در حال ساخت است.
حتی بابا نوئل هم از جانش میترسد!
این عکس در سال 1940، در جریان اوج بمباران شدن لندن در جنگ جهانی دوم گرفته شده و نشان میدهد که بابا نوئل کلاه قرمزش را کنار گذاشته و کلاهخودی به سر کرده است!
پسربچهای با سلاح پرتوافکن!
این عکس زیبا در دهه 1950 گرفته شده و در آن یک پسربچه زیبا دیده میشود که سرخوشانه با تفنگ اسباببازی پرتوافکن خود عکس گرفته. تفنگی که الهامگرفته از تخیلات نویسندههای علمی تخیلی و فیلمهای آن دوره بود.
این هدفون رادیویی در دهه 1920، اوج فناوری بود!
این عکس در سال 1922 گرفته شده و در آن یک مخترع 18 ساله دیده میشود که کلاه از سر برداشته و فخرفروشانه اختراعش را نشان میدهد: یک هدفون رادیویی.
مارلین دیتریش در مورد سبک لباس پوشیدناش چه گفته بود؟
شلوار پوشیدن خیلی راحت است. یک زن برای اینکه خوشلباس باشد، باید زمان زیاد صرف کند. من زنان دیگر و کیفها و کفشها و کلاههایشان را نگاه کردهام. آنها باید خیلی وقت داشته باشند. من نمیتوانم به اندازه آنها وقت تلف کنم!
مارلنه دیتریش یا مارلین دیتریش (به آلمانی: Marlene Dietrich) (زادهٔ ۲۷ دسامبر ۱۹۰۱ – درگذشتهٔ ۶ مهٔ ۱۹۹۲) بازیگر آلمانی-آمریکایی بود. او بهعنوان نخستین هنرپیشه زن آلمانی موفق در هالیوود شناخته میشود.
در خلال سابقهٔ کاریِ طولانیش که با خوانندگی در کابارهها، گروه کر و بازی در فیلمها در دههٔ ۱۹۲۰ در برلین شروع شد، و با ستارهٔ سینما شدن در هالیوود در دههٔ ۱۹۳۰، میزبانی برنامهها در دههٔ ۱۹۴۰ در خلال جنگ جهانی دوم ادامه یافت، و در نهایت به مجری بینالمللی برنامههای روی صحنه در دهه ۵۰ تا ۷۰ منجر شد، دیتریش دائماً شخصیت خود را تغییر میداد و از همین رو نهایتاً یکی از نمادهای سرگرمی قرن بیستم شد. در سال ۱۹۹۹ بنیاد فیلم آمریکا (به انگلیسی: AFI)، دیتریش را در رتبهٔ نهم لیست بهترین ستارههای زن هالیوود در تمام دوران قرار داد.
واقعا از این چهره هراسانگیز، برای تبلیغات انتخاباتی موسولینی استفاده میشد!
برلین: شهر بیدفاع- تانکهای آمریکا و شوروی روبروی هم در این شهر
بعد از سقوط برلین در جنگ جهانی دوم، در این عکس جالب تانکهای آمریکا و شوروی را در برابر هم میبینید. حالا دیگر باید شهر تقسیم میشد.
مقاله نوستالژیک در مورد آینده گوشیهای هوشمند در سال 1383 – گوشی من غول چراغ هم دارد!
تنها قاب عکسی که روی کره ماه جا مانده!
در سال 1972، چارلز دوک، این قاب عکس را که در آن عکس خانوادهاش قرار داده شده بود، روی کره ماه باقی گذاشت و به زمین بازگشت.
فردیناند پورشه و هیتلر
سال 1935: فردیناند پورشه در حال نشان دادن مدل جدید فولکس واگن بتیل به آدولف هیتلر
شلوار پاره هیتلر!
شلوار پاره هیتلر بعد از ترور نافرجام او در سال 1944.
عملیات والکوره (آلمانی: Operation Walküre که با نام عملیات والکری هم شناخته میشود) مهم ترین سوء قصدی بود که نسبت به جان هیتلر رهبر آلمان نازی در ۲۰ ژوئیه سال ۱۹۴۴ میلادی صورت گرفت. این سوءقصد در مقر هیتلر به نام آشیانه گرگ و توسط تعدادی از افسران و ژنرالهای عالیرتبهٔ آلمان نازی صورت گرفت.
تولستوی در حال قصهگویی
سال 1909- تولستوی در حال قصه گفتن برای نوههایش
سوپ و نان در دوره رکود بزرگ
عکسی که در دوره رکود بزرگ گرفته شده و در آن آدمهایی را میبینید که گرسنگی از سیمایشان پیداست و در حال خوردن سوپ و نان هستند.
رکود بزرگ یا ایستایی بزرگ به رکود گسترده اقتصادی جهان، یک دهه پیش از شروع جنگ جهانی دوم گفته میشود. شروع بحران بزرگ در دنیا با نوسان، اما در اغلب کشورهای جهان از سال ۱۹۲۹ بوده و پایان آن اواخر دهه ۱۹۳۰ یا اوایل ۱۹۴۰ بوده است. بحران بزرگ را میتوان عمیقترین، طولانیترین و گستردهترین بحران اقتصادی قرن بیستم دانست.
نخستین عکس سلفی فضایی را چه کسی گرفت؟
در سال 1966، باز آلدرین در جریان مأموریت فضایی جمینی 12 این عکس سلفی را ثبت کرد که نخستین سلفی فضایی محسوب میشود.
۱. آیا عکس سالوادور دالی واقعاً بدون هیچ کلکی گرفته شده است؟
بله، این عکس نتیجه صبر ایوبوار عکاس و دالی است که ساعتها وقت صرف کردند. در آن زمان هیچ تکنولوژی دیجیتالی برای معلق نگه داشتن اشیاء در هوا وجود نداشت و همه چیز فیزیکی بود. دستیاران عکاس همزمان با پرش دالی، گربهها و سطل آب را به هوا پرتاب میکردند تا لحظه ثبت شود. این عکس یکی از درخشانترین نمونههای همکاری هنر عکاسی و پرفورمنس در قرن بیستم میلادی محسوب میشود.
۲. چرا ساعت ماری آنتوانت هیچوقت به دست او نرسید؟
دلیل اصلی طولانی شدن ساخت این ساعت، پیچیدگیهای فنی بیسابقهای بود که برگه در آن به کار برد. انقلاب فرانسه و اعدام ماری آنتوانت با گیوتین در سال ۱۷۹۳ نیز عملاً هدیه دادن آن را غیرممکن کرد. برگه حتی پس از انقلاب هم به کار روی ساعت ادامه داد چون آن را شاهکار عمر خود میدانست. در نهایت، این ساعت دههها پس از مرگ ملکه و سازندهاش توسط پسر برگه به اتمام رسید.
۳. اهمیت نمادین شلوار پاره هیتلر در تاریخ آلمان چیست؟
این قطعه لباس پاره شده نشاندهنده نزدیکی بیش از حد مرگ به هیتلر در جریان بمبگذاری ۲۰ ژوئیه بود. نازیها از این عکس برای تبلیغ این ایده استفاده کردند که تقدیر الهی هیتلر را برای نجات آلمان حفظ کرده است. اما در واقعیت، این عکس نشاندهنده شکاف عمیق و غیرقابل ترمیم در بدنه فرماندهی ارتش نازی بود. بعد از این واقعه، اعتماد هیتلر به ژنرالهایش کاملاً از بین رفت و او دستور اعدام هزاران نفر را صادر کرد.
۴. سلفی فضایی باز آلدرین با چه دوربینی ثبت شده بود؟
آلدرین از یک دوربین حرفهای هاسلبلاد (Hasselblad) استفاده کرد که برای شرایط سخت فضا و خلاء بهینهسازی شده بود. این دوربینها به دلیل لنزهای فوقالعاده و بدنه مقاوم، انتخاب اصلی ناسا برای ماموریتهای جمینی و آپولو بودند. کار با این دوربین در حال پیادهروی فضایی به دلیل محدودیت حرکت دستها بسیار دشوار و حساس بود. ثبت این سلفی در واقع یک دستاورد فنی در زمینه عکاسی مستند در محیطهای غیرزمینی به شمار میآید.
۵. آیا عکس بزرگراه مرگ یک جنایت جنگی محسوب میشود؟
این موضوع هنوز هم میان حقوقدانان بینالمللی مورد بحث است زیرا کنوانسیون ژنو حمله به نیروهای در حال عقبنشینی را محدود میکند. آمریکا مدعی بود که این نیروها در حال سازماندهی مجدد برای حمله بودند و بنابراین هدف مشروع نظامی محسوب میشدند. اما تصاویر خودروهای غیرنظامی و اتوبوسهای سوخته، افکار عمومی جهان را به شدت علیه این عملیات برانگیخت. این عکس به نمادی از خشونت عریان و نابرابر در جنگهای مدرن تبدیل شده است.
۶. چرا مجسمه آزادی را در کارگاههای فرانسه قطعهقطعه کردند؟
ابعاد مجسمه به قدری بزرگ بود که هیچ کشتی یا وسیله حمل و نقلی در قرن نوزدهم نمیتوانست آن را به صورت یکپارچه جابجا کند. قطعات مسی مجسمه باید به صورت جداگانه ساخته و روی یک اسکلت فلزی طراحی شده توسط ایفل سوار میشدند. پس از اتمام ساخت در پاریس، مجسمه را باز کردند و در ۲۱۴ صندوق چوبی بزرگ قرار دادند تا از اقیانوس اطلس عبور کند. نصب مجدد آن در نیویورک خودش یک پروژه عظیم مهندسی بود که ماهها به طول انجامید.
۷. هدفونهای رادیویی دهه ۱۹۲۰ چگونه کار میکردند؟
این دستگاهها در واقع گیرندههای کریستالی سادهای بودند که نیازی به باتری یا منبع تغذیه خارجی نداشتند. آنها انرژی خود را مستقیماً از امواج رادیویی دریافت میکردند که توسط یک آنتن سیمی بلند جذب میشد. به همین دلیل صدای آنها بسیار ضعیف بود و حتماً باید از هدفون برای شنیدن استفاده میشد. این تکنولوژی ابتدایی، پایه و اساس رادیوهای ترانزیستوری و سیستمهای صوتی پیشرفته امروزی را بنا نهاد.




































![بهترین فروشگاه عمده فروشی لوازم جانبی موبایل. [معرفی و بررسی] بهترین فروشگاه عمده فروشی لوازم جانبی موبایل. [معرفی و بررسی]](https://www.1pezeshk.com/wp-content/uploads/2026/06/b4d7b115-9807-4259-b01b-7d2cad330e59.webp)




ارسال نقد و بررسی