پیمان سلامت
هدف امروز: 29 آبان 1376، ورزشگاه ملبورن.
ایران دو گل از استرالیا عقب بود. کمتر کسی باور داشت که رویای حضور در جام جهانی بعد از بیست سال محقق شود.
اما این اتفاق افتاد و میلیون ها ایرانی تا نیمه شب به خیابان ها ریختند.
آن شب اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی و طبقاتی برای چند ساعت از بین رفت.
شادی مردم فقط به خاطر ظهور یک تیم فوتبال نبود. جامعه ایران تجربه مشترکی را تجربه کرد.
اما امروز پس از حذف تیم ملی از جام جهانی و واکنش های متفاوت جامعه این سوال از ما پرسیده شده است:
آیا چیزی فراتر از یک شکست ورزشی در جریان است؟
فوتبال فقط یک ورزش نیست. این یکی از معدود بسترهای اجتماعی است که می تواند احساس تعلق و سرمایه اجتماعی را بازتولید کند.
وقتی حتی این توانایی تضعیف می شود، فقط فوتبال نیست. بلکه نشانه فرسایش سلامت اجتماعی جامعه است.
اول؛ فوتبال چگونه سرمایه اجتماعی ایجاد می کند؟
رابرت پاتنام، یکی از برجسته ترین پژوهشگران این حوزه، سرمایه اجتماعی را نیرویی می داند که افراد را متحد می کند، اعتماد و همکاری را افزایش می دهد و احساس تعلق به سرنوشت مشترک را ایجاد می کند.
جامعه ای که این سرمایه را داشته باشد در بحران ها منسجم تر عمل می کند و به راحتی بر اختلافات خود فائق می آید.
از این منظر فوتبال فقط نود دقیقه رقابت نیست. هر پیروزی یا شکست می تواند میلیون ها نفر را در یک تجربه مشترک مشارکت دهد.
شب ملبورن فقط یک خاطره فوتبالی نیست. بخشی از حافظه جمعی ایرانیان است. زمانی که بسیاری احساس می کردند بخشی از یک “ما” بزرگتر هستند.
دوم؛ وقتی حافظه مشترک کاهش می یابد.
برای من تلخ ترین خاطره فوتبالی حذف این روزها از تیم ملی نیست.
چهار سال پیش، دور مقدماتی جام جهانی مصادف با رویدادهای اجتماعی پس از درگذشت مهسا امینی بود.
در آن زمان پس از شکست سخت 6-2 انگلیس، بخشی از جامعه از این شکست خوشحال و بخشی دیگر ناراحت بودند.
آن روز بیشتر از نتیجه مسابقه، شکاف عمیقی که بین ما وجود داشت، آزارم می داد.
همان روز مشخص شد که فوتبال دیگر نمی تواند همه ما را زیر یک پرچم دور هم جمع کند، حتی برای نود دقیقه.
سلامت اجتماعی به کیفیت ارتباط افراد با یکدیگر و با جامعه مرتبط است. به میزان اعتماد، احساس تعلق، مشارکت و امید.
هنگامی که این پیوندها ضعیف می شوند، حتی رویدادهایی که زمانی میلیون ها نفر را متحد می کردند، بخشی از قدرت خود را از دست می دهند.
از این منظر فوتبال عامل این وضعیت نیست. آینه ای است که آن را منعکس می کند.
سوم؛ اگر پناهگاه امن نیست …
مهمترین سوال امروز این نیست که چرا تیم ملی حذف شد. بلکه این است که اگر یکی از آخرین پناهگاه های سرمایه اجتماعی دیگر نتواند احساس «ما بودن» را زنده کند، جامعه ایران دوباره این احساس را از کجا خواهد آموخت؟
بیست و نه سال از شب ملبورن می گذرد.
نسل جدید آن شب را ندیده است، اما این سوال همچنان باقی است:
آیا هنوز اتفاقی هست که بتواند ایرانیان را با همه اختلافاتشان یک ساعت کنار هم نگه دارد؟
سرمایه اجتماعی در روزی دیده میشود که یک گل میلیونها نفر را همزمان پرورش میدهد. و آن روز از دست خواهد رفت که حتی شادی و غم بین ما تقسیم نخواهد شد.
چند سطر از فروغ فرخزاد به ذهنم خطور می کند:
حوصله ام سر رفته… به ایوان می روم و انگشتانم را روی پوست کشیده شب می کشم… چراغ های رابطه تاریک است…
شاید امروز بیش از آنکه دغدغه حذف تیم ملی را داشته باشیم، باید نگران خاموش شدن این «چراغ های رابطه» باشیم.
چون اگر بتوان دوباره این چراغ ها را روشن کرد، شاید روزی خاطره ای مثل ملبورن تکرار شود. نه تنها در ورزشگاه، بلکه در بافت جامعه.
پست بررسی حذف تیم ملی در جام جهانی امروز برای اولین بار در روزنامه آرمان پدیدار شد.












ارسال نقد و بررسی