نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای؛ بازخوانی پرونده مرموز اوموآموا و شگفتی‌های فضا | بازیگرها

نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای؛ بازخوانی پرونده مرموز اوموآموا و شگفتی‌های فضا | بازیگرها

داستان از یک شبِ آرام در رصدخانه هالیکالا (Haleakalā Observatory) واقع در ارتفاعات هاوایی آغاز شد؛ جایی که تلسکوپ پان-ستارز (Pan-STARRS) به طور معمول در حال اسکن کردن آسمان برای یافتن سیارک‌های نزدیک به زمین بود. ناگهان، نقطه‌ای نورانی و سریع در داده‌ها ظاهر شد که با تمام محاسبات قبلی اخترشناسان تضاد داشت. این جرم که بعدها اوموآموا (Oumuamua) نام گرفت، با سرعتی چنان سرسام‌آور حرکت می‌کرد که گویی قوانین گرانشِ محلیِ ما برایش شوخی بیش نبود. اخترشناسان با حیرت دریافتند که این شیء نه از کمربندِ سیارکی میان مریخ و مشتری آمده و نه ریشه‌ای در ابرِ اورت (Oort cloud) دارد؛ این شیء یک بیگانه تمام‌عیار بود که از اعماق فضایِ میان‌ستاره‌ای (Interstellar space) به قلمرو ما نفوذ کرده بود.

شکلِ دراز و سرخ‌رنگ آن که در فضایِ تهی غلت می‌زد، سوالی هولناک را در ذهن دانشمندان ایجاد کرد: آیا ما با یک صخره طبیعی روبرو هستیم یا بقایایِ فرسوده یک فناوری بیگانه که هزاران سال در تاریکیِ مطلقِ کیهان سفر کرده است؟

در این مقاله، ما به اعماق این معمایِ کیهانی نفوذ می‌کنیم تا بفهمیم چرا نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای هنوز هم خواب را از چشمانِ دانشمندانِ ناسا می‌رباید و چگونه دیدگاه ما را نسبت به تنهایی در جهان هستی تغییر داده است.

۱- کشفِ اوموآموا؛ لحظه برخورد با ناشناخته‌ها

در نوزدهم اکتبر سال ۲۰۱۷، رابرت وریک (Robert Weryk) متوجه شد که این جرم نه تنها در مسیری دایره‌ای یا بیضوی به دور خورشید نمی‌چرخد، بلکه دارای یک مدارِ هذلولی (Hyperbolic trajectory) است. این به زبان ساده یعنی اوموآموا هرگز باز نخواهد گشت؛ او مسافری است که تنها برای یک بار از نزدیکی خورشید عبور کرده و راه خود را به سمت ستارگانِ دیگر ادامه می‌دهد. سرعتِ این جرم هنگام عبور از نزدیکی خورشید به حدود ۸۷ کیلومتر بر ثانیه رسید، سرعتی که هیچ جرمِ شناخته‌شده‌ای در منظومه شمسی نمی‌تواند به طور طبیعی به آن دست یابد مگر اینکه از خارجِ این سیستم تزریق شده باشد. نامِ آن در زبان هاوایی به معنایِ پیشاهنگ است و به خوبی نقشِ آن را به عنوانِ اولین فرستاده‌ای که بشر توانسته است با ابزارهای رصدی خود شکار کند، توصیف می‌کند.


شاید نشنیده باشید:
سرعتِ ورودیِ اوموآموا به قدری زیاد بود که دانشمندان تخمین می‌زنند این جرم احتمالاً صدها میلیون سال در فضایِ میان‌ستاره‌ای سرگردان بوده است تا به منظومه شمسی ما برسد.

نکته‌ای که این کشف را به یک درامِ علمیِ واقعی تبدیل کرد، زمان‌بندیِ رصدِ آن بود. وقتی اخترشناسان متوجه حضورِ اوموآموا شدند، این جرم پیش‌تر از نزدیکی خورشید عبور کرده و در حالِ دور شدن از زمین بود. این یعنی ما تنها پنجره‌ای بسیار کوتاه برای مطالعه آن داشتیم. تمام تلسکوپ‌هایِ بزرگِ جهان، از جمله تلسکوپ فضایی هابل، به سمت این نقطه کوچک نشانه رفتند تا اطلاعاتی درباره ابعاد، رنگ و ترکیبِ شیمیاییِ آن به دست آورند. با این حال، هرچه داده‌های بیشتری جمع‌آوری می‌شد، ابهامات درباره این نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای نیز عمیق‌تر می‌شد. رنگِ متمایل به قرمزِ آن نشان می‌داد که سطحش در اثرِ تابش‌هایِ کیهانیِ طولانی‌مدت در فضایِ بینِ ستاره‌ای دچار تغییراتِ شیمیایی شده و لایه‌ای از موادِ آلیِ پیچیده روی آن را پوشانده است.

۲- معمایِ هندسه؛ صخره‌ای که شبیه هیچ‌چیز نیست

عجیب‌ترین جنبه فیزیکیِ اوموآموا، نسبتِ ابعادِ آن بود که تمام رکوردهایِ ثبت شده برای سیارک‌هایِ منظومه شمسی را جابه‌جا کرد. مشاهده نوری نشان داد که درخششِ این جرم هر هشت ساعت یک بار به شدت تغییر می‌کند، که این موضوع حاکی از شکلی به شدت دراز و سیگارمانند (Cigar-shaped) است. نسبت طول به عرضِ آن دست‌کم ۱۰ به ۱ تخمین زده شد، چیزی که در میان میلیون‌ها سیارک و دنباله‌دارِ شناخته شده در منطقه فضایی ما بی‌سابقه است. برخی مدل‌سازی‌هایِ رایانه‌ای حتی پیشنهاد دادند که ممکن است این جرم شبیه به یک دیسک یا پنکیکِ پهن باشد؛ شکلی که برای یک جرمِ طبیعی که تحتِ تأثیرِ برخوردها و فشارهایِ گرانشی شکل گرفته، بسیار نامتعارف به نظر می‌رسد.

چرا طبیعت باید جرمی را با چنین ظرافت و کشیدگیِ عجیبی خلق کند؟ یکی از فرضیاتِ غنی‌سازی شده در پژوهش‌هایِ جدید این است که اوموآموا احتمالاً بقایایِ یک سیاره است که توسط نیروهایِ جزر و مدیِ (Tidal forces) ستاره مادرش از هم پاشیده شده. وقتی یک سیاره بیش از حد به یک کوتوله سفید یا ستاره‌ای چگال نزدیک می‌شود، جاذبه ستاره آن را مانند خمیر ورز می‌دهد و به قطعاتِ کشیده تبدیل کرده و سپس به بیرون از آن منظومه پرتاب می‌کند. این سناریویِ خشونت‌آمیز می‌تواند شکلِ عجیبِ نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای را توضیح دهد، اما هنوز نمی‌تواند به تمامِ رفتارهایِ غیرعادیِ آن، به ویژه در موردِ نحوه چرخش و شتابش، پاسخِ قطعی بدهد. این شیء در حین حرکت، به جای یک چرخشِ پایدار، به دورِ محورهای مختلف غلت می‌خورد که نشان‌دهنده یک حادثه تصادفی و تکان‌دهنده در گذشته دورِ آن است.

۳- شتابِ ناگهانی؛ وقتی قوانینِ فیزیک غافلگیر می‌شوند

در حالی که اخترشناسان فکر می‌کردند تمامِ شگفتی‌هایِ اوموآموا را کشف کرده‌اند، داده‌هایِ جدیدِ تلسکوپ‌هایِ ناسا شوکِ دیگری وارد کرد. این جرم هنگامِ دور شدن از خورشید، شتابی غیرعادی گرفت که توسطِ نیرویِ گرانشِ خورشید یا سیارات قابل توضیح نبود. در اجرامِ طبیعی مانند دنباله‌دارها، این پدیده به دلیلِ خروجِ گازهایِ سطحی (Outgassing) در اثرِ حرارتِ خورشید رخ می‌دهد که مانند یک موتورِ جتِ طبیعی عمل می‌کند. اما مشکلِ بزرگ اینجا بود که در هیچ‌کدام از رصدهایِ عمیقِ هابل و تلسکوپ‌هایِ زمینی، هیچ اثری از غبار، گاز یا دُمِ دنباله‌دار در اطرافِ نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای دیده نشد. این جرم به شکلی پاکیزه و بدونِ از دست دادنِ جرم، سرعتِ خود را افزایش می‌داد که این موضوع باعثِ سردرگمیِ شدید در میانِ اخترشناسانِ کلاسیک شد.


یک نکته کنجکاوی‌برانگیز:
آوی لوئب (Avi Loeb)، استادِ برجسته دانشگاهِ هاروارد، معتقد است که شتابِ غیرعادیِ اوموآموا می‌تواند ناشی از فشارِ تابشیِ خورشید بر روی یک سطحِ بسیار نازک و مصنوعی باشد؛ چیزی شبیه به یک بادبانِ نوری (Light sail).

عدمِ مشاهده فعالیت‌هایِ دنباله‌دارگونه باعث شد تا فرضیاتِ جدیدی شکل بگیرد. برخی پژوهش‌هایِ نوین پیشنهاد می‌دهند که این جرم ممکن است از هیدروژنِ منجمد ساخته شده باشد؛ یخی که به جایِ آب، از هیدروژنِ خالص تشکیل شده و هنگامِ تبخیر هیچ نوری بازتاب نمی‌دهد و توسطِ تلسکوپ‌ها دیده نمی‌شود. این فرضیه اگرچه جذاب است، اما با چالش‌هایِ بزرگی روبروست؛ زیرا یخِ هیدروژنی در طولِ سفرِ میلیون‌ساله در فضایِ میان‌ستاره‌ای به دلیلِ تابشِ نورِ ستارگان بسیار ناپایدار است و احتمالاً قبل از رسیدن به منظومه ما ذوب می‌شد. بنابراین، معمایِ شتابِ این شیء همچنان یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌هایِ بی‌پاسخ در تاریخِ نجومِ مدرن باقی مانده است و راه را برایِ گمانه‌زنی‌هایِ جسورانه‌تر باز گذاشته است.

۴- فرضیه جنجالی؛ آیا اوموآموا یک فناوریِ بیگانه است؟

وقتی تمامِ توضیحاتِ طبیعی با بن‌بست روبرو می‌شوند، دانشمندان ناچارند به گزینه‌هایِ غیرمتعارف فکر کنند. این دقیقاً همان نقطه‌ای بود که آوی لوئب با انتشارِ مقالات و کتابِ خود، جنجالی جهانی به پا کرد. او استدلال کرد که شکلِ تخت و دیسک‌مانندِ این جرم در کنارِ شتابِ عجیبش، با رفتارِ یک بادبانِ نوریِ مصنوعی کاملاً همخوانی دارد. به باورِ او، نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای ممکن است یک قطعه از تکنولوژیِ فضاییِ از کار افتاده باشد که توسطِ یک تمدنِ بیگانه در کهکشان رها شده است. اگرچه این ایده با مخالفتِ شدیدِ بسیاری از اخترشناسان روبرو شد، اما لوئب معتقد است که ما نباید به دلیلِ تعصباتِ علمی، احتمالِ برخورد با فناوری‌هایِ فرازمینی را نادیده بگیریم.

برخی دیگر از تحلیلگرانِ این حوزه، سناریویِ ملایم‌تری را مطرح می‌کنند؛ اینکه اوموآموا نه یک سفینه، بلکه نوعی زباله فضاییِ کیهانی (Cosmic space junk) است. همان‌طور که ما ماهواره‌ها و قطعاتِ فلزیِ خود را در مدارِ زمین رها می‌کنیم، تمدن‌هایِ پیشرفته‌تر نیز ممکن است بقایایِ تکنولوژی‌هایِ خود را به بیرون از منظومه‌شان پرتاب کرده باشند. این دیدگاه باعث شد تا پروژه‌هایی مانندِ پروژه لایرا (Project Lyra) شکل بگیرند که هدفِ آن‌ها طراحیِ فضاپیماهایِ فوق‌سریع برای تعقیب و تصویربرداری از این‌گونه اجرام در آینده است. حتی اگر اوموآموا یک صخره طبیعیِ بسیار عجیب باشد، مطالعه آن به ما کمک می‌کند تا بفهمیم در منظومه‌هایِ ستاره‌ایِ دیگر چه می‌گذرد و موادِ سازنده جهان در خارج از حبابِ حفاظتیِ خورشید چه شکلی دارند.

۵- تفاوتِ بنیادین با میهمانانِ بعدی؛ مقایسه با بوریسوف

برای درکِ بهترِ میزانِ عجیب بودنِ اوموآموا، باید آن را با دومین مسافر میان‌ستاره‌ای یعنی دنباله‌دارِ بوریسوف (2I/Borisov) مقایسه کرد. بوریسوف که در سال ۲۰۱۹ کشف شد، دقیقاً همان چیزی بود که اخترشناسان انتظار داشتند؛ یک دنباله‌دارِ کلاسیک با دُمِ غباریِ واضح و ترکیبِ شیمیاییِ آشنا. بوریسوف به ما ثابت کرد که اجرامِ میان‌ستاره‌ایِ معمولی هم وجود دارند و دقیقاً همین موضوع، غیرعادی بودنِ مطلقِ اوموآموا را برجسته کرد. برخلافِ بوریسوف که رفتاری پیش‌بینی‌پذیر داشت، نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای با هیچ‌کدام از دسته‌بندی‌هایِ موجود در علمِ نجوم سازگاری نداشت و همین تفاوت، فرضیه منحصربه‌فرد بودنِ آن را تقویت کرد.

این تضادِ رفتاری میانِ دو مسافرِ میان‌ستاره‌ای نشان می‌دهد که فضایِ بینِ ستارگان احتمالاً میزبانِ تنوعِ خیره‌کننده‌ای از اشیاء است که ما هنوز در ابتدایِ مسیرِ شناساییِ آن‌ها هستیم. اوموآموا به ما آموخت که نباید انتظار داشته باشیم هرچه از بیرون می‌آید، شبیه به داشته‌هایِ داخلیِ منظومه شمسی باشد. این کشف، پنجره‌ای نو به سویِ اخترشناسیِ میان‌ستاره‌ای گشود و دانشمندان را وادار کرد تا ابزارهای رصدیِ خود را برای شکارِ میهمانانِ عجیب‌تر در سال‌هایِ پیشِ رو ارتقا دهند.

۶- فرضیه نیتروژنی؛ آیا اوموآموا تکه‌ای از یک پلوتویِ بیگانه است؟

پس از سال‌ها بحث و جدل، یکی از متقاعدکننده‌کننده‌ترین توضیحاتِ علمی برای رفتارِ نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای، فرضیه یخِ نیتروژنی (Nitrogen ice) بود. برخی از پژوهشگران پیشنهاد دادند که اوموآموا ممکن است تکه‌ای جدا شده از سطحی شبیه به سیاره پلوتو در یک منظومه ستاره‌ایِ دیگر باشد. این تکه یخِ عظیم در اثرِ یک برخوردِ کیهانی از سیاره مادر جدا شده و به فضایِ بیکران پرتاب شده است. دلیلِ منطقی بودنِ این فرضیه در این است که نیتروژنِ منجمد می‌تواند شتابِ مشاهده شده را بدونِ ایجادِ یک دُمِ غباریِ مرئی توضیح دهد؛ زیرا بخارِ نیتروژن برای تلسکوپ‌های ما شفاف و غیرقابلِ تشخیص است.


خوب است بدانید:
اگر اوموآموا واقعاً از یخِ نیتروژن ساخته شده باشد، نشان‌دهنده این است که منظومه‌های ستاره‌ای دیگر نیز دارایِ دنیاهایی شبیه به پلوتو هستند که در لبه‌های بیرونی آن‌ها در گردشند.

با این حال، حتی این فرضیه نیز مخالفانی دارد. منتقدان معتقدند که ذخایرِ نیتروژن در جهان به قدری فراوان نیست که بتواند تعدادِ زیادِ اجرامِ میان‌ستاره‌ای را که ما اکنون انتظار داریم در فضا وجود داشته باشند، توصیف کند. طبقِ برآوردهایِ آماری، اگر هر مسافرِ میان‌ستاره‌ای یک تکه یخِ نیتروژنی باشد، حجمِ نیتروژنِ مصرف شده در کلِ کهکشان باید بسیار فراتر از حدِ مجازِ علمی باشد. این تناقضات باعث شده تا پرونده اوموآموا همچنان باز بماند و دانشمندان به جایِ تکیه بر یک پاسخِ قطعی، به دنبالِ الگوهایِ تکرارپذیر در برخوردهایِ آینده باشند.

۷- پروژه لایرا؛ رویایِ تعقیبِ شبحِ میان‌ستاره‌ای

با وجود اینکه اوموآموا اکنون میلیاردها کیلومتر از زمین فاصله گرفته و در تاریکیِ سردِ فضایِ بیرونی پیش می‌رود، رویایِ ملاقات با آن هنوز در میانِ زمینیان زنده است. طرحی به نامِ پروژه لایرا (Project Lyra) پیشنهاد شده است که در آن، یک فضاپیمایِ بسیار سریع با استفاده از نیرویِ پیشرانِ هسته‌ای یا بادبان‌هایِ خورشیدیِ پیشرفته، به دنبالِ این جرم فرستاده شود. هدفِ این مأموریت این است که از نزدیک با این نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای ملاقات کرده و با ثبتِ تصاویرِ دقیق، به تمامِ شایعات و فرضیاتِ مربوط به ماهیتِ مصنوعی یا طبیعیِ آن پایان دهد. اگرچه این سفر دهه‌ها به طول می‌انجامد، اما ارزشِ علمیِ کشفِ حقیقتِ یک شیءِ بیگانه، فراتر از هر هزینه مادی است.

علاوه بر پروژه لایرا، مأموریتِ رهگیرِ دنباله‌دار (Comet Interceptor) توسطِ آژانسِ فضاییِ اروپا در حالِ توسعه است تا در نقطه‌ای از فضا به انتظار بنشیند. این فضاپیما منتظرِ کشفِ میهمانِ میان‌ستاره‌ایِ بعدی خواهد ماند تا قبل از اینکه جرم از دسترس خارج شود، به سرعت به سمتِ آن حرکت کند. این رویکردِ کنشگرانه نشان می‌دهد که جامعه علمی از تجربه اوموآموا درس گرفته و دیگر نمی‌خواهد به تماشایِ عبورِ بی‌صدایِ این پیام‌آورانِ ناشناخته بسنده کند. آمادگی برایِ شکارِ این اجرام، فصلِ جدیدی از اخترشناسی را رقم می‌زند که در آن ما دیگر نظاره‌گرِ منفعل نیستند، بلکه به جستجوگرانِ فعالِ بقایایِ کیهانی تبدیل می‌شویم.

۹- پیشگوییِ آرتور سی. کلارک؛ وقتی تخیلِ علمی به واقعیت پیوست

نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای؛ بازخوانی پرونده مرموز اوموآموا و شگفتی‌های فضا | بازیگرها

نمی‌توان از اوموآموا سخن گفت و یادی از شاهکارِ کلاسیکِ آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke)، یعنی رمانِ «ملاقات با راما» (Rendezvous with Rama) نکرد. کلارک در این کتاب که دهه‌ها پیش از کشفِ نخستین مسافر میان‌ستاره‌ای نوشته شده، ورودِ یک شیءِ عظیم، استوانه‌ای و کاملاً صیقلی به منظومه شمسی را توصیف می‌کند که ابتدا با یک سیارکِ معمولی اشتباه گرفته می‌شود. شباهتِ توصیفاتِ کلارک با ویژگی‌هایِ فیزیکیِ اوموآموا، از شکلِ فوق‌العاده کشیده تا چرخشِ به دورِ محورِ غیر اصلی، چنان دقیق است که بسیاری از اخترشناسان پس از کشفِ این جرم، ناخودآگاه آن را «راما» نامیدند. این انطباقِ شگفت‌انگیز میانِ ادبیات و واقعیت، بارِ دیگر قدرتِ پیش‌بینیِ نویسندگانِ پیشرو را در ترسیمِ آینده بشریت به رخ کشید.


دانستنی نایاب:
در رمانِ کلارک، راما برخلافِ انتظارِ زمینیان، هیچ تلاشی برایِ برقراریِ ارتباط نمی‌کند و صرفاً از گرانشِ خورشید برایِ شتاب گرفتن به سمتِ مقصدِ بعدی‌اش استفاده می‌کند؛ رفتاری که دقیقاً در اوموآموا نیز مشاهده شد.

داستانِ راما در موردِ بشریتی است که با اشتیاق به سمتِ این میهمانِ ناخوانده می‌رود تا با تمدنی هوشمند روبرو شود، اما در نهایت درمی‌یابد که راما تنها یک ماشینِ بی‌جان و خودکار است که بدونِ توجه به حضورِ انسان‌ها، مسیرِ کیهانیِ خود را طی می‌کند. اوموآموا نیز با عبورِ بی‌صدایِ خود، همین حسِ حقارت و کنجکاوی را در جوامعِ علمی برانگیخت. این شباهتِ ساختاری باعث شد تا بحث‌هایِ فلسفیِ جدیدی شکل بگیرد: آیا ممکن است کهکشان لبریز از چنین «ماشین‌هایِ مرده‌ای» باشد که هزاران سال پس از انقراضِ تمدنِ سازنده‌شان، همچنان در فضایِ میان‌ستاره‌ای سرگردان هستند؟ پاسخ به این سوال، مرزِ میانِ علمِ تجربی و رویاپردازیِ ادبی را در پرونده اوموآموا بیش از پیش کمرنگ کرده است.

 

نتیجه:

اوموآموا چیزی فراتر از یک کشفِ ساده نجومی بود؛ اوموآموا به ما یادآوری کرد فضایِ میانِ ستارگان (Interstellar space) خالی و بیجان نیست. این جرم به ما ثابت کرد که تکنولوژیِ کنونیِ ما برایِ شناساییِ تهدیدها یا فرصت‌هایی که از خارجِ منظومه شمسی می‌آیند، هنوز در مراحلِ ابتدایی است. با عبورِ این شیء، ما متوجه شدیم که احتمالاً در هر لحظه، هزاران جرمِ مشابه در نزدیکیِ نپتون یا حتی نزدیک‌تر در حالِ حرکت هستند که به دلیلِ تاریکی و سرعتِ زیاد، از دیدِ ما پنهان می‌مانند. این آگاهی، محرکِ اصلیِ ساختِ تلسکوپ‌هایِ قدرتمندتری مانندِ رصدخانه ورا روبین (Vera C. Rubin Observatory) شده است که انتظار می‌رود هر سال چندین مورد از این اجرامِ سرگردان را شناسایی کند.

چه اوموآموا یک صخره عجیبِ ساخته شده از یخِ نیتروژن باشد و چه بقایایِ یک بادبانِ نوریِ بیگانه، تأثیرِ آن بر علمِ نجوم جاودانه خواهد بود. او نخستین مدرکِ ملموسِ ما از وجودِ اشیاءِ فیزیکی بود که در فضایی فراتر از سلطه خورشید شکل گرفته‌اند. این مسافر به ما آموخت که جهان بسیار عجیب‌تر و متنوع‌تر از آن چیزی است که در کتاب‌هایِ درسیِ قدیمیِ خود آموخته‌ایم. اکنون نگاهِ بشر به آسمان تغییر کرده است؛ ما دیگر فقط به دنبالِ سیارات و ستارگان نیستیم، بلکه گوش‌به‌زنگِ میهمانانی هستیم که ممکن است کلیدِ فهمِ تاریخِ کهکشان را در دلِ صخره‌هایِ سرد و تاریکِ خود به همراه داشته باشند.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا ممکن است اوموآموا واقعاً یک کاوشگرِ جاسوسیِ بیگانه بوده باشد؟

اگرچه هیچ سیگنالِ رادیویی از این جرم دریافت نشد، اما شتابِ غیرعادی و شکلِ مهندسی‌شده آن باعث شد دانشمندانی نظیرِ آوی لوئب فرضیه مصنوعی بودنِ آن را به طورِ جدی مطرح کنند. عدمِ مشاهده غبار و گاز که در دنباله‌دارهایِ طبیعی رایج است، این احتمال را که با یک شیءِ تکنولوژیکِ خاموش روبرو بوده‌ایم، تقویت کرد. با این حال، به دلیلِ فاصله گرفتنِ سریع، اثباتِ قطعی این ادعا با ابزارهای فعلی غیرممکن است.

۲. چرا نامِ این جرم را از اساطیرِ یونانی یا نام‌هایِ رایجِ نجومی انتخاب نکردند؟

به دلیلِ کشفِ این جرم توسط تلسکوپ‌هایِ مستقر در هاوایی، اتحادیه بین‌المللیِ اخترشناسی تصمیم گرفت برایِ ادایِ احترام به فرهنگِ بومیِ محلِ کشف، نامی هاوایی برای آن برگزیند. واژه اوموآموا (Oumuamua) به معنایِ اولین پیشاهنگی است که از راهِ دور رسیده و این دقیقاً بازتاب‌دهنده ماهیتِ میان‌ستاره‌ای آن است. این نام‌گذاری سنتِ جدیدی را برایِ گرامی‌داشتِ رصدخانه‌هایِ محلی در کشفیاتِ جهانی پایه‌گذاری کرد.

۳. اگر اوموآموا با زمین برخورد می‌کرد چه فاجعه‌ای رخ می‌داد؟

به دلیلِ سرعتِ بسیار بالایِ ورودی (حدود ۲۶ کیلومتر بر ثانیه پیش از شتابِ خورشیدی)، انرژیِ برخوردِ جرمی با این ابعاد می‌توانست برابر با چندین هزار بمبِ اتمی باشد. چنین برخوردی می‌توانست یک منطقه به وسعتِ یک کشورِ کوچک را به طورِ کامل نابود کرده و تغییراتِ اقلیمیِ کوتاه مدتی در سطحِ جهان ایجاد کند. خوشبختانه مسیرِ حرکتیِ آن به گونه‌ای بود که در نزدیک‌ترین حالت، چندین میلیون کیلومتر با ما فاصله داشت.

۴. تفاوتِ دقیقِ میانِ یک جرمِ «میان‌ستاره‌ای» با یک «سیارکِ معمولی» چیست؟

سیارک‌هایِ معمولی در مدارهایی بسته به دورِ خورشید می‌چرخند و بخشی از خانواده منظومه شمسی هستند که از زمانِ تشکیلِ آن باقی مانده‌اند. اما اجرامِ میان‌ستاره‌ای مانند اوموآموا دارایِ مدارِ باز و سرعتی فراتر از سرعتِ فرارِ منظومه شمسی هستند. این یعنی آن‌ها ریشه در سیستم‌های ستاره‌ایِ دیگر دارند و تنها به صورتِ موقت و در حالِ عبور، میهمانِ فضایِ ما می‌شوند.

۵. آیا تلسکوپِ جیمز وب می‌تواند اوموآموا را رصد کند؟

در حالِ حاضر خیر، زیرا این جرم به قدری دور شده و نورِ آن ضعیف گشته که حتی برایِ قدرتمندترین تلسکوپِ مادونِ قرمزِ جهان نیز غیرقابلِ تشخیص است. جیمز وب بر رویِ اجرامِ میان‌ستاره‌ایِ جدیدی تمرکز خواهد کرد که در آینده واردِ منظومه شمسی می‌شوند. هدف این است که با تحلیلِ طیف‌سنجیِ وب، ترکیبِ شیمیاییِ دقیقِ میهمانانِ بعدی را پیش از خروجِ آن‌ها شناسایی کنیم.

۶. فرضیه «پان‌اسپرمیا» چه ارتباطی با این اجرام دارد؟

برخی دانشمندان معتقدند اجرامِ میان‌ستاره‌ای می‌توانند حاملِ مولکول‌هایِ زیستی یا میکروب‌هایِ مقاوم از منظومه‌ای به منظومه دیگر باشند. اگر اوموآموا حاویِ موادِ آلیِ محافظت‌شده در لایه‌هایِ زیرینِ خود باشد، فرضیه انتقالِ حیات میانِ ستارگان (Panspermia) را تقویت می‌کند. این یعنی حیات رویِ زمین ممکن است توسطِ یکی از همین مسافرانِ باستانی در میلیاردها سال پیش کاشته شده باشد.

۷. چرا اوموآموا در هنگامِ حرکت غلت می‌زد (Tumbling)؟

این نوع حرکت نشان‌دهنده آن است که شیء در گذشته تحتِ تأثیرِ یک برخوردِ شدید یا نیرویِ گرانشیِ عظیم قرار گرفته و هنوز به آرامشِ چرخشی نرسیده است. در فضایِ خلاء، هیچ اصطکاکی برایِ متوقف کردنِ این غلت‌زدنِ نامنظم وجود ندارد، بنابراین شیء می‌تواند میلیون‌ها سال به همین صورت حرکت کند. این تلاطمِ چرخشی، یکی از دلایلِ دشواریِ تخمینِ دقیقِ شکلِ ظاهریِ آن توسطِ رصدخانه‌ها بود.

۸. آیا احتمال دارد اوموآموا بخشی از یک «ناوگانِ فضایی» باشد؟

طبقِ محاسباتِ آماری، ورودِ چنین جرمی به منظومه ما نباید به این زودی رخ می‌داد، مگر اینکه تعدادِ بسیار زیادی از آن‌ها در کهکشان پخش شده باشند. برخی معتقدند که ما نباید به دنبالِ یک شیءِ واحد باشیم، بلکه باید انتظارِ عبورِ مداومِ اشیایی با منشأهایِ مختلف را داشته باشیم. این موضوع احتمالِ تصادفی بودنِ عبورِ آن را کم کرده و فرضیه وجودِ توده‌هایِ عظیمی از زباله‌هایِ تکنولوژیک یا طبیعی در فضایِ میان‌ستاره‌ای را تقویت می‌کند.

شما درباره این مسافرِ غریبه چه فکر می‌کنید؟

آیا به نظرِ شما اوموآموا یک سفینه فضاییِ باستانی بود یا صرفاً یک صخره عجیب که قوانینِ فیزیک را به چالش کشید؟ فرضیات و دیدگاه‌هایِ خود را در بخشِ نظرات با ما در میان بگذارید تا این معمایِ کیهانی را با هم تحلیل کنیم.

نبوغ آکوستیک در الموت؛ مهندسی پژواک و رازهای شنود در دژهای حسن صباح | بازیگرهانبوغ آکوستیک در الموت؛ مهندسی پژواک و رازهای شنود در دژهای حسن صباح | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!