سفر به اعماق فضا، همواره با شگفتیهایی همراه است که درک آنها فراتر از توان حواس پنجگانه انسان است. در این مقاله، قصد داریم با نگاهی به تصاویر ثبتشده توسط قدرتمندترین ابزارهای رصدی جهان، به بررسی پدیدههایی بپردازیم که ساختار جهان ما را شکل دادهاند. از رقص غبار در مرکز صورت فلکی قو و درخشش فریبنده سحابی خرچنگ گرفته تا برخورد محتوم کهکشان راه شیری با آندرومدا، هر بخش از این مطلب دریچهای رو به حقیقتی علمی و در عین حال شاعرانه باز میکند. هدف ما در این نوشتار، فراتر رفتن از توصیفات ساده و واکاوی جزئیاتی است که تنها با لنز تلسکوپهای پیشرفتهای چون هابل و فضاپیمای رزتا قابل لمس شدهاند.
۰۱
مهندسی نور در صورت فلکی قو (Cygnus)
صورت فلکی قو که در ادبیات ستارهشناسی با نام دجاجه نیز شناخته میشود، یکی از غنیترین پهنههای آسمان شمالی از نظر غبار کیهانی و سحابیهای نشری (Emission Nebulae) است. ستاره محوری این تصویر، گاما-قو یا صدرالدجاجه (Sadr)، اگرچه در پیشزمینه بسیار درخشان به نظر میرسد، اما جالب است بدانید که این ابرغول زرد-سفید هیچ ارتباط فیزیکی با سحابیهای پشت سرش ندارد و تنها از دیدگاه ما در یک خط دید قرار گرفته است.
سحابی پروانه یا IC 1318 که در همسایگی این ستاره است، در واقع دیوارههای عظیمی از گاز هیدروژن یونیزه شده است که توسط ستارههای جوان و داغ پنهان در اعماق غبار، به درخشش درآمدهاند. شکاف تیرهای که بالهای این پروانه کیهانی را جدا میکند، یک «سد غباری» متراکم است که نور را از خود عبور نمیدهد. این ساختارها به ما یادآوری میکنند که فضای میانستارهای، برخلاف تصور عمومی، یک خلأ مطلق نیست بلکه آزمایشگاهی بزرگ برای تولید ستارههای جدید است.
۰۲
کشف رازهای دنبالهدار کاتالینا (Catalina)
دنبالهدار کاتالینا (C/2013 US10) یکی از مسافران دوردست ابر اورت (Oort Cloud) است که برای نخستین بار به نواحی داخلی منظومه شمسی سفر کرده است. رنگ سبز خیرهکننده گیسوی (Coma) این دنبالهدار ناشی از وجود کربن دواتمی (Diatomic Carbon) است که در اثر تابش فرابنفش خورشید در خلأ فضا به حالت برانگیخته درآمده و نور سبز ساطع میکند. این یک پدیده شیمیایی منحصربهفرد است که معمولاً در دمای بسیار پایین هسته دنبالهدارها رخ میدهد.
یکی از ویژگیهای فنی جذاب کاتالینا، داشتن دو دم مجزا است؛ دم یونی که مستقیماً در خلاف جهت خورشید قرار میگیرد و دم غباری که به دلیل سنگینی ذرات، در مسیر مدار دنبالهدار باقی میماند. رصد این دنبالهدار در سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۵ میلادی) فرصتی استثنایی برای اخترشناسان بود تا مواد اولیه تشکیلدهنده منظومه شمسی را که میلیاردها سال در یخچالهای کیهانی منجمد شده بودند، مورد مطالعه دقیق قرار دهند.
۰۳
آندرومدا؛ همسایهای که به سوی ما میآید
کهکشان آندرومدا (M31) نه تنها بزرگترین کهکشان در گروه محلی است، بلکه سرنوشت نهایی راه شیری را در دل خود دارد. نوری که ما امروز از این کهکشان دریافت میکنیم، سفر خود را حدود ۲.۵ میلیون سال پیش آغاز کرده است؛ زمانی که اجداد اولیه انسان هنوز در مراحل ابتدایی فرگشت بودند. این کهکشان با سرعتی در حدود ۱۱۰ کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به ماست و این برخورد اجتنابناپذیر، شکل ظاهری آسمان شب را در آیندهای دور کاملاً دگرگون خواهد کرد.
باید بدانید که برخورد کهکشانی به معنای تصادف فیزیکی ستارهها با یکدیگر نیست، چرا که فاصله بین ستارهها بسیار زیاد است؛ بلکه این یک «رقص گرانشی» عظیم است که منجر به ادغام تودههای گازی و تولد میلیاردها ستاره جدید میشود. در نهایت، راه شیری و آندرومدا به یک کهکشان بیضوی غولپیکر تبدیل خواهند شد که اخترشناسان از هماکنون نام «میلکو-مدا» (Milkomeda) را برای آن برگزیدهاند. این واقعه یکی از باشکوهترین سناریوهای کیهانشناسی در مقیاس زمانیِ کلان است.
زنگ تفریح: کهکشانها هم تصادف میکنند، اما بیمه ندارند!
شاید فکر کنید برخورد دو کهکشان مثل تصادف دو تا تریلی هجدهچرخ در جاده است که همه چیز داغون میشود، اما در واقعیت کهکشانها آنقدر فضای خالی دارند که ستارههایشان مثل روح از کنار هم رد میشوند! یعنی اگر موقع برخورد آندرومدا و راه شیری زنده باشیم، احتمال اینکه خانهمان خراب شود صفر است، اما منظره آسمان شب آنقدر شلوغ و درخشان میشود که دیگر برای دیدن ستارهها نیازی به تلسکوپ نخواهیم داشت. فقط مشکل اینجاست که حدود ۴ میلیارد سال دیگر باید منتظر بمانیم، پس فعلاً نگران تمدید بیمهنامه کهکشانیتان نباشید!
۰۴
سحابی خرچنگ؛ قلب تپنده یک ستاره مرده
سحابی خرچنگ (Crab Nebula) بقایای یک انفجار ابرنواختری (Supernova) است که در سال ۱۰۵۴ میلادی توسط منجمان چینی ثبت شد. در مرکز این آشفتگی زیبا، یک تپاختر (Pulsar) قرار دارد که در واقع هسته فروپاشیده ستاره اولیه است. این ستاره نوترونی با چنان چگالی بالایی فشرده شده که جرم یک قاشق چایخوری از مواد آن، معادل وزن یک کوه بزرگ روی زمین است. چرخش ۳۰ بار در ثانیهای این تپاختر، آن را به یکی از دقیقترین ساعتهای طبیعت تبدیل کرده است.
رشتههای قرمزی که در تصویر هابل میبینید، عمدتاً از هیدروژن ساخته شدهاند و با سرعتهای سرسامآوری در حال دور شدن از مرکز هستند. جالب است که انرژی آزاد شده توسط تپاختر مرکزی، باعث درخشش کل سحابی در تمام طولموجها، از رادیویی تا اشعه ایکس میشود. مطالعه این سحابی به دانشمندان کمک کرد تا بفهمند چگونه عناصر سنگین (که بدن ما از آنها ساخته شده) در قلب ستارهها تولید و پس از مرگشان در فضای بیکران پخش میشوند.
۰۵
فورانهای یخی در دنبالهدار ۶۷پی (67P)
فضاپیمای رزتا (Rosetta) با نزدیک شدن به دنبالهدار ۶۷پی/چریوموف-گراسیمنکو، فصلی جدید در تاریخ اکتشافات فضایی گشود. برخلاف تصورات قدیمی که دنبالهدارها را صرفاً گلولههای برفی کثیف میدانستند، رزتا نشان داد که سطح این جرم بسیار پیچیده و دارای صخرهها، شکافها و حتی تپههای شنی است. فورانهایی که در نزدیکی حضیض (Perihelion) خورشیدی دیده میشوند، نتیجه تصعید (Sublimation) مستقیم یخ به گاز هستند که ذرات غبار را با خود به فضا پرتاب میکنند.
یکی از یافتههای تکاندهنده این مأموریت، کشف مولکولهای آلی پیچیده و اسیدهای آمینه در غبار دنبالهدار بود. این کشف تقویتکننده این نظریه است که شاید بذرهای اولیه حیات و بخش بزرگی از آب اقیانوسهای زمین، میلیاردها سال پیش توسط برخورد دنبالهدارها به سیاره ما منتقل شده باشد. رزتا به مدت دو سال شانه به شانه این کوه یخی حرکت کرد تا یکی از دقیقترین نقشهبرداریهای تاریخ از یک جسم کوچک منظومه شمسی را به سرانجام برساند.
۰۶
بارش شهابی برساوشی؛ خاکستر دنبالهدارها
هر سال در اواخر مرداد ماه، زمین از میان تودهای از بقایای دنبالهدار سویفت-تاتل عبور میکند. این ذرات که اغلب به اندازه یک دانه شن هستند، با سرعتهای فوقالعاده زیاد وارد جو میشوند و در اثر اصطکاک با لایههای بالایی اتمسفر، میسوزند و ردی درخشان به نام شهاب (Meteor) ایجاد میکنند. کانون این بارش در صورت فلکی برساوش (Perseus) قرار دارد، به همین دلیل آن را بارش برساوشی مینامند.
عکاسی از این پدیده نیازمند صبر و تکنیک نوردهی طولانی (Long Exposure) است تا بتوان مسیر حرکت چندین شهاب را در یک فریم ثبت کرد. جالب است بدانید که رنگهای مختلف در رد شهابها نشاندهنده ترکیبات شیمیایی آنهاست؛ مثلاً رنگ سبز نشانه وجود منیزیم و رنگ بنفش نشانه وجود کلسیم در ذره در حال سوختن است. این نمایش شبانه، سادهترین راه برای درک ارتباط مستقیم زمین با سایر اجرام سرگردان در منظومه شمسی است که بدون نیاز به ابزار گرانقیمت قابل رویت است.
۰۷
هالههای ماه؛ آزمایشگاه نوری در آسمان
پدیده هاله ۲۲ درجه (22-degree halo) دور ماه، نه یک اتفاق ماورالطبیعه، بلکه یک پدیده کاملاً فیزیکی در علم اپتیک است. این هاله زمانی تشکیل میشود که ابرهای سیروس (Cirrus) در ارتفاعات بالای جو، حاوی میلیونها بلور یخی ششضلعی باشند. عبور نور ماه از میان این بلورها باعث شکست (Refraction) دقیق نور با زاویه ۲۲ درجه میشود که یک حلقه کامل را در اطراف ماه ایجاد میکند. این پدیده معمولاً نشاندهنده ورود یک جبهه هوای مرطوب و احتمال بارش در ساعات آینده است.
اصطلاح «ماه آبی» (Blue Moon) نیز برخلاف نامش، ربطی به رنگ ماه ندارد. در واقع این یک قرارداد تقویمی برای نامگذاری دومین ماه کامل در یک ماه میلادی است. ترکیب این دو رویداد کمیاب در مناطق خاصی مثل قطب جنوب، مناظری خلق میکند که گویی متعلق به سیارهای دیگر است. در ایستگاههای تحقیقاتی قطب، به دلیل پاکی فوقالعاده هوا و وجود کریستالهای یخی معلق در نزدیکی سطح زمین (که به گرد الماس معروفند)، این هالهها با وضوح و درخشش بسیار بیشتری نسبت به سایر نقاط جهان دیده میشوند.
زنگ تفریح: سلفیهای مریخی و تنهایی کنجکاوی!
مریخنورد کنجکاوی (Curiosity) یکی از فعالترین کاربران اینستاگرام است، البته اگر مریخ اینترنت داشت! این ربات دو میلیارد دلاری علاقه عجیبی به گرفتن عکسهای سلفی از خودش در میان ماسههای سرخ دارد. اما نکته خندهدار اینجاست که در عکسهایش هیچوقت بازوی رباتیکی که دوربین را نگه داشته دیده نمیشود! انگار یک نفر آنجا ایستاده و از او عکس میگیرد. واقعیت این است که ناسا ده ها عکس را با هم ترکیب میکند تا بازو حذف شود، چون کنجکاوی هم مثل ما دوست دارد در عکسهایش خوشتیپ بیفتد و ابزارهای فنیاش توی چشم نباشد!
۰۸
سهگانه صورت فلکی قوس؛ زایشگاه ستارگان
منطقه صورت فلکی قوس (Sagittarius) به دلیل قرارگیری در راستای مرکز کهکشان راه شیری، متراکمترین بخش آسمان از نظر سحابیهاست. سحابی مرداب (M8) یک ابر عظیم مولکولی است که ستارههای جوان درون آن، با تابش شدید خود، حفرههای بزرگی در گاز ایجاد کردهاند. تضاد رنگی که در سحابی سهتکه (M20) میبینید، ناشی از دو فرآیند فیزیکی متفاوت است: رنگ قرمز از گسیل نور هیدروژن و رنگ آبی از بازتاب نور ستارهها توسط غبار کیهانی. این تنوع رنگی، اطلاعات دقیقی درباره دما و چگالی مواد سحابی به منجمان میدهد.
نوار غبارآلود تیرهای که سحابیها را از هم جدا کرده، در واقع بخشی از یک ساختار عظیمتر است که مانع دیدن مرکز کهکشان در نور مرئی میشود. اگر میتوانستیم با چشم غیرمسلح فراتر از این غبارها را ببینیم، مرکز کهکشان راه شیری به اندازه ماه کامل در آسمان میدرخشید. این مناطق نه تنها زیبا هستند، بلکه به عنوان «کارخانه» تولید عناصر شیمیایی عمل میکنند؛ جایی که ستارههای در حال شکلگیری، مواد خام لازم برای ایجاد منظومههای سیارهای مشابه منظومه شمسی ما را فراهم میکنند.
۰۹
گروه هیکسون ۸۷؛ میدان نبرد گرانشی
گروه فشرده هیکسون ۸۷ (HCG 87) یکی از بهترین نمونهها برای مطالعه برهمکنشهای گرانشی در مقیاس وسیع است. این چهار کهکشان چنان به هم نزدیک هستند که نیروی جزر و مدی (Tidal Force) آنها، شکل ظاهریشان را تغییر داده است. برای مثال، کهکشان مارپیچی که از لبه دیده میشود، دمی از ستارهها و گاز دارد که به سمت مرکز گروه کشیده شده است. این کشمکش دائمی باعث میشود که مخازن عظیم گاز به سمت مرکز کهکشانها سرازیر شده و سیاهچالههای ابرپشتبام (Supermassive Black Holes) آنها را تغذیه کنند.
سرنوشت محتوم این گروه، ادغام کامل و تبدیل شدن به یک کهکشان بیضوی غولپیکر است. بررسی HCG 87 به ما میآموزد که کهکشانها جزیرههای منزوی نیستند، بلکه موجوداتی پویا هستند که از طریق برخورد و بلعیدن یکدیگر رشد میکنند. در واقع، بسیاری از کهکشانهای بزرگی که امروز میبینیم، محصول همین برخوردهای خشنی هستند که در دوران اولیه کیهان با فراوانی بیشتری رخ میدادند. این تصاویر، در واقع نگاهی به گذشته دور و آینده محتوم خود ما در گروه محلی است.
۱۰
پلوتو؛ دنیای یخی در انتهای منظومه شمسی
تا پیش از مأموریت افقهای نو (New Horizons) در سال ۱۳۹۴، پلوتو تنها به شکل یک نقطه مبهم در تصاویر تلسکوپ هابل دیده میشد. اما گذرِ نزدیک این فضاپیما، دنیایی را آشکار کرد که بسیار فعالتر از تصورات قبلی بود. وجود کوههای یخی به ارتفاع ۳۵۰۰ متر و دشتهای وسیع از نیتروژن منجمد (مانند قلب پلوتو یا منطقه تامبو)، نشان داد که این سیاره کوتوله دارای فعالیتهای زمینشناختی درونی است. دمای سطحی حدود منفی ۲۳۰ درجه سانتیگراد، پلوتو را به یکی از سردترین نقاط شناخته شده تبدیل کرده است.
تصاویر سهبعدی که با ترکیب عکسهای زوایای مختلف به دست آمدند، به دانشمندان اجازه دادند تا توپوگرافی (Topography) دقیق سطح را تحلیل کنند. یکی از شگفتیهای پلوتو، اتمسفر نازک و آبیرنگ آن است که از ذرات مِهآلود آلی به نام «تولین» (Tholins) تشکیل شده است. پلوتو دیگر یک جرم مرده در لبه تاریکی نیست، بلکه سیارهای است با چرخه فصلی پیچیده و شاید حتی اقیانوسی از آب شور در زیر پوستهی یخیاش که رازهای بسیاری از تاریخچه منظومه شمسی را در خود نگه داشته است.
نمایی از مرکز صورت فلکی قو
قلمموی کیهانی با ضربههایش بر بوم این گازهای درخشان هیدروژن را پدید آورده است. در این نمای زیبا صفحهی کهکشان راه شیری و مرکز صورت فلکیِ شمالی قو را، به وسعت 6 درجه، میبینید. ستارهی ابرغول درخشان گاما-قو (صدرالدجاجه) بالا-چپ مرکز تصویر در پیشزمینهی پرستاره، سرشار از گازهای درهمپیچیده و ابرهای غبارآلود بهچشم میخورد. در سوی چپ گاما-قو دو بال درخشانی را میبینید که با خطوط تیرهی غبار از هم جدا شدهاند؛ آنها را با نام IC 1318 یا سحابی پروانه میشناسیم. در سوی راست-پایین تصویر سحابی درخشان و متراکمتر NGC 6888 یا سحابی هلال قرار دارد. گاما-قو در حدود 750 سال نوری و دو سحابی IC 1318 و NGC 6888 چیزی در حدود 2000 تا 5000 سال نوری از ما فاصله دارند.
دنبالهدار کاتالینا آشکار میشود
آیا دنبالهدار کاتالینا با چشم غیرمسلح دیده خواهد شد؟ از آنجاییکه دنبالهدارها پیشبینیپذیر نیستند هیچکس نمیتواند با اطمینان پاسخ این پرسش را بدهد و موضوع خوبی برای شرطبندی است. این دنبالهدار سال 1392/2013 در رصدهای برنامهی «پیمایش آسمان کاتالینا» کشف شد. از آن پس، دنبالهدار C/2013 US10 (کاتالینا) بهمرور درخشانتر شده است. اکنون از قدر 8 میدرخشد، با دوربین دوچشمی دیده میشود و در تصاویر دوربین با نوردهی طولانی مدت ثبت میشود. هرچه دنبالهدار بیشتر و بیشتر به نواحی درونی منظومهی شمسی نزدیک میشود بهطور قطع روشناییاش تشدید میشود و احتمالاً در ماه مهر/ اکتبر با چشم غیرمسلح دیده خواهد شد و در اوایل آبان به اوج درخشش خواهد رسید. دنبالهدار در آسمان نیمکرهی جنوبی باقی خواهد ماند تا اواخر دی/نیمهی دسامبر که مدار آن به بالا متمایل میشود و در آسمان نیمکرهی شمالی دیده خواهد شد. در تصویر بالا که هفتهی گذشته ثبت شده است، دنبالهدار کاتالینا همراه یا گیسویی سبز و دو دُم در حال رشد دیده میشود.
طلوع آندرومدا بر فزار آلپ
آیا تا به حال کهکشان آندرومدا را دیدهاید؟ گرچه M31 با چشم غیرمسلح کمنور و لکهای مبهم بهنظر میآید، اما نوری که از آن به چشم ما میرسد دو میلیون ساله است؛ در واقع قدیمیترین نوری است که بهطور مستقیم میببنیم. این کهکشان که در این تصویر چند ساعت بعد از غروب طلوع کرده است و از عرضهای میانی نواحی نیمکرهی شمالی دیده میشود؛ هر شب کمی زودتر طلوع میکند و ساکنان نیمکرهی شمالی در تمام شبهای شهریور/ سپتامبر میتوانند آنرا ببینند. تصویر بالا طلوع آندرومدا را از قسمت ایتالیایی کوههای آلپ در ماه گذشته نشان میدهد. در حالیکه شما با خیال راحت کهکشان همسایهی راه شیریمان را با چشم غیرمسلح میبینید، نورهی طولانی مدت دوربین عکاسی میتواند از جزئیات محو و نفسگیر آن رونمایی کند. دادههای جدید نشان میدهد در چند میلیارد سال کهکشان ما بهآهستگی با کهکشان آندرومدا برخورد خواهد کرد و این دو کهکشان با هم یکی خواهند شد.
سحابی خرچنگ (M1) از نگاه هابل
این وضعیت آشفتهای است که بعد از انفجار ستارهای بهجا میماند. تصویر بالا رشتههای اسرارآمیز سحابی خرچنگ را نشان میدهد که نتیجهی یک ابرنواختر است. این رشتهها نه تنها بسیار پیچیدهاند بلکه به نظر میآید جرمشان از آنچهکه از ابرنواختر خارج شده است کمتر هم باشد؛ همچنین سرعتشان نیز بسیار فراتر از آن چیزی است که از انفجاری آزاد انتظار میرود. تلسکوپ فضایی هابل این تصویر را گرفته و با ترکیبی از سه رنگ مورد توجهی دانشمندان منتشر شده است. وسعت سحابی خرچنگ 10 سال نوری و در مرکز آن تپاختری (ستارهای نوترونی به بزرگی خورشید اما با اندازهی شهری کوچک) خفته است. تپاختر خرچنگ هر ثانیه 30 بار دور خودش میچرخد.
گراسیمنکو به خورشید نزدیک میشود
این فوران از هستهی دنبالهدار 67p/چریوموف گراسیمنکو در روز 12 آگوست/21 مرداد اندکی پیش از رسیدن این دنبالهدار به نزدیکترین فاصلهاش از خورشید (حضیض) روی داده است. گراسیمنکو هر 6/45 سال یکبار دور خورشید میگردد و نزدیکترین فاصلهاش از ستارهی منظومهی شمسی ما 1/3 واحد نجومی است که بیرون از مدار زمین قرار میگیرد (فاصلهی زمین تا خورشید یک واحد نجومی است). دوربین علمی فضاپیمای رزتا (از فاصلهی 325 کیلومتری) این تصویر را در نور و سایه از این دنبالهدار 4 کیلومتری با هستهای دوبخشی گرفته است. رزتا بهخاطر فاصلهی نزدیکش به دنبالهدار نمیتواند دُمِ آن را ببیند با اینحال بهترین موقعیت را برای دیدن هستهی گراسیمنکو دارد؛ هستهای که روزبهروز گرمتر و فعّالتر میشود. هرچه هسته گرمتر شود یخهای بیشتری بخار میشوند و فورانهای بیشتری از گاز و غبار را شاهد خواهیم بود. ذرات و غبار باقیمانده از دنبالهدار سویفت-تاتل که در سال 1371/1992 به نزدیکترین فاصلهاش از خورشید- یعنی 0/96 واحد نجومی- رسید، همین هفتهی گذشته وارد جّو زمین شد.
غبار دنبالهدار برفراز صخرهی سحرآمیز
زمین این هفته ذرههای غبار بهجا مانده از دنبالهدار دورهای سویفت-تاتل (Swift-Tuttle) را جاروب کرد. هر ذره تقریباً با سرعت 59 کیلومتر در ثانیه وارد جوّ متراکم زمین شد و درحال عبور ردی را از خود بهجا گذاشت که به آنها را با نام شهاب برساوشی میشناسیم. عکاس تصویر این شهاب برساوشی رنگارنگ و درخشان را با 20 ثانیه نوردهی ثبت کرده است. این رد زودگذر بعد از نیمهشب 12 آگوست/21 مرداد در آسمانی بدون ماه بر فراز گنبد گرانیتی و وسیع با نام «صخرهی سحرآمیز، Enchanted Rock» در مرکز تگزاس ظاهر شد. زیر آسمان، درختان ضدنور راه شیری و البته نوری که درافق دیده میشود، دیده میشوند. راه شیری کمنور با ابرهای تاریک و غبار میانستارهای به چند بخش تقسیم شده است.
راه شیری و آسمانی بیماه پُر از شهاب
آیا توانستید بارش شهابی برساوشی را ببینید؟ اگرچه اوج این بارش سالانه شبِ گذشته بود، شهابباران امشب و فردا شب هم ادامه دارد و میتوانید زیر آسمانی شفاف و تاریک بعد از نیمهشب به رصد آنها مشغول شوید. خوشبختانه اوج بارش شهاب برساوشی امسال پیش از ماه کامل روی داد و بسیاری از شهابهای کمنورتر بهسادگی دیده میشدند. بارش شهابی سال گذشته نیز نزدیک به ماه کامل روی داد و حاصل نوردهی در اوج بارش آن تصویری است که میبینید که آسمانی تاریک و بیماه در جزیرهی هوار (Hvar Island در کرواسی) را نشان میدهد. این تصویر ترکیبی با میدان دید باز 67 شهاب را نشان میدهد که از صورت فلکی حماسی برساوش نشأت گرفتهاند. این تصویر در شبهای 8 تا 14 آگوست (17 تا 23 مرداد)سال گذشته گرفته شده است و در پس زمینهی آن شاهد نور دایرهالبروجی و راهشیری هستید. بارش شهابی برساوشی بعدی در شبی بیماه، در آگوست/مرداد سال 1397/2018 روی میدهد.
هالهی ماه آبی بر فراز قطب جنوب
تا به حال هالهای اطراف ماه دیدهاید؟ این حلقههای 22درجهای پیرامون ماه، که بسیار نادرند، بهعلّت ریزش بلورهای یخی در جوّ زمین ایجاد شدهاند. اما تا بهحال ماه آبی را دیدهاید؟ در تعریف جدید ماه آبی، به دومین ماه کاملی که در طول یک ماه رخ میدهد، گفته میشود که این پدیده هم نادر است. بنابراین چیزی که دوبرابر نادرتر است؛ ماه آبی است که پیرامونش هاله هم داشته باشد. تصویر بالا ماه گذشته در ایستگاه ژونگشان (Zhongshan) در قطب جنوب ثبت شذه است. در پیشزمینهی تصویر یک خانهی تولید برق و یک اتومبیل برفی دیده میشود. در پسزمینه تصویر دانههای برفی درخشانی دیده میشوند که نزدیک به دوربین هستند و ممکن است ستاره بهنظر آیند.
سهگانهی قوس
این سه سحابی درخشان را معمولاً در در گشتوگذار با تلسکوپ در صورت فلکی قوس (کمان) در پُرستارهترین بخش راه شیری، یعنی مرکز آن، مییابید. در قرن 18، گردشگر کیهانی، چارلز مسیه دو تا از این سحابیها را در فهرست خود گنجاند: M8 سحابی بزرگی که در سوی چپ تصویر قرار دارد و M20 سحابی رنگارنگ در سوی راست تصویر. سومین سحابی، NGC 6559، است که بالای M8 قرار دارد و با نوار غبارآلود تیرهای از دوتای دیگر جدا شده است. هر سه سحابی که محل تولد ستارههای نو هستند تقریباً پنج هزار سال نوری از ما فاصله دارند. سحابی گستردهی M8 بیش از صد سال نوری وسعت دارد و با نام مرداب (تالاب) شناخته میشود. نام شناختهتر شدهی M20، سحابی سهتکه است. گاز درخشان هیدروژن رنگ سرخ غالب در این سحابی بازتابی را تولید میکند که در تضاد با درخشش آبی (که بهعلّت نور بازتابشدهی ستارهها از غبار بهوجود میآید) در سحابی سهتکه برجسته و جالبتوجه است. این نمای رنگی با تلسکوپ و دوربین دیجیتال گرفته شده است و خوشهی باز M21 (بالای سحابی سهتکه) را نیز دربردارد.
گروه HCG 87 : گروه کوچکی از کهکشانها
بعضی وقتها کهکشانها گروههایی تشکیل میدهند. مثالاً کهکشان راه شیری ما بخشی از کهکشانهای گروه محلی است. گروههای کوچک و فشردهای مانند گروه فشردهی هیکسون 87 (HCG 87) که در تصویر بالا میبینید، بسیارجالباند چون بهآهستگی در حال از بین بردن خودشان هستند. علاوهبر این، از نظر گرانشی کهکشانهای HCG در 100 میلیون سال گردش به دور مرکز جرم مشترکشان همدیگر را میکِشند. این کشش باعث میشود تا گازها با هم ادغام شوند، انفجارهای درخشانی از شکلگیری ستارهها رخ دهد و ماده به درون مراکز کهکشانهای فعالشان تغذیه شود. گروه HCG 87 از یک کهکشان مارپیچی از لبه در نزدیکی مرکز تصویر، یک کهکشان بیضوی (راست)، و یک کهکشان مارپیچی در بالای تصویر تشکیل شده است. ممکن است کهکشان مارپیچی کوچک مرکز تصویر کمی دورتر از بقیه باشد. چند ستارهای که در پیشزمینهی تصویر میبینید، جزو ستارههای کهکشان ما محسوب میشوند. مطالعهی گروههای کهکشانی مانند HCG 87 فرصت چگونگی تشکیل و تحول کهکشانها را فراهم میکند.
سیارهی سرخ از نگاه مریخنورد کنجکاوی
دو روز پیش، طبق تاریخ زمینی، مریخنورد کنجکاوی سومین سالگرد حضور بر سیارهی سرخ را جشن گرفت. دوربین Mast کنجکاوی نمایی پانوراما از بخشهای گوناگون سفر مریخنورد به کوه شارپ گرفته است؛ نمایی که شنها، ماسههای موّاج و سنگها را بر فراز تپهها نشان میدهد. کنجکاوی تکتک تصاویر این نمای ترکیبی را در روزهای 952 و 953 مریخی پس از فرودش در 6 آگوست 2012 (15 مرداد 1391)گرفته است.
پلوتوی سه بُعدی
ماه گذشته فضاپیمای «افقهای نو، New Horizons» این دو تصویر رنگی (با رنگهای واقعی) از پلوتو را هنگام عبور تاریخیاش از کنار این سیارهی کوتوله گرفت. اندکی تفاوت تشخیصپذیر میان ویژگیهای سطحی دو تصویر میبینید؛ دو تصویری که برای نخستین بار باکیفیت بسیار بالا بهشکل استریو (سه بُعدی) منتشر شدهاند. تصویر چپ، تصویری موزاییکی است که فضاپیما آن را در فاصلهی 450 هزار کیلومتری پلوتو گرفته است. فضاپیما تصویر راست را هنگامی گرفته که برای آخرین بار پلوتو را در حین گذرِ نزدیک میدیده است. جدا از تفاوت در تفکیکپذیری تصاویر، این دو تصویر با هم ترکیب شدهاند تا نمایی سه بُعدی از این دنیای دوردست به ما بدهند.
پرسشهای متداول (Smart FAQ)
۱. چرا سحابیها در عکسهای ناسا رنگهای بسیار متنوعی دارند در حالی که با تلسکوپ خانگی خاکستری به نظر میرسند؟
رنگهای خیرهکننده در تصاویر حرفهای به دلیل استفاده از فیلترهای باریکباند (Narrowband) است که طولموجهای خاص اتمها را ثبت میکنند. چشم انسان در نور کم حساسیت رنگی خود را از دست میدهد و سحابیها را به صورت لکههای غبارآلود خاکستری میبیند. دوربینهای دیجیتال با نوردهی طولانی میتوانند فوتونهای بسیار ضعیف را جمعآوری کرده و رنگهای واقعی یا کاذب علمی را آشکار سازند. این فرآیند به دانشمندان کمک میکند تا ترکیب شیمیایی و دمای هر بخش از سحابی را به دقت تشخیص دهند.
۲. آیا برخورد کهکشان آندرومدا با راه شیری باعث نابودی زمین خواهد شد؟
احتمال برخورد مستقیم دو ستاره در طول ادغام کهکشانی به دلیل فواصل نجومی بسیار عظیم، تقریباً معادل صفر است. زمین به احتمال زیاد از این رویداد جان سالم به در میبرد، اما موقعیت منظومه شمسی در کهکشان جدید تغییر خواهد کرد. این فرآیند حدود ۴ میلیارد سال دیگر آغاز میشود و تا آن زمان خورشید بسیار داغتر از امروز خواهد بود. در واقع، تغییرات خورشیدی بسیار زودتر از برخورد کهکشانی، شرایط زیست بر روی زمین را دشوار خواهد کرد.
۳. تفاوت اصلی بین یک شهاب و یک دنبالهدار در چیست؟
دنبالهدارها اجرام بزرگی از یخ و غبار هستند که در مدارهای بسیار طولانی به دور خورشید میگردند و کیلومترها وسعت دارند. شهابها در واقع ذرات بسیار کوچکی از بقایای دنبالهدارها یا سیارکها هستند که هنگام ورود به جو زمین میسوزند. دنبالهدارها را میتوان هفتهها در آسمان دید، اما شهابها تنها برای چند ثانیه به صورت ردی درخشان ظاهر میشوند. به زبان ساده، دنبالهدار «منبع» است و شهاب «اثری» است که از ذرات آن بر جای میماند.
۴. چرا ستارههای نوترونی یا تپاخترها تا این حد سریع میچرخند؟
این پدیده به دلیل قانون پایستگی تکانه زاویهای (Conservation of Angular Momentum) اتفاق میافتد که مشابه حرکت اسکیتباز روی یخ است. وقتی یک ستاره غولپیکر فرو میپاشد و به هستهای کوچک و چگال تبدیل میشود، سرعت دورانش به شدت افزایش مییابد. این کاهش شعاع از میلیونها کیلومتر به تنها چند ده کیلومتر، منجر به چرخشهای دیوانهوار میشود. تپاخترها با انتشار امواج رادیویی از قطبهای خود، مانند یک فانوس دریایی کیهانی در هر بار چرخش دیده میشوند.
۵. منظور از واحد نجومی (AU) در اندازهگیری فواصل فضایی چیست؟
واحد نجومی (Astronomical Unit) برابر با میانگین فاصله زمین تا خورشید، یعنی حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر است. از این واحد برای سادهسازی بیان فواصل بسیار زیاد در داخل منظومه شمسی استفاده میشود تا اعداد خواناتر باشند. به عنوان مثال، به جای گفتن ۴.۵ میلیارد کیلومتر، میگوییم فاصله نپتون تا خورشید حدود ۳۰ واحد نجومی است. این مقیاس به ستارهشناسان کمک میکند تا درک بهتری از ابعاد مداری سیارات و دنبالهدارها نسبت به زمین داشته باشند.
۶. آیا اتمسفر پلوتو دائمی است یا با دور شدن از خورشید از بین میرود؟
اتمسفر پلوتو عمدتاً از نیتروژن تشکیل شده و به شدت تحت تأثیر فاصله این سیاره از خورشید قرار دارد. وقتی پلوتو در مدار بیضوی خود از خورشید دور میشود، بخشی از اتمسفر آن منجمد شده و به صورت برف بر سطح مینشیند. با نزدیک شدن دوباره به خورشید، این یخها تصعید شده و دوباره لایه گازی نازکی را در اطراف سیاره شکل میدهند. این چرخه فصلی منحصربهفرد، باعث ایجاد تغییرات فشار جوی شدیدی در طول یک سال پلوتویی (۲۴۸ سال زمینی) میشود.
۷. چرا سحابی خرچنگ با نام «خرچنگ» شناخته میشود در حالی که شبیه آن نیست؟
نامگذاری این سحابی به سال ۱۸۴۴ میلادی باز میگردد، زمانی که ویلیام پارسونز آن را با تلسکوپی ابتدایی مشاهده کرد. در طرحی که او با دست کشید، رشتههای سحابی شباهت زیادی به پاهای خرچنگ داشتند و این نام از آن زمان باقی ماند. اگرچه تصاویر مدرن هابل جزئیات بسیار متفاوتی را نشان میدهند، اما سنتهای اخترشناسی باعث حفظ این نامهای تاریخی شده است. امروزه ما میدانیم که این ساختار، یک باقیمانده ابرنواختری (SNR) بسیار پیچیده است که هیچ شباهتی به سختپوستان ندارد.
جمعبندی نهایی
مشاهده کیهان از دریچه ابزارهای پیشرفتهای چون هابل، رزتا و افقهای نو، نه تنها دانش ما را از قوانین فیزیک گسترش داده، بلکه جایگاه ما را در این پهنه بیکران بازتعریف کرده است. از تپشهای منظم یک ستاره مرده در سحابی خرچنگ تا حرکت آرام اما مقتدرانه کهکشان آندرومدا به سوی ما، همگی گواهی بر زنده بودن و پویایی جهان هستند. درک این پدیدهها فراتر از یک کنجکاوی ساده، به ما میآموزد که زمین و هر آنچه در آن است، محصول مستقیم وقایعی است که در قلب ستارهها رخ داده است. سفر ما در میان این تصاویر کیهانی، یادآوری است بر این حقیقت که ما بخشی از یک کل عظیمتر و در هم تنیده هستیم که هنوز رازهای بیشماری برای کشف کردن در دل خود دارد.
شما کدام پدیده کیهانی را بیشتر دوست دارید؟
تماشای این تصاویر شگفتانگیز همیشه سوالات جدیدی در ذهن ایجاد میکند. آیا تا به حال تجربه رصد یکی از این پدیدهها را از نزدیک داشتهاید یا دوست دارید در آینده کدام گوشه از کهکشان با جزئیات بیشتری تصویربرداری شود؟ نظرات و کنجکاویهای خود را در بخش دیدگاهها با ما و سایر دوستان علاقهمند به نجوم در میان بگذارید تا با هم درباره اسرار فضا گفتگو کنیم.


















ارسال نقد و بررسی