اپل تی وی پلاس (Apple TV+) برخلاف رقبای خود که بر کمیت تمرکز دارند، استراتژی خود را بر پایه کیفیت حداکثری و همکاری با بزرگترین نامهای هالیوود بنا کرده است. این سرویس که در نوامبر ۲۰۱۹ کار خود را آغاز کرد، با سرمایهگذاریهای میلیاردی روی محتوای اورجینال (Original Content)، به سرعت جایگاه خود را به عنوان خانهی درامهای هوشمند و علمیتخیلیهای فاخر تثبیت کرد.
اپل در تولیدات خود وسواس عجیبی روی جزئیات فنی، طراحی صحنه و مفاهیم انتزاعی دارد که باعث شده هر اثر، چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده باشد.
ظهور و فلسفه تولید در اپل تی وی پلاس
اپل تی وی پلاس با شعار تکیه بر داستانگویی اصیل وارد میدان شد. سیر تحول این پلتفرم از یک سرویس نوپا به برنده جایزه اسکار و امی، نشاندهنده الگوی خاص آنها در «سریالسازی استودیویی» است. اپل به جای خرید آرشیوهای قدیمی، تمرکز خود را بر تولید آثاری گذاشت که هر کدام یک «رویداد» (Event) محسوب میشوند. آنها با استفاده از اکوسیستم سختافزاری خود، کیفیت پخش ۴کی (4K) و دالبی اتموس (Dolby Atmos) را به استانداردی اجباری تبدیل کردند. فلسفه اپل، ترکیب تکنولوژی روز با مفاهیم فلسفی مدرن مانند انزوا، بقا و اخلاقیات در دنیای دیجیتال است که در ادامه به بررسی مصادیق آن در پارت اول مقاله میپردازیم.
۰۱
سیلو (Silo)؛ معمای بقا در دنیای زیرزمینی
سریال سیلو به کارگردانی مورتن تیلدام (Morten Tyldum) و بازی خیرهکننده ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson)، یکی از پیچیدهترین آثار دیستوپیایی (Dystopian) سالهای اخیر است. داستان در آیندهای ویرانشده میگذرد که در آن ده هزار نفر در یک سیلوی عظیم زیرزمینی زندگی میکنند. نکته پنهان و فلسفه اصلی این سریال، مفهوم «حقیقت در برابر امنیت» است. سیلو به زیبایی نشان میدهد که چگونه اطلاعات میتواند به ابزاری برای کنترل تودهها تبدیل شود. از نظر انتزاعی، این سریال بازتابی از «غار افلاطون» است؛ جایی که ساکنان سیلو تنها سایههایی از حقیقت را بر روی نمایشگرها میبینند و هر کسی که بخواهد از غار خارج شود، با مرگ روبرو میگردد. طراحی تولید این سریال با تکیه بر معماری بروتالیست (Brutalist Architecture)، حس خفقان و ناامیدی را به بهترین شکل به بیننده منتقل میکند.
۰۲
تد لاسو (Ted Lasso)؛ روانشناسی خوشبینی در دنیای تلخ
تد لاسو فراتر از یک سریال کمدی ورزشی، یک دوره آموزشی در زمینه هوش عاطفی (Emotional Intelligence) است. جیسون سودیکیس (Jason Sudeikis) در نقش مربی فوتبال آمریکایی که به انگلیس میرود تا یک تیم فوتبال را رهبری کند، شخصیتی را خلق کرده که با «مهربانی رادیکال» تمام پیشفرضهای محیطی را میشکند. نکته پنهان سریال در نمایش آسیبپذیری مردانه (Male Vulnerability) و اهمیت سلامت روان است. برخلاف اکثر کمدیها که بر پایه تمسخر بنا شدهاند، تد لاسو بر پایه همدلی (Empathy) حرکت میکند. از دیدگاه جامعهشناختی، این سریال پادزهری برای فرهنگ سمی رقابت است و نشان میدهد که چگونه یک رهبر میتواند با تمرکز بر رشد فردی اعضای تیم، به جای پیروزی در زمین، در زندگی آنها تحول ایجاد کند.
۰۳
دفاع از جیکوب (Defending Jacob)؛ مرزهای لغزان اخلاق خانوادگی
این مینیسریال جنایی به کارگردانی مورتن تیلدام و با درخشش کریس ایوانز (Chris Evans) و میشل داکری (Michelle Dockery)، یک کالبدشکافی دقیق از مفهوم اعتماد است. داستان درباره معاون دادستانی است که پسرش متهم به قتل یک همکلاسی میشود. فلسفه انتزاعی سریال بر «ابهام اخلاقی» استوار است؛ اینکه یک والدین تا کجا حاضرند برای محافظت از فرزندشان در برابر قانونی که خود بخشی از آن هستند، پیش بروند. سریال به جای تمرکز بر «چه کسی قتل را انجام داد»، بر «این اتهام چه بلایی بر سر روان خانواده میآورد» تمرکز میکند. استفاده از طیف رنگی سرد و خاکستری در کارگردانی، به خوبی سرمای حاکم بر روابط از هم پاشیده را نشان میدهد و مخاطب را با این پرسش فلسفی رها میکند: آیا ما واقعاً کسانی را که دوست داریم، میشناسیم؟
۰۴
خدمتکار (Servant)؛ سوگواری در دنیای سوررئال
سریال خدمتکار به تهیهکنندگی ام. نایت شیامالان (M. Night Shyamalan)، یک تریلر روانشناختی است که در فضایی محدود و کلاستروفوبیک (Claustrophobic) روایت میشود. داستان با یک تراژدی آغاز میشود: زوجی که نوزاد خود را از دست دادهاند و برای کنار آمدن با این غم، از یک عروسک واقعگرایانه و یک پرستار مرموز استفاده میکنند. نکته پنهان این سریال، نمایش مکانیزمهای دفاعی ذهن در برابر ترومای شدید (Severe Trauma) است. از منظر نمادگرایی، خانه در این سریال به عنوان موجودی زنده عمل میکند که همزمان با فروپاشی روانی ساکنانش، دچار پوسیدگی میشود. بازیهای درخشان نل تایگر فری (Nell Tiger Free) و روپرت گرینت (Rupert Grint)، اتمسفری میان واقعیت و توهم ایجاد میکند که مخاطب را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
۰۵
برای تمام بشریت (For All Mankind)؛ تاریخ جایگزین و رویای فضایی
رونالد دی مور (Ronald D. Moore) در این سریال، یک سناریوی تاریخ جایگزین (Alternate History) را مطرح میکند: چه میشد اگر اتحاد جماهیر شوروی زودتر از آمریکا به ماه میرسید؟ این سریال با دقت علمی بالا و بررسی تاثیرات سیاسی و اجتماعی، رقابت فضایی را به شکلی متفاوت بازنویسی میکند. فلسفه سریال بر قدرت «اراده انسانی» و تاثیر شکست بر پیشرفت تأکید دارد. برخلاف تاریخ واقعی، در این سریال شکست آمریکا در رسیدن به ماه، باعث سرمایهگذاری چندین برابری و پیشرفتهای تکنولوژیک خیرهکنندهای میشود که جامعه را از نظر فرهنگی نیز متحول میکند (مانند پیشرفت زودتر حقوق زنان). انتزاع سریال در این است که چگونه یک تغییر کوچک در گذشته میتواند مسیر تمدن را به کلی دگرگون سازد.
۰۶
دیدن (See)؛ بازتعریف جهان بدون بینایی
سریال دیدن با بازی جیسون موموآ (Jason Momoa)، یکی از بلندپروازانهترین جهانسازیهای (World-building) اپل است. در آیندهای دور که نژاد بشر قدرت بینایی خود را از دست داده، ساختارهای اجتماعی بر پایه حواس شنیداری و بویایی بازسازی شدهاند. نکته فنی و برجسته سریال، همکاری با مشاوران نابینا برای طراحی حرکات، نبردها و سبک زندگی کاراکترهاست. از منظر فلسفی، سریال به نقد تمدن مدرن و چگونگی تبدیل شدن «دانش» به «افسانه» میپردازد. بازگشت بینایی به دو کودک، به عنوان یک معجزه یا نفرین نگریسته میشود که توازن قدرت را برهم میزند. این اثر تلاشی است انتزاعی برای درک اینکه چگونه حواس ما، درک ما از واقعیت و مذهب را شکل میدهند.
۰۷
سنترال پارک (Central Park)؛ سمفونی رنگ و آواز در قلب نیویورک
این انیمیشن موزیکال ساخته لورن بوچارد (Loren Bouchard)، خالق Bob’s Burgers، روایتی شاد و در عین حال نقادانه از تلاش یک خانواده برای نجات ریه تنفسی نیویورک یعنی پارک مرکزی است. نکته پنهان سریال در ساختار موسیقایی آن نهفته است؛ هر قسمت حاوی چندین قطعه ارجینال است که توسط موزیسینهای بزرگ نوشته شده و به جای صرفاً پر کردن زمان، وظیفه پیشبرد درام و شخصیتپردازی را بر عهده دارند. فلسفه انتزاعی «سنترال پارک»، تقابل میان «منفعت عمومی» و «طمع شخصی» است. سریال با زبان طنز و فرم بصری پرجنبوجوش، نشان میدهد که فضای سبز شهری تنها یک محیط تفریحی نیست، بلکه نمادی از بقای هویت انسانی در دل آسمانخراشهای بیروح است.
۰۸
تلاش (Trying)؛ کالبدشکافی مفهوم مدرن خانواده
سریال تلاش به کارگردانی جیم اوهانلون (Jim O’Hanlon)، یکی از صمیمیترین و انسانیترین کمدی-درامهای بریتانیایی است. داستان حول محور نیکی و جیسون میچرخد که به دلیل ناتوانی در فرزندآوری، وارد مسیر پرپیچوخم فرزندخواندگی میشوند. نکته پنهان سریال، نگاه واقعگرایانه آن به نقصهای انسانی است؛ قهرمانان داستان برخلاف الگوهای مرسوم، افرادی کاملاً معمولی با اشتباهات مکرر هستند. فلسفه سریال بر این اصل استوار است که «والد بودن» یک غریزه بیولوژیک نیست، بلکه مهارتی است که از طریق ایثار و یادگیری به دست میآید. «تلاش» با ظرافتی خاص، اضطرابهای نسل جوان را در مواجهه با مسئولیتپذیری به تصویر میکشد.
۰۹
قبل از تاریکی هوا به خانه برگرد (Home Before Dark)؛
قدرت روزنامهنگاری در دستان یک کودک
این سریال که بر اساس زندگی واقعی هیلد لیسیاک (Hilde Lysiak) ساخته شده، داستان دختر جوانی را روایت میکند که با انتقال به شهر کوچک پدرش، یک پرونده قتل قدیمی و سرپوشگذاشته شده را بازگشایی میکند. نکته پنهان و درخشان سریال، تضاد میان معصومیت کودکانه و تلخی حقایق بزرگسالانه است. فلسفه سریال بر «جستجوی حقیقت به هر قیمتی» تأکید دارد و نشان میدهد که چگونه ساختارهای قدرت در شهرهای کوچک تلاش میکنند با حفظ ظاهر، فساد سیستماتیک را پنهان کنند. هیلد در این سریال نمادی از نسل جدیدی است که با ابزار آگاهی و پرسشگری، سکوت نسلهای قبلی را در هم میشکند.
۱۰
حقیقت گفته شود (Truth Be Told)؛ وسواسِ پادکستهای جنایی و قضاوت عمومی
با بازی برنده اسکار، اکتاویا اسپنسر (Octavia Spencer)، این سریال به پدیده پادکستهای جنایی واقعی (True Crime) و تأثیر آنها بر بازگشایی پروندهها میپردازد. داستان درباره گزارشگری است که متوجه میشود احتمالاً با پادکست خود باعث محکومیت اشتباه یک بیگناه شده است. نکته پنهان سریال، نقد رسانههای مدرن و «عدالت نمایشی» در شبکههای اجتماعی است. فلسفه انتزاعی سریال، بررسی مرز باریک میان «گزارشگری حقیقت» و «بهرهبرداری تجاری از تراژدی» است. این اثر به زیبایی نشان میدهد که چگونه یک روایت رسانهای میتواند زندگی چندین نسل را تحت تأثیر قرار داده و حقیقت را زیر لایههایی از حدسیات و هیجانات کاذب مدفون کند.
۱۱
آمریکای کوچک (Little America)؛ پرترهای انسانی از رویای مهاجرت
این سریال آنتولوژی (هر قسمت یک داستان مجزا)، به دور از کلیشههای سیاسی، به روایت قصههای واقعی، خندهدار، عاشقانه و الهامبخش مهاجران در آمریکا میپردازد. نکته پنهان و متمایز «آمریکای کوچک»، تمرکز بر «جزئیات کوچک زندگی» به جای شعارهای بزرگ است؛ از مسابقات هجی کردن کلمات تا تلاش برای پخت یک غذای سنتی. فلسفه سریال، تکثرگرایی فرهنگی و بازتعریف مفهوم «خانه» است. اپل با این اثر نشان داد که قدرت داستانگویی در سادگی و صداقت نهفته است. هر اپیزود با نمایش عکسهای واقعی شخصیتهایی که داستانشان روایت شد، پیوندی عمیق میان سینما و واقعیت ایجاد کرده و به مخاطب یادآوری میکند که پشت هر آمار مهاجرتی، یک قلب تپنده و یک رویای بزرگ وجود دارد.
جمعبندی: چرا اپل تیوی پلاس آینده تلویزیون است؟
بررسی این ۱۱ سریال نشان میدهد که اپل تیوی پلاس با استراتژی «دستچین کردن محتوا»، به دنبال ایجاد یک کتابخانه ماندگار است نه یک انبار موقت. از درامهای فضایی مانند «برای تمام بشریت» تا تحلیلهای روانشناختی در «دفاع از جیکوب»، وجه مشترک تمام این آثار، استاندارد بالای تولید و احترام به شعور مخاطب است. اپل با هوشمندی توانسته است تکنولوژی و هنر را با هم ادغام کند تا هر سریال، تجربهای بصری و فکری باشد که فراتر از نمایشگرهای موبایل و تلویزیون، در ذهن مخاطب باقی بماند.









ارسال نقد و بررسی