۱۵ نکته شگفت‌انگیز درباره زندگی و میراث همفری بوگارت که باید بدانید | بازیگرها

۱۵ نکته شگفت‌انگیز درباره زندگی و میراث همفری بوگارت که باید بدانید | بازیگرها

همفری بوگارت (Humphrey Bogart) فراتر از یک بازیگر، نمادی تمام‌عیار از عصر طلایی هالیوود (Hollywood Golden Age) و چهره جاودانه سینمای نوآر (Film Noir) است. او با آن نگاه نافذ، صدای خش‌دار و شخصیت‌های چندبعدی، تعریف جدیدی از قهرمان و ضدقهرمان در تاریخ سینما ارائه داد. مردی که با «کازابلانکا» (Casablanca) به اوج شهرت رسید و با «ملکه آفریقایی» (The African Queen) جایزه اسکار را از آن خود کرد، زندگی پرفراز و نشیبی داشت که از ریشه‌های مرفه در نیویورک تا تبدیل شدن به بزرگ‌ترین ستاره مرد تاریخ سینما به انتخاب بنیاد فیلم آمریکا (AFI) گسترده شده است. در این مقاله جامع، به بررسی فکت‌های نایاب و تحلیل‌های عمیق پیرامون زندگی این اسطوره می‌پردازیم.

۰۱

ریشه‌های خانوادگی و تضاد با پرستیژ هالیوودی

برخلاف تصویر رایج از همفری بوگارت به عنوان یک مرد خشن و خیابانی، او در خانواده‌ای بسیار ثروتمند و باپرستیژ در نیویورک (New York) متولد شد. پدرش یک جراح سرشناس قلب و عروق و مادرش یک تصویرگر تجاری بسیار موفق بود. جالب است بدانید که عکس دوران نوزادی بوگارت توسط مادرش برای تبلیغ یک برند غذای کودک استفاده شد و او عملاً از بدو تولد یک چهره تبلیغاتی بود. این تضاد طبقاتی باعث شد که او در سال‌های ابتدایی فعالیتش، به سختی بتواند جایگاه خود را در نقش‌های جدی پیدا کند، زیرا لحن و رفتار اشرافی‌اش با نقش‌های گانگستری که بعدها به آن‌ها مشهور شد، همخوانی نداشت.

۰۲

راز جای زخم معروف و لکنت زبان خفیف

یکی از ویژگی‌های فیزیکی متمایز بوگارت، لب بالایی سفت و لکنت زبان بسیار ظریف او بود که به جذابیت شخصیت‌های او می‌افزود. منشأ این ویژگی به دوران خدمت او در نیروی دریایی (Navy) طی جنگ جهانی اول بازمی‌گردد. در مورد نحوه ایجاد این زخم روایت‌های متعددی وجود دارد؛ برخی معتقدند در اثر برخورد ترکش در حین نگهبانی ایجاد شده و برخی دیگر داستانی سینمایی‌تر را روایت می‌کنند که در آن یک زندانی در حال فرار با دستبند به صورت او ضربه زده است. این نقص فیزیکی که می‌توانست به پایان دوران بازیگری هر کسی منجر شود، برای بوگارت به یک امضای شخصی تبدیل شد که به او ظاهری سرسخت و آسیب‌دیده می‌بخشید.

۰۳

استاد شطرنج در پشت صحنه

بوگارت یک شطرنج‌باز (Chess Player) قهار در سطح مسابقات حرفه‌ای بود. او در دوران رکود بزرگ اقتصادی (Great Depression)، از طریق بازی شطرنج در پارک‌ها و کلوپ‌های نیویورک برای پول شرط‌بندی می‌کرد تا مخارج زندگی‌اش را تأمین کند. این مهارت ذهنی بالا در بازیگری او نیز متبلور بود؛ او همیشه با تمرکز و تحلیل دقیق در صحنه‌ها ظاهر می‌شد. در فیلم کازابلانکا، صحنه‌ای که او در حال بازی شطرنج است، در واقع ایده خود او بود تا جنبه روشنفکرانه و استراتژیک شخصیت ریک بلین (Rick Blaine) را به نمایش بگذارد. او حتی در زمان فیلم‌برداری، با مکاتبه از راه دور با بازیکنان دیگر به رقابت می‌پرداخت.

۰۴

بنیان‌گذار اصلی گروه رت پک

بسیاری از مردم به اشتباه تصور می‌کنند که فرانک سیناترا (Frank Sinatra) بنیان‌گذار گروه مشهور رت پک (Rat Pack) بوده است، اما در واقع این همفری بوگارت و همسرش لورن باکال (Lauren Bacall) بودند که این محفل دوستانه را پایه گذاری کردند. این گروه در ابتدا مجموعه‌ای از هنرمندان بود که برای فرار از فشارهای استودیویی و لذت بردن از زندگی شبانه در لاس‌وگاس گرد هم می‌آمدند. نام این گروه را لورن باکال زمانی انتخاب کرد که پس از یک شب‌زنده‌داری طولانی، به همسرش و دوستانش نگاه کرد و گفت شما شبیه یک گله موش صحرایی (Rat Pack) به نظر می‌رسید. پس از مرگ بوگارت، سیناترا رهبری گروه را بر عهده گرفت و آن را به شکلی که امروز می‌شناسیم تغییر داد.

۰۵

چالش قد و استفاده از کفش‌های پاشنه‌بلند

در سینمای کلاسیک، قد و قامت بلند یکی از پیش‌نیازهای ستاره بودن محسوب می‌شد. بوگارت با قدی حدود ۱۷۳ سانتی‌متر، نسبت به بسیاری از بازیگران زن آن زمان کوتاه‌تر بود. در فیلم کازابلانکا، زمانی که او باید در کنار اینگرید برگمن (Ingrid Bergman) قرار می‌گرفت، با مشکل مواجه شدند زیرا برگمن از او بلندتر بود. برای حل این مشکل، بوگارت مجبور بود از کفش‌هایی با پاشنه‌های مخفی و بلند (Lift Shoes) استفاده کند یا روی جعبه‌های چوبی بایستد. این ترفندهای فنی باعث شد که او در پرده سینما به عنوان مردی مقتدر و بلندقامت به نظر برسد، در حالی که در واقعیت فیزیک او کاملاً معمولی بود.

۰۶

تحول در مفهوم آنتی‌هیرو یا ضدقهرمان

پیش از بوگارت، قهرمانان سینما معمولاً افرادی بی‌عیب و نقص و مثبت بودند. بوگارت با بازی در فیلم‌هایی مانند «شاهین مالت» (The Maltese Falcon)، مفهوم ضدقهرمان (Anti-hero) را وارد فرهنگ عامه کرد. شخصیت سم اسپید (Sam Spade) مردی بود که به قانون اعتقاد چندانی نداشت، خودخواه بود و برای رسیدن به اهدافش از روش‌های خاکستری استفاده می‌کرد. این رویکرد رئالیستی به شخصیت‌پردازی، بازتابی از سرخوردگی‌های جامعه پس از جنگ و بحران‌های اقتصادی بود. جامعه‌شناسان معتقدند که بوگارت نماد مردی بود که در دنیای فاسد، سعی می‌کرد کد اخلاقی شخصی خودش را حفظ کند، حتی اگر این کد با قوانین رسمی تضاد داشته باشد.

۰۷

داستان عجیب فیلم ملکه آفریقایی و ویسکی

فیلم‌برداری ملکه آفریقایی در لوکیشن‌های سخت و خطرناک آفریقا انجام شد. در حالی که اکثر اعضای گروه فیلم‌برداری و حتی کاترین هپبورن (Katharine Hepburn) به دلیل نوشیدن آب آلوده دچار بیماری‌های شدید گوارشی و اسهال خونی شدند، بوگارت و کارگردان فیلم، جان هیوستون (John Huston)، کاملاً سالم ماندند. دلیل این اتفاق خنده‌دار و در عین حال فنی بود؛ بوگارت ادعا می‌کرد که چون او فقط ویسکی اسکاچ (Scotch Whisky) می‌نوشید و از لب زدن به آب‌های محلی خودداری می‌کرد، میکروب‌ها جرات نزدیک شدن به او را نداشتند. این موضوع به یکی از لطیفه‌های مشهور تاریخ سینما تبدیل شد که نشان‌دهنده سبک زندگی خاص و سرسختانه او بود.

۰۸

دیالوگی که هیچ‌گاه گفته نشد

یکی از مشهورترین دیالوگ‌های تاریخ سینما که به بوگارت نسبت داده می‌شود، جمله «دوباره بنواز، سم» (Play it again, Sam) در فیلم کازابلانکا است. اما حقیقت این است که بوگارت هیچ‌وقت این جمله را دقیقاً به این شکل در فیلم بر زبان نیاورد. جمله واقعی او این بود: «تو برای او نواختی، حالا برای من بنواز» (You played it for her, you can play it for me). این یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌های رسانه‌ای در تاریخ است که نشان می‌دهد چگونه حافظه جمعی می‌تواند یک خاطره سینمایی را بازسازی و تحریف کند. با این حال، این جمله اشتباه چنان قدرتمند شد که حتی وودی آلن فیلمی با همین نام ساخت.

۰۹

رابطه با لورن باکال؛ عشقی فراتر از سن

زمانی که بوگارت با لورن باکال در فیلم «داشتن و نداشتن» (To Have and Have Not) آشنا شد، او ۴۴ ساله و باکال تنها ۱۹ سال داشت. این اختلاف سنی ۲۵ ساله در آن زمان جنجال‌های زیادی به پا کرد، اما عشق آن‌ها به یکی از صادقانه‌ترین و پایدارترین روابط هالیوود تبدیل شد. شیمی بین این دو در مقابل دوربین چنان قوی بود که کارگردان مجبور شد بخش‌های بیشتری از فیلم‌نامه را به رابطه آن‌ها اختصاص دهد. آن‌ها تا زمان مرگ بوگارت در سال ۱۹۵۷ با هم ماندند. این رابطه به نوعی کلیشه‌های ازدواج‌های مصلحتی هالیوود را شکست و نشان داد که پیوند عاطفی واقعی می‌تواند در محیط بی‌رحم سینما نیز دوام بیاورد.

۱۰

مبارزه سیاسی در دوران تفتیش عقاید

در اواخر دهه ۱۹۴۰، زمانی که سناتور جوزف مک‌کارتی (Joseph McCarthy) موجی از تعقیب و تفتیش عقاید علیه کمونیست‌های احتمالی در هالیوود راه انداخت، بوگارت سکوت نکرد. او یکی از رهبران «کمیته متمم اول» (Committee for the First Amendment) بود و با هواپیمای شخصی خود گروهی از ستارگان را به واشینگتن برد تا علیه کمیته فعالیت‌های ضدآمریکایی (HUAC) اعتراض کنند. اگرچه بعدها تحت فشارهای شدید استودیو مجبور شد کمی عقب‌نشینی کند، اما شجاعت او در ایستادن مقابل سانسور دولتی، جنبه‌ای از شخصیت سیاسی و مدنی او را نشان داد که با پرتره همیشگی‌اش به عنوان یک فرد بی‌تفاوت، تضاد داشت.

۱۱

نماد استایل؛ ترنچ‌کت و کلاه فدورا

تأثیر بوگارت بر صنعت مد (Fashion) غیرقابل انکار است. او باعث شد که کت‌های بارانی یا ترنچ‌کت (Trench Coat) و کلاه فدورا (Fedora Hat) به نماد مردانگی، رازآلودگی و اقتدار تبدیل شوند. تا پیش از او، این لباس‌ها صرفاً جنبه کاربردی داشتند، اما بوگارت با پوشیدن آن‌ها در فیلم‌های نوآر، به آن‌ها هویتی دراماتیک بخشید. حتی امروز هم وقتی کسی با یقه ایستاده و کلاه لبه‌دار در تاریکی ایستاده است، ناخودآگاه به یاد همفری بوگارت می‌افتیم. این تأثیر بصری چنان عمیق است که در بسیاری از انیمیشن‌ها و فیلم‌های مدرن، برای نمایش یک کارآگاه یا شخصیت مرموز، مستقیماً از استایل او الگوبرداری می‌شود.

۱۲

پیروزی در اسکار مقابل رقبای جوان‌تر

در سال ۱۹۵۲، زمانی که همه انتظار داشتند مارلون براندو (Marlon Brando) برای بازی در «اتوبوسی به نام هوس» جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را ببرد، آکادمی این جایزه را به همفری بوگارت برای ملکه آفریقایی اهدا کرد. این پیروزی نشان‌دهنده احترام صنعت سینما به نسل قدیمی و مهارت‌های بازیگری کلاسیک در مقابل متد اکتینگ (Method Acting) نوظهور بود. بوگارت با فروتنی و طنز همیشگی‌اش در مراسم حضور یافت و ثابت کرد که تجربه و کاریزمای شخصی می‌تواند بر تکنیک‌های جدید و پرزرق‌وبرق غلبه کند. این تنها جایزه اسکار او در طول دوران حرفه‌ای‌اش بود، هرچند که او برای کازابلانکا و «شورش کین» (The Caine Mutiny) نیز نامزد شده بود.

۱۳

وسواس در انتخاب نقش و درگیری با کمپانی وارنر

بوگارت به دلیل مخالفت‌های مکرر با مدیران کمپانی وارنر برادرز (Warner Bros) به عنوان یک بازیگر دردسرساز شناخته می‌شد. او بارها به دلیل نپذیرفتن نقش‌های ضعیف یا تکراری تعلیق شد. او معتقد بود که یک ستاره باید روی کیفیت آثارش کنترل داشته باشد. این لجاجت هوشمندانه باعث شد که او از قالب یک گانگستر درجه دو خارج شده و به نقش‌های فلسفی‌تر و پیچیده‌تر برسد. در واقع، بسیاری از فیلم‌های درخشان او حاصل جنگیدن او برای تغییر دیالوگ‌ها یا ساختار داستانی بود. او به معنای واقعی کلمه، معمار پرسونای سینمایی خودش بود و اجازه نمی‌داد سیستم استودیویی او را مصرف کند.

۱۴

مرگ زودهنگام و افسانه مردی که هرگز پیر نشد

همفری بوگارت در سن ۵۷ سالگی بر اثر سرطان مری درگذشت. او تا آخرین لحظات زندگی‌اش طنز سیاه خود را حفظ کرد. گفته می‌شود آخرین جملات او به همسرش این بود: «هرگز نباید از ویسکی به مارتینی تغییر ذائقه می‌دادم». مرگ او در اوج پختگی هنری باعث شد که تصویر او در ذهن مخاطبان به عنوان یک مرد میانسال مقتدر منجمد شود. برخلاف بسیاری از ستارگان که دوران افول و پیری رقت‌باری را تجربه کردند، بوگارت در اوج از میان رفت و همین موضوع به ماندگاری افسانه او کمک کرد. تشییع جنازه او با حضور هزاران نفر برگزار شد و جان هیوستون در ستایش او گفت که او جایگزینی ندارد.

۱۵

تأثیر بر سینمای مدرن و فرهنگ عامه

میراث بوگارت تنها محدود به فیلم‌هایش نیست؛ او الگوی بسیاری از بازیگران بزرگ نسل‌های بعدی از جمله ژان پل بلموندو (Jean-Paul Belmondo) در موج نوی فرانسه (French New Wave) بود. حتی شخصیت‌های کارتونی مانند کارآگاهان نوآر در دنیای انیمیشن، همگی مدیون بازی‌های او هستند. بوگارت به ما آموخت که می‌توان خشن بود اما قلبی رئوف داشت، می‌توان شکست خورد اما با عزت نفس باقی ماند. او سینما را از قهرمانان پوشالی پاک کرد و به جایش انسانی را نشاند که با تمام زخم‌ها و دردهایش، همچنان برای حقیقت می‌جنگد. او نه تنها یک بازیگر، بلکه یک مکتب در بازیگری و رفتارشناسی مردانه است.

۱۵ نکته شگفت‌انگیز درباره زندگی و میراث همفری بوگارت که باید بدانید | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!