۰۱
نفوذ به قلب غبارآلود راه شیری
مرکز کهکشان ما، منطقهای است که در نور مرئی کاملاً سیاه و نفوذناپذیر به نظر میرسد؛ گویی پردهای ضخیم از جنس دوده (Soot) جلوی دیدگان ما را گرفته است. اما تلسکوپ فضایی اسپیتزر (Spitzer Space Telescope) با استفاده از آشکارسازهای فروسرخ خود، از این لایههای غبار عبور کرده و متراکمترین بخش ستارهای جهان ما را آشکار کرده است. جالب است بدانید که در مرکز این هیاهوی درخشان، سیاهچاله ابرپرجرم «کمان آ» (*Sgr A) قرار دارد که گرانش آن تمام این رقص ستارهای را مدیریت میکند.
تصویر موزاییکی پیش رو، در واقع ترکیبی از هزاران شات جداگانه است که پهنهای ۹۰۰ سال نوری را پوشش میدهد. رنگهای آبی نشاندهنده پیرمردهای کهکشان یعنی ستارههای سردتر هستند، در حالی که لکههای سرخ، سحابیهای داغی را نشان میدهند که در حال پختن ستارههای نوزادند. اگر میتوانستید با سرعت نور سفر کنید، ۲۶ هزار سال طول میکشید تا از زمین به این نقطه برسید؛ جایی که تراکم ستارهها به قدری زیاد است که شبهای آن هرگز تاریک نمیشود.
۰۲
خوشه NGC 602؛ جواهری در همسایگی
در حاشیه ابر ماژلانی کوچک (SMC)، خوشهای جوان و سرکش به نام NGC 602 قرار دارد که تنها ۵ میلیون سال سن دارد؛ در مقایسه با عمر ۴.۵ میلیارد ساله خورشید، این خوشه عملاً یک نوزاد کیهانی محسوب میشود. تشعشعات شدید ستارههای آبی و داغ مرکز این خوشه، دیوارههای غبار اطراف را به عقب رانده و ساختاری شبیه به یک تالار بزرگ ایجاد کرده است. این فرآیند که «فرسایش نوری» (Photoerosion) نام دارد، باعث شده تا مواد باقیمانده در لبهها فشرده شده و موج جدیدی از ستارهزایی را آغاز کنند.
نام عامیانه «مارمولک پرنده» برای سحابی میزبان این خوشه، ریشه در تخیل اخترشناسان آماتور دارد، اما از نظر علمی، این یک آزمایشگاه عالی برای مطالعه تکامل ستارهای در محیطهایی با فلزینگی (Metallicity) پایین است. برخلاف راه شیری، این منطقه عناصر سنگین کمتری دارد، بنابراین ستارههای آن خالصتر و بزرگتر رشد میکنند. تماشای این تصویر مثل این است که به گذشتههای دور جهان، زمانی که کهکشانها تازه در حال شکلگیری بودند، نگاه کنیم.
۰۳
سحابی CG4؛ هیولای گازی در تعقیب کهکشان
سحابی CG4 که به آن «گلبول دنبالهدار» (Cometary Globule) میگویند، یکی از عجیبترین اشکال هندسی را در فضای میانستارهای دارد. این ابر غلیظ با سری شبیه به دهان یک هیولا و دم به طول ۸ سال نوری، به نظر میرسد در حال بلعیدن یک کهکشان مارپیچی است. اما نترسید! این فقط یک خطای دید کیهانی است. آن کهکشان (ESO 257-19) در واقع ۱۰۰ میلیون سال نوری دورتر است و هیچ ارتباط فیزیکی با سحابی ما ندارد، درست مثل اینکه از دور دستتان را طوری بگیرید که انگار برج ایفل را بلند کردهاید.
دلیل شکلگیری این ساختار هنوز یک معمای علمی است، اما فرضیه غالب این است که بادهای ستارهای ناشی از انفجارهای ابرنواختری در سحابی بزرگ «صمغ»، این ابرهای گازی را به این شکل درآوردهاند. شوخی روزگار اینجاست که این هیولای ترسناک در دل خود در حال پرورش ستارههای بسیار کوچکی است که روزی ممکن است میزبان سیاراتی شبیه به زمین باشند. واقعاً فضای داخلی این سحابی به قدری سرد است که گازها به جای تابش، نور ستارههای پشت سر خود را کاملاً مسدود میکنند.
زنگ تفریح: وقتی ستارهها از ما خجالت میکشند!
آیا میدانستید سحابیها هم مثل ما ممکن است «بدعکسی» کنند؟ مثلاً همین سحابی CG4 که شبیه دهان باز است، اگر از یک زاویه دیگر به آن نگاه کنیم، ممکن است شبیه به یک دمپایی ابری بزرگ به نظر برسد! یا مثلاً در سحابی مورچه، دانشمندان ابتدا فکر میکردند ستاره مرکزی آن در حال منفجر شدن است، اما بعداً فهمیدند این ستاره فقط دارد با سرعت خیلی زیاد دور خودش میچرخد و گازها را مثل یک آبپاش چرخان به اطراف پرت میکند. کیهان واقعاً جای عجیبی است؛ جایی که یک توده گاز میتواند همزمان هم شبیه به یک هیولای فضایی باشد و هم شبیه به یک همبرگر نیمخورده!
۰۴
ستونهای پلیکان و جتهای هربیگ-هارو
سحابی پلیکان (Pelican Nebula) منطقهای است که در آن جنگی تمامعیار میان نور و غبار در جریان است. جتهای موسوم به هربیگ-هارو (Herbig-Haro objects) که در تصویر دیده میشوند، در واقع فوارههای گازی بسیار داغی هستند که از قطبین ستارههای نوزاد با سرعت صدها کیلومتر بر ثانیه شلیک میشوند. این فوارهها وقتی به ابرهای غبار اطراف برخورد میکنند، باعث درخشش آنها شده و مناظری شبیه به نیزههای نورانی در دل تاریکی ایجاد میکنند.
نکته جالب اینجاست که این سحابی همراه با همسایهاش، سحابی آمریکای شمالی، در واقع یک ابر گازی واحد هستند که توسط یک نوار غبار تیره از هم جدا شدهاند. اخترشناسان برای ثبت این تصویر از فیلترهای باریکباند (Narrowband) استفاده کردهاند تا اتمهای مختلف را با رنگهای مجزا نشان دهند؛ مثلاً اکسیژن یونیزه شده به رنگ آبی و هیدروژن به رنگ سرخ. این تفکیک رنگی به ما کمک میکند تا بفهمیم کدام بخشهای سحابی در حال داغ شدن و کدام بخشها در حال فروپاشی برای ساخت منظومههای جدید هستند.
۰۵
ابر عدسیوار و فریب فضاپیمایی
گاهی اوقات پدیدههای جوی زمین چنان با اجرام سماوی ترکیب میشوند که خطای دید عجیبی ایجاد میکنند. ابرها عدسیوار (Lenticular clouds) که معمولاً بر فراز قلهها شکل میگیرند، به دلیل ساختار طبقه به طبقه و صیقلیشان، قرنهاست که با بشقابپرندهها اشتباه گرفته میشوند. در این تصویر، حضور همزمان هلال ماه و سیاره زهره در کنار این ابر، حسی از یک ملاقات فرازمینی را القا میکند. این ابرها زمانی شکل میگیرند که هوای مرطوب روی یک مانع کوهستانی جریان یابد و امواج ایستاده ایجاد کند.
عکاس این صحنه در جزیره مادیرا (Madeira)، با زیرکی از یک شکست در برنامهریزی (ابری شدن هوا) یک فرصت هنری ساخته است. جالب است بدانید سیاره زهره که در تصویر میبینید، داغترین سیاره منظومه شمسی است و با وجود اینکه از خورشید دورتر از عطارد است، به دلیل اثر گلخانهای شدید، دمایی کافی برای ذوب کردن سرب دارد. تماشای این آرامش ظاهری در عکس، تضاد عجیبی با واقعیت خشن و جهنمی سطح زهره دارد.
۰۶
رقص محور زمین؛ وقتی نسر واقع قطبی میشود
آیا میدانستید ستاره قطبی (Polaris) همیشه راهنمای گمشدگان نبوده است؟ زمین مثل یک فرفره در حال تلوتلو خوردن است؛ پدیدهای که به آن «حرکت تقدیمی» (Precession) میگوییم. این حرکت باعث میشود محور چرخش زمین در یک چرخه ۲۶ هزار ساله، دایرهای بزرگ را در آسمان ترسیم کند. حدود ۱۲ هزار سال دیگر، ستاره درخشان نسر واقع (Vega) در صورت فلکی شلیاق، به قطب شمال آسمان نزدیک میشود و جای ستاره قطبی فعلی را میگیرد. این یعنی صورتهای فلکی که امروز میشناسیم، برای نوادگان دور ما کاملاً جابجا خواهند شد.
تصویر رد ستارگان (Star Trails) که در اینجا میبینید، در واقع یک شبیهسازی هوشمندانه است. عکاس با استفاده از سیستمهای ردیاب، توانسته منظرهای را خلق کند که انسانهای سال ۱۴۰۰۰ میلادی خواهند دید. نسر واقع یکی از مهمترین ستارهها برای اخترشناسان است و اولین ستارهای بود که (به جز خورشید) از آن عکسبرداری شد. این ستاره به قدری سریع دور خودش میچرخد که در استوا برآمده شده و شکلی شبیه به تخممرغ پیدا کرده است؛ حقیقتی که در عکسهای معمولی هرگز دیده نمیشود!
۰۷
سحابی مورچه؛ میراث یک مرگ نامتقارن
سحابی مورچه (Ant Nebula – Mz 3) یکی از بزرگترین چالشها برای نظریات کلاسیک تکامل ستارهای است. وقتی ستارهای شبیه خورشید میمیرد، انتظار میرود لایههای بیرونی خود را به صورت کروی دفع کند، اما اینجا ما با یک ساختار دو قطبی و پیچیده روبرو هستیم. طول این «مورچه» کیهانی حدود یک سال نوری است و گازها با سرعت خیرهکننده ۳.۵ میلیون کیلومتر بر ساعت به بیرون پرتاب میشوند. برخی اخترشناسان معتقدند یک ستاره همدم پنهان با گرانش خود، این خروجی را به شکل دو لوب (Lobe) متقارن درآورده است.
مطالعه این سحابی مثل نگاه کردن به یک گوی بلورین برای پیشبینی آینده خورشید ماست. حدود ۵ میلیارد سال دیگر، منظومه شمسی هم ممکن است منظرهای مشابه (البته شاید نه به این پیچیدگی) ایجاد کند. میدانهای مغناطیسی قدرتمند در مرکز این سحابی، مثل یک شتابدهنده ذرات عمل میکنند و گازهای یونیزه را به فضا تزریق میکنند. نامگذاری آن به عنوان “مورچه” هم صرفاً به خاطر شباهت ظاهری در تلسکوپهای زمینی است؛ وگرنه در مقیاس کیهانی، این یکی از خشنترین نقاط کهکشان است.
زنگ تفریح: نگهبانان قطبی یا بستنیهای غولآسا؟
در لاپلند فنلاند، درختان در زمستان به شکلی در میآیند که انگار ارواح سفیدپوش یا نگهبانان فضایی هستند. اما حقیقت خندهدارتر است؛ این درختان بختبرگشته زیر بار چند تن برف و یخ کمر خم کردهاند و به شکلی درآمدهاند که محلیها به آنها «تیکو» (Tykky) میگویند. اگر یکی از این درختان ناگهان تکانی بخورد و برفش را بتکاند، احتمالاً عکاس بیچاره از ترس سکته میکند! جالب است که در همین عکس، کمربند زهره در افق دیده میشود؛ پدیدهای که ربطی به سیاره زهره ندارد و در واقع سایه خودِ زمین است که روی جو افتاده است. یعنی همزمان هم داریم زمین را میبینیم و هم درختانی که ادای آدمفضاییها را در میآورند!
۰۸
خوشه سنبله؛ کلانشهری از کهکشانها
خوشه سنبله (Virgo Cluster) نزدیکترین ابرخوشه کهکشانی به ماست و به قدری عظیم است که راه شیری و کل گروه محلی ما را با نیروی گرانش خود به سمت خود میکشد. این منطقه شامل بیش از ۲۰۰۰ کهکشان است که در فضای میان آنها، گازهای فوقداغی با دمای میلیونها درجه وجود دارد که فقط در طیف پرتو ایکس (X-ray) دیده میشوند. کهکشان M87 که در این خوشه قرار دارد، همان کهکشانی است که اولین تصویر از افق رویداد سیاهچاله ابرپرجرم آن در سال ۲۰۱۹ ثبت شد.
در این تصویر، کهکشانهایی مثل «چشمهای مارکاریان» را میبینید که در حال تعامل گرانشی با یکدیگر هستند. این برخوردها باعث کشیده شدن بازوهای کهکشانی و فوران ستارهزایی میشود. نکته حیرتانگیز این است که بیشتر جرم این خوشه نه در کهکشانها و نه در گازهای مرئی، بلکه در ماده تاریک (Dark Matter) نهفته است. بدون ماده تاریک، این کلانشهر کهکشانی نمیتوانست انسجام خود را حفظ کند و اعضای آن در فضای بیکران پراکنده میشدند.
۰۹
ایستگاه فضایی؛ بالکن انسانی رو به کیهان
اتاقک کوپولا (Cupola) در ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS)، گرانقیمتترین و زیباترین پنجرهای است که بشر تا به حال ساخته است. این سازه هفتپنجرهای نه تنها برای هدایت بازوی رباتیک کانادارم ۲ (Canadarm2) حیاتی است، بلکه تنها جایی است که فضانوردان میتوانند به صورت پانوراما زمین را تماشا کنند. ایستگاه با سرعت ۲۷ هزار کیلومتر بر ساعت حرکت میکند، یعنی فضانوردان در هر شبانهروز ۱۶ بار طلوع و غروب خورشید را میبینند.
زندگی در این فلز پرنده، چالشهای بیولوژیکی عجیبی دارد؛ مثلاً به دلیل نبود گرانش، قد فضانوردان تا ۵ سانتیمتر بلندتر میشود و عضلات قلبشان تغییر شکل میدهد. این تصویر که در سال ۲۰۱۵ ثبت شده، یادآور این است که ما تنها گونهای هستیم که توانستهایم از گهواره زمین خارج شویم و به تماشای خانه خود از بیرون بنشینیم. بازوی رباتیکی که در عکس میبینید، در واقع نقش «دست» ایستگاه را دارد و فضاپیماهای باری را که به ملاقات ISS میآیند، شکار میکند.
۱۰
ستونهای آفرینش؛ بازگشت قهرمانانه هابل
هیچ تصویری در تاریخ نجوم به اندازه «ستونهای آفرینش» (Pillars of Creation) در سحابی عقاب مشهور نیست. این ستونهای غولآسا که از گاز هیدروژن سرد و غبار ساخته شدهاند، در واقع مهدهایی برای تولد ستارهها هستند. تصویری که در سال ۲۰۱۵ به مناسبت ۲۵ سالگی هابل گرفته شد، جزئیاتی بسیار دقیقتر از نسخه کلاسیک سال ۱۹۹۵ را نشان میدهد. بلندترین ستون در این عکس حدود ۴ سال نوری ارتفاع دارد؛ یعنی از اینجا تا نزدیکترین ستاره به خورشید (آلفا قنطورس)!
نکته دراماتیک اینجاست که برخی اخترشناسان معتقدند این ستونها ممکن است در واقعیت دیگر وجود نداشته باشند! شواهدی از یک انفجار ابرنواختری در نزدیکی آنها دیده شده که احتمالاً ۶۰۰۰ سال پیش آنها را نابود کرده است. اما چون سحابی ۶۵۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد، ما هنوز در حال تماشای نوری هستیم که پیش از تخریب از آنها ساطع شده است. ما عملاً در حال تماشای یک «شبح کیهانی» هستیم که تا ۵۰۰ سال دیگر از آسمان ما محو خواهد شد. این قدرت سفر در زمان است که نجوم به ما هدیه میدهد.
جمعبندی نهایی
کیهان، فراتر از یک فضای تهی، تابلویی زنده و پویاست که هر لحظه در حال بازنویسی قوانین خود است. از ستونهای آفرینش که میراث گذشتههای دور را به دوش میکشند تا ایستگاه فضایی که نماد پیشروی جسورانه انسان است، همگی نشان از پیوستگی ما با اتمهای ستارگان دارند. درک این مفاهیم، فراتر از لذت بصری، نوعی خضوع علمی را در ما بیدار میکند؛ چرا که میآموزیم ما نه مرکز جهان، بلکه ناظرانی خوششانس در یک سمفونی عظیم کهکشانی هستیم. هر تصویر، دریچهای است به سوی پاسخ به بزرگترین پرسشهای هستی و یادآور این نکته که ما، بخشی از کیهان هستیم که به خودآگاهی رسیده تا زیباییهای خودش را ستایش کند.
ستارهها در مرکز کهکشان راه شیری
غبار و گاز مرکز راه شیری را از چشم تلسکوپهای نوری پنهان کرده است اما در این تصویر تماشایی، دوربینهای فروسرخ تلسکوپ فضایی اسپیتزر به درون این غبارها نفوذ کردهاند و ستارههای منطقهی مرکزی و پرجمعیت کهکشان را آشکار کردهاند. این تصویر موزاییکی با رنگهای مصنوعی ستارههای پیرتر و سردتر را با رنگ آبی نشان میدهد؛ ابرهای غبارآلود با درخشش سرخ نمایانگر ستارههای داغ و جوان در سحابیها هستند. اما بهتازگی کشف شده است که مرکز کهکشان – در فاصلهی 26 هزار سال نوری از ما در صورت فلکی قوس – توانایی شکل دادن ستارههای نو را دارد. در فاصلهای که مرکز راه شیری با زمین دارد، این تصویر در حدود 900 سال نوری را پوشش میدهد.
NGC 602 در سحابی مارمولک پرنده
در نزدیکی ابر ماژلانی کوچک – کهکشانی که قمر راه شیری است و 200 هزار سال نوری از ما فاصله دارد- خوشهی جوان پنج میلیون سالهی NGC 602 قرار دارد.خوشهی NGC 602 (تقریباً در مرکز این نمای تلسکوپی) با گاز و غبار احاطه شده است. اندازهی زاویهای این خوشه به اندازهی ماه کامل در آسمان و قطر آن برابر با 200 سال نوری است. ظاهر این خوشه و لایههای درخشان درونیاش نشان میدهد که امواج پرانرژی و موجضربههای ستارههای جوان باعث دور شدن و پراکندگی گاز و غبار از مرکز خوشه و سحابی شدهاند. نام سحابی میزبان NGC 602 «سحابی مارمولک پرنده» است؛ اگر بالهای گستردهی این سحابی و تصویری از مارمولک پرنده را مقایسه کنید، متوجه میشوید که این نام برازندهی این سحابی است.
سحابی کروی CG4 با دنبالهای عجیب
در این نمای ژرف آسمان، سحابی کروی و کمنور CG4 را میبینید که 1300 سال نوری دورتر از ما در صورت فلکی کشتیدم قرار گرفته است. قطر این سحابی 1/5 سال نوری و طول دنبالهی آن 8 سال نوری است که بلندتر از هر دنبالهداری در منظومهی خورشیدی ما است. در واقع این ابر غبارآلود آنقدر مواد کافی دارد که بتواند چند ستارهی خورشیدمانند را شکل بدهد. این سحابی ظاهر بسیار عجیبی دارد و هنوز دانشمندان نمیدانند که چطور به این شکل رسیده است؛ بخشی از آن شبیه به دنبالهی بلند دنبالهدارها است که تقریباً نزدیک به ابرنواختر بادبان (در نزدیکی سحابی صمغ) قرار دارد درحالیکه سر این دنبالهدار که به شکل ابری کروی است. تقریباً در مرکز تصویر کهکشانی را از لبه میبینید که با اینکه ظاهراً بهنظر نزدیک به سحابی CG4 میرسد اما در واقع 100 میلیون سال نوری دورتر است.
ستونها و فورانهای سحابی پلیکان
سحابی پلیکان که بخشی از آن را در تصویر میبینید در صورت فلکی قو قرار دارد؛ محلی برای تولد ستارههای جدید که بخشهایی از آن را غبار تاریک پوشانده است. این غبارهای تاریک در جّوِ سرد ستارههای جوان شکل میگیرند و با بادهای ستارهای و انفجارهای قدرتمند پراکنده میشوند. فورانهای هربیگ-هارو (Herbig-Haro)، که در سوی راست تصویر میبینید، از ستارهها نشأت گرفتهاند و ستون غباری را – که میزبان آنها است و چند سال نوری گسترده شده – نابود میکنند. رنگهای این تصویر بهطور علمی تغییر کردهاند تا بر وجود نوری تأکید شود که از مقدار اندکی نیتروژن یونیزهشده، اکسیژن، گوگرد و مقدار بسیار زیادی هیدروژن و هلیم نشأت گرفته است. سحابی پلیکان ( یا Pelican Nebula – IC 5067, IC 5070) از ما 2000 سال نوری فاصله دارد و با تلسکوپی کوچک بالاتر از ستارهی درخشان آلفا-قو (Deneb) دیده میشود.
ابر، مریخ، زهره و ماه
کم پیش میآید که ابری چنین جالب و زیبا در عکستان جا خوش کند. درواقع ایدهی اصلی این تصویر بر این بود که در شب مقارنهی مریخ و زهره (یک هفته و نیم پیش) از این دو سیاره همراه با هلال ماه و ایستگاه فضایی بینالمللی عکسبرداری شود. اما متأسفانه در جزیرهی Madeira (مکان عکسبرداری) هوا ابری شد. روز بعد پیش از غروب خورشید این ابر عدسیوار (lenticular cloud) در آسمان ظاهر شد و عکاس خلاق، برنامهی جدیدی در پیش گرفت. چپ-پایین ابر هلال ماه و زهره درخشان دیده میشوند. با این حال این ابر بیشتر شبیه به فضاپیمایی است که همهی نگاه بیینده را بهسوی خود جلب میکند نور خورشید در حال غروب لایههای آن را روشن و درخشان کرده و سایههای زیبا و پیچیده ایجاد کرده است که میتوانید آن را در اینجا در ویدیو ببینید. زهره و مریخ اواخر ماه آگوست باز هم نزدیک به هم در آسمان ظاهر خواهند شد اما اینکه کجا میتوانید چنین ابری دوستداشتنی برای گرفتن عکس بیابید؛ معلوم نیست.
وقتی نسر واقع ستارهی شمال میشود
حدود ۱۲ هزار سال دیگر ستارهی نسر واقع٬ ستارهی شمالی خواهد شد؛ در آن زمان این ستاره٬ تنها ستارهی پرنور نزدیک به قطب شمال گنبد آسمان است. اگر در آن دوره دوربین عکاسی را برای عکاسی با نوردهی طولانی مدت روی سهپایهای بکارید و آن را روی ستارهی نسر واقع متمرکز کنید تصویر حاصل٬ منظرهای از رد ستارگان است که نقطهای نزدیک به نسر واقع در مرکز آن قرار دارد. تصاویر رد ستارگان بر اثر چرخش زمین بهدور خود خلق میشوند. واضح است که اکنون پرنورترین ستاره پیرامون قطب شمال آسمان همچنان ستارهی قطبی است اما با توجه به حرکت تقدیمی زمین این ستارهی جایش را تغییر خواهد داد. حرکت تقدیمی حرکتی شبیه به چرخش فرفره است که یک دورهی کامل آن برای زمین حدود ۲۶ هزار سال است. اگر دوربینتان آماده است و علاقه ندارید تا ۱۲ هزار سال دیگر منتظر باشید تا نسر واقع ستارهی شمالی شود به رد ستارهگان معاصر سمت چپ توجه کنید؛ در کنار آن نیز رد ستارگانی که قرار است در سال ۱۴۰۰۰ پس از میلاد دیده شود قرار دارد. هر دو تصویر٬ در ماه آوریل در منطقهای در پرتغال ثبت شدند. عکاس آسمان برای اینکه بتواند تصویر رد ستارههای نسر واقع را حدود ۱۲ هزار سال دیگر شبیه سازی کند از دو دوربین مجهز به پایهی «ردیاب ستارهای» استفاده کرده است تا بتواند با تلفیق چرخش هر دو آنها تغییر ظاهری قطب شمال گنبد آسمان را ایجاد کند.
سحابی سیارهنمای Mz3: سحابی مورچه
چرا این مورچه٬ شبیه یک کرهی بزرگ نیست؟ سحابی سیارهنمای Mz3 محصول مرگ ستارهای شبیه به خورشید است؛ ستارهای که بدون شک گرد است. اما چرا گازهایی که از این سحابی خارج شدهاند شکلی شبیه به شکل مورچه را تداعی میکنند که اصلاً گرد نیست. نشانههایی را میتوان برای پاسخ به این پرسش پیدا کرد که از جملهی آنها میتوان به گازهای خروجی این سحابی اشاره کرد که با سرعت ۱۰۰۰ کیلومتر بر ساعت از آن خارجی میشود که طول آن حدود یک سال نوری میشود. همچنین میدان مغناطیسی اطراف ستارهی مرکزی این سحابی ممکن است نشانهای دیگر باشد. یک پاسخ احتمالی ممکن است این باشد که سحابی Mz3 ستارهای دیگری٬ با نورکمتر در نزدیکی ستارهی درخشانتر پنهان کرده باشد. نظریهای دیگر هم وجود دارد که بر اساس آن گفته میشود ممکن است نوع چرخش و میدان مغناطیسی ستارهی اولیه چنین شکلی را پدید آورده باشد. از آنجایی که ستارهی مرکزی به خورشید بسیار شبیه است٬ منجمان امیدوارند بتوانند با مطالعهی بیشتر تاریخ این مورچهی کیهانی غولپیکر٬ به فهم بیشتری از آیندهی خورشید و زمین دست پیدا کنند.
نگهبانان شمالگان
چه کسانی از قطب شمال حفاظت میکنند؟ از نگاه کردن به تصویر بالا شاید بتوان گفت که احتمالاً درختان غولپیکر پوشیدهاز برف و یخ این مسئولیت را بر عهده دارند. تصویری حاضر٬ چند سال پیش در فصل زمستان در لاپلند فنلاند ثبت شد؛ در آنجا ممکن است دمای هوا بسیار کاهش پیدا کند و برف ببارد. هنگامی که درختهای این مناطق در پوشیده از برف میشوند به فضاییهای نگهبان شباهت پیدا میکنند و مناظر سورئالی شبیه به این را پدید میآورند. در دوردستها٬ پشت این تصویر غیرعادی زمینی٬ چشمانداز آشنایی دیده میشود: کمربند زهره که بخش تاریک آسمان را از روشنایی نور خورشید جدا کرده است زیرا خورشید از پشت عکاس در حال طلوع کردن است. طبیعتاً این منظره درختان و تصویر لاپلند در فصل بهار به گونهای دیگر خواهد بود.
قلب خوشهی کهکشانی سنبله
خوشهی کهکشانی سنبله٬نزدیکترین خوشهی کهکشانی به کهکشان راه شیری ماست. این خوشه آنقدر نزدیک است که از دید ناظر زمینی حدود ۵ درجهی آسمان را میپوشاند؛ این اندازهی تقریباً ۱۰ برابر اندازهی ظاهری ماه کامل در آسمان است. قلب خوشهی کهکشانی سنبله در فاصلهی ۷۰ میلیون سال نوری ما قرار دارد و شامل بیش از ۲ هزار کهکشان است. این خوشه٬ کشش گرانشی بهسزایی روی خوشهی کهکشانی محلی دارد که کهکشان راهشیری هم در آن عضو است. خوشهی سنبله نه تنها شامل کهکشانهای پرستاره است بلکه میزبان گازهای داغ فراوانی است که در طول موج پرتو-ایکس میتابند. حرکت کهکشانها به داخل و پیرامون خوشهها نشان میدهد که مقدار فراوانی مادهی تاریک در آنها وجود دارد که از مقدار مواد رویتپذیر بیشتر است. تصویر بالا قلب خوشهی سنبله را نشان میدهد که شامل کهکشانهای مسیه میشود که از جملهی آن میتوان به «چشمهای مارکاریان» در بالا سمت چپ٬ M86 اندکی بالاتر از مرکز در سمت راست٬ M84 کمی دورتر در سمت راست تصویر و کهکشان مارپیچی NGC 4388 در پایین تصویر اشاره کرد.
نوری از قو
برای جشن گرفتن نجومیِ سال جهانی نور، این تصویر را به نمایش گذاشتیم که نمایی شگفتانگیز از کهکشان فعال Cygnus A در طیف نور الکترومغناطیس است. این تصویر ترکیبی از اطلاعات پرتوی ایکس (به رنگ آبی) رصدخانهی فضایی چاندرا، امواج رادیویی و نور مرئی است. این کهکشان منبعی عظیم از پرتوی ایکس پُرانرژی است اما بیشتر به علت امواج رادیویی که کمترین انرژی را در طیف دارد، معروف است و یکی از بهترین سوژهها برای رادیوتلسکوپها است. Cygnus A در فاصلهی 600 میلیون سال نوری، یکی از نزدیکترین و قویترین منابع رادیویی به ما است. در این تصویر تابش رادیویی ( به رنگ سرخ) فورانهای این کهکشان را نشان میدهد که هرکدام 300 هزار سال نوری گسترده شده و از سیاهچالهی ابرپرجرم مرکزی آن نشأت میگیرند. نقاط گرمتر و داغ انتهای فورانها با بخشهای سردتر، و چگالتر ماده ترکیب شدهاند. نور مرئی فقط به هالههای زردرنگ محدود شده است که اطلاعات آن از تلسکوپ فضایی هابل و پیمایشگر دیجیتالیِ آن به دست آمده است تا این تصویر ترکیبی از چند طول موج را تکمیل کند.
نمای درونی ایستگاه فضایی بینالمللی
این تصویر (که در روز 4 ژانویه گرفته شده است) نمایی از درون اتاقک Cupola را نشان میدهد که هفت پنجره دارد و فضایی مناسب برای کنترل بازوی روبوتیک Canadarm2 است. این بازو را، که به فضانوردان در راهپیماییهای فضایی یاری میرساند و وظیفهی جابهجایی بارها و ابزارها را دارد، در سوی راست تصویر بیرون از پنجره میبینید. خود اتاقک Cupola به اتاقک دیگری (Tranquility module) متصل است که رو به زمین قرار گرفته و در بخش پایینی ایستگاه است. علاوه بر این تصویری پانوراما از زمین هم بهطور مبهمی در مرکز دیده میشود. ایستگاه بینالمللی با دورهی گردش 90 دقیقهای در ارتفاع 400 کیلومتری از زمین قرار گرفته است.
شکارچی فروسرخ
سحابی بزرگ شکارچی نمایی خیرهکننده دارد اگرچه با چشم غیرمسلح فقط به شکل لکهای مهآلود در صورت فلکی شکارچی (جبار) دیده میشود. در این تصویر موزاییکی با میدان دید باز و رنگهای غیرواقعی که در چهار نوار گوناگون فروسرخ گرفته شده است، این سحابی را همراه با گازهای داغ، غبار تیره و ستارههای تازه شکلگرفته میبینید. آنچه سحابی شکارچی (M42) را چنین درخشان میکند خوشهی ستارهای ذوزنقه (Trapezium) است که نزدیک مرکز این تصویر است. غباری که بیشتر این منطقه را دربرگرفته است، نور ستارههای درخشان (در این تصویر) را بازتاب میکند و درخششی نارنجی رنگ پیرامون خود این ستارهها ایجاد میکند. مجموعهی غبارآلود سحابی بزرگ شکارچی، که شامل سحابی سراسب هم میشود، به آهستگی در 100 هزار سال آینده پراکنده میشود. رصدخانهی WISE این تصویر را گرفته است.
ماهِ کامل آسیاببادی
این ماه کامل درخشان در جزایر قناری (جزیرهی Fuerteventura) پس از غروب خورشید طلوع کرده است. ماه که در شب 4 و 5 ژانویه به فاز کامل خود رسیده، نخستین ماه کامل پس از انقلاب زمستانی و نخستین ماه کاملِ سال جدید میلادی است. در آمریکای شمالی به نخستین ماه کامل ژانویه، «ماهِ گرگ» میگویند اما برای این ماه که در هوای گرگومیش در جزیرهای طلوع کرده که میزبان بادهای شدید و آسیابهای بادی سنتی است، نام دیگری باید انتخاب کرد. این تصویر تِلِه در فاصلهای از آسیاببادی گرفته شده است که قیاسی چشمگیر از اندازهی ظاهری آسیاببادی و ماه بهدست میدهد.
بازوی کهکشان مارپیچی NGC 1097 در کوره
کهکشان مارپیچی NGC 1097 در آسمان جنوبی، در فاصلهی 45 میلیون سال نوری از ما در صورت فلکی کوره قرار دارد. ستارههای صورتی رنگ، بازوی مارپیچی آبی این کهکشان را مانند نگینهایی درخشان تزئین کردهاند و این نمای رنگارنگ کهکشانی را شکل دادهاند. به نظر میرسد که این کهکشان دو همدم دارد یکی پایین و دیگری در سوی چپ کهکشان، در فاصلهی 40 هزار سال نوری از هستهی درخشان آن قرار گرفتهاند. در نوردهیهای بیشتر، فورانهای مرموز و کمنوری دیده میشود که از سوی چپ کهکشان و از بازوی آن رو به بیرون در حرکت است. در واقع تا بهحال 4 فوران در تصاویر NGC 1097 در نور مرئی دیده شده است. دنبالهی فورانها به هستهی کهکشان میرسد اما از آنجا نشأت نگرفتهاند. این فورانها شاید بهعلت برخورد کهکشانی میان NGC 1097 و کهکشانی کوچکتر ایجاد شده باشند و این جریانها باقیماندهی ستارههای فسیل و نابودشدهی گذشته هستند. هستهی کهکشان NGC 1097 – از دسته کهکشانهای سیفرت Seyfert (با تلفظ صحیح زایفرت) میزبان سیاهچالهای اَبَرپُرجرم است.
ستارههای تاج جنوبی
گاز و غبار کیهانی که در این نمای تلسکوپی میبینید در فاصلهای کمتر از 500 سال نوری از ما در مرز شمالی صورت فلکی تاج جنوبی (Corona Australis) قرار گرفته است. غبار مانع عبور نور ستارههای دورتر در راه شیری و ستارههایی میشود که تازه در حال شکل گرفتن هستند. گروهی از سحابیهای بازتابی با نامهای NGC 6726، NGC 6727 و IC 4812 نور ستارههای داغ و جوان این منطقه را بازتاب میکنند و به رنگ آبی دیده میشوند. در سوی چپ تصویر سحابی NGC 6729 دورتادور ستارهی متغیر و جوان R-تاج جنوبی را گرفته است و اندکی پایینتر کمانها درهمپیچیده و درخشانی دیده میشود که با نام «اجرام Herbig-Haro » شناخته میشوند. این نمای تلسکوپی یک درجه از آسمان را میپوشاند.
ستونهای آفرینش
دوربینهای تلسکوپ فضایی هابل (1990-2015) برای جشن 25 سالگی این تلسکوپ دوباره به ملاقات ستونهای آفرینش رفتهاند، ستونهایی که هابل در سال 1995 برای نخستین بار از آنها عکس گرفت. ستونهای آفرینش درواقع ابرهایی از گاز و غبارند که چند سال نوری گسترده شده و در فاصلهی 6500 سال نوری در سحابی عقاب (M16 در صورت فلکی مار) قرارگرفتهاند و محل تولد ستارههای نو هستند. این ظاهر زیبا و عجیب به علت بادهای قدرتمند و تابش شدید و درخشان فرابنفش ستارههای پرنور و پرجرم خوشهی M16 ایجاد شده است. این فضای پرتلاطم در سحابی عقاب که ستارهها در آن شکل میگیرند – و جزئیات بینظیری از آن در تصویر هابل ثبت شده است- شبیه به شرایطی است که خورشید منظومهی ما در آن شکل گرفته است. تلسکوپ فضایی هابل 25 سال است که در مدار زمین ( با ارتفاع کم) به کاوش و جستوجوی جهان مشغول است.
پوست روباه، تکشاخ و درخت کریسمس
میوهی درخت کاج، پوست روباه و درخت کریسمس چه چیز مشترکی دارند؟ فقط میتوان گفت که همهی آنها در صورت فلکی تکشاخ (Monoceros) درکنار هم قرار گرفتهاند. در این تصویر ناحیهای از فضا را میبینید که محل تولد ستارههای جدید است و با نام NGC 2264 شناخته میشود؛ ابری کیهانی از گاز و غبار که 2700 سال نوری از ما فاصله دارد. سحابی نشری با نور سرخی که از نور پرانرژی ستارههای تازه متولدشده برانگیخته شده است و با غبار میانستارهای تیره ترکیب شده است. از طرفی ابرهای غبار در کنار ستارههای جوان و داغ قرار گرفتهاند و نور آنها را بازتاب میکنند که باعث تشکیل شدن سحابی بازتابی شده است. گستردگی این تصویر در حدود قطر ماه کامل است و با توجه به فاصلهای که NGC 2264 از ما قرار دارد چیزی در حدود 30 سال نوری را پوشش میدهد. در این تصویر سحابی پوست روباه در گوشهی راست-پایین تصوی، ستارهی درخشان و متغیر S-تکشاخ اندکی بالاتر از پوست روباه و سحابی میوهی کاج در سوی چپ تصویر دیده میشود. ستارههای NGC 2264 با نام «خوشهی ستارهای درخت کریسمس» شناخته میشوند. درخت کریسمسی که نوک آن سحابی میوهی کاج و انتهای پهنتر آن ستارهی S-تکشاخ است.
قلب شکارچی
در نزدیکی مرکز این تصویر دقیق کیهانی، در قلب سحابی شکارچی، چهار ستارهی پرجرم و داغ وجود دارند که با نام ذوزنقه آنها را میشناسیم. این ستارهها در منطقهای به وسعت 1/5 سال نوری قرار گرفتهاند. تابش یونیزهشدهی فرابنفش این ستارهها، مخصوصاً درخشانترین آنها، Theta-1 Orionis C، این زایشگاه ستارهای را با درخششی خیرهکننده روشن میکند. خوشهی سحابی شکارچی که اکنون سه میلیون ساله است، در روزگار جوانی از این هم فشردهتر بوده است و بررسیها نشان میدهند که برخوردهای ستارهای باعث بهوجود آمدن سیاهچالهای عظیم با جرمی بیش از 100 برابر جرم خورشید در آن شدهاند. وجود سیاهچاله در این خوشه، تغییرات نور رصد شده از ستارههای ذوزنقه را بهخوبی توضیح میدهد. سحابی شکارچی 1500 سال نوری از ما فاصله دارد و عملاً نزدیکترین سیاهچاله به زمین است.
ابرنواختر بادبان
در این تصویر زیبا صفحهی کهکشان راه شیری را میبینید. این نمای تلسکوپی که 10 درجه از آسمان را میپوشاند، لبهی شمال غربی صورت فلکی بادبان و درخشانترین بخش آن یعنی باقیماندهی ابرنواختر بادبان را نشان میدهد (ابری از غبار و ذرات که از مرگ ستارهای پُرجرم باقی ماندهاند و در حال گسترشاند). نور انفجار این ابرنواختر 11 هزار سال پیش به زمین رسیده است و اکنون در میان گاز درخشان باقیمانده از آن،هستهی چرخان و بسیار چگالی وجود دارد که با نام «تپاختر بادبان» میشناسیم. این باقیماندهی ابرنواختری که 800 سال نوری از ما فاصله دارد در ابرِ بزرگتر و قدیمیتر سحابی صمغ(که خود باقیماندهی ابرنواختر دیگری است) قرار دارد.
دنبالهدار لاوجوی و سحابی دمبل کوچک
دنبالهی یونی بسیار زیبای لاوجوی حدود 3 درجه از این نمای تلسکوپی را به خود اختصاص داده؛ نمایی که در 20 فوریه ثبت شده است. پس زمینهی پرستارهی این تصویر شامل ستارهی آبی رنگ فی-برساوش و سحابی سیارهنمای زیبای M76 یا دمبل کوچک (بالای دنبالهدار) میشود. دمبل کوچک (همنام سحابی درخشانتر دمبل – M27) فقط بهاندازهی پهنای ماه کامل با گیسوی سبز لاوجوی فاصله دارد. دنبالهدار لاوجوی (C/2014 Q2) هماکنون در مسیر حرکت خود از فضای داخلی منظومهی خورشیدی حدود 10 دقیقهی نوری و 190 میلیون کیلومتر دورتر از زمین قرار گرفته است. اما سحابی دمبل کوچک حدود 3 هزار سال نوری دورتر از ما قرار دارد. لاوجوی به سوی شمال صورت فلکی ذاتالکرسی در حرکت است و نسبت به آنچه پیشبینی شده بود با سرعت کمتری درخشش خود را از دست میدهد؛ بنابراین هنوز هم هدف خوبی برای تلسکوپهای کوچک محسوب میشود.
سحابی رزتا غرق در هیدروژن و اکسیژن
از میان ابرهای گاز و غبارِ کیهانی این فقط سحابی رزتا نیست که تصویری از گل را به ذهن میآورد اما قطعاً مشهورترین سحابی از این دسته است. در لبههای ابر مولکولی بسیار بزرگ در صورت فلکی تکشاخ، تقریباً 5 هزار سال دورتر، باد و تابش ستارههای داغ و جوان مرکز خوشه، گلبرگهای این رز زیبا و متقارن را شکل دادهاند. ستارههای پرانرژی این خوشه که با نام NGC 2244 شناخته میشوند فقط چند میلیون سالهاند و سحابی رزتا (Rosette Nebula یا NGC 2237) در حدود 50 سال نوری میان آن گسترده شده است. این سحابی زیبا را میتوانید با تلسکوپی کوچک که بهسوی صورت فلکی تکشاخ (Unicorn ) نشانه رفته است، ببینید.
مقارنهی ماه، زهره و مریخ در آسمان شامگاهی
هشت سال پیش، آسمان شامگاهی در افق غربیاش میزبان زوج زیبای هلال ماه و زهرهی درخشان بود. تصویر این مقارنه و بازتاب زمستانی آن در دریاچه در 19 فوریهی سال 2007، در Bolu (ترکیه) گرفته شد. از 8 سال پیش تا بهحال زهره 13 بار در مدارش دور خورشید چرخیده است و اکنون دوباره این سیارهی زیبا همراه با خورشید در موقعیتی قرار گرفتهاند که آن زمان در آسمانِ زمین داشتند. امشب هلال ماه، زهره و خورشید دقیقاً به همان شکلی که 8 سال پیش در آسمان بودند، دیده خواهند شد. اما در روز 20 فوریه سال 2015 (امروز 1 اسفند 1393) به این جمع سیارهی مریخ هم اضافه خواهد شد. فردا شب هم در آسمان شامگاهی میتوانید مریخ کمنورتر را بسیار نزدیک به زهره بیابید.
خورشیدی مانند گلسرخ
گاهی خورشید شبیه به گل بهنظر میرسد؛ اما دقیقاً چه مواقعی؟ نمایی نزدیک از فامسپهر در نور سرخی که از هیدروژن ساطع میشود، منظرهای شبیه به این تصویر پیش رویتان میگذارد: خورشیدی شبیه به گل سرخ! رنگهای این تصویر، که در اکتبر 2014 از منطقهی فعال 2177 گرفته شده است، تغییر داده شدهاند. گلبرگهای اصلی تصویر درواقع رشتههای داغ پلاسما هستند که بعضی از آنها قطری بیشتر از قطر زمین دارند. وقتی از لبه به خورشید نگاه کنید به این رشتهها فورانهای داغ خورشیدی، سیخک یا spicules میگویند و اگر در مناطق غیرفعال خورشیدی آنها را ببینید، نام mottles (لکهلکه یا خالدار) را بر خود میگیرند. منطقهی فعال 2177 چند روزی بر خورشید باقی ماند تا اینکه میدان مغناطیسی قدرتمند خورشید سطح آن را باز پرآشوب کرد، آشوبی که همچنان تا الان ادامه دارد.
شفق بر فراز یخها
این تصویر فیشآی (چشم ماهی) با نمایی وسیع از آسمان و یخ در روز 1 فوریه از جنوبشرقی ایسلند در ساحل Jökulsárlón گرفته شده است. قطعات یخ روی ساحل شنی سیاه زیر نور ماه میدرخشند و ماه که تقریباً کامل است با هالهای درخشان احاطه شده است. کریستالهای یخ در ابرهای نازکِ ارتفاعات بالا نور ماه را بازمیتابانند و این هالهی 22 درجه را بهوجود میآورند. علیرغم وجود نور درخشان ماه، شفقهای زیبا در این نمای وهمانگیز میرقصند. از ابتدای ماه فوریه حضور این شفقها پررنگتر شده است چراکه بادهای پرانرژی خورشیدی (از تاج خورشید) به شدت با مغناطکرهی زمین برخورد میکنند. در این تصویر میتوانید مشتری درخشان را، که نزدیک به مقابله است، در سوی چپ تصویر بیرون از هالهی ماه ببیند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
۱. چرا رنگ سحابیها در عکسهای ناسا با آنچه با تلسکوپ میبینیم متفاوت است؟
بسیاری از سحابیها در طیفهایی تابش میکنند که چشم انسان قادر به دیدن آنها نیست. دوربینهای تلسکوپها دادههای فروسرخ یا فرابنفش را ثبت کرده و سپس دانشمندان آنها را به رنگهای مرئی اختصاص میدهند. این کار نه برای زیبایی، بلکه برای تفکیک عناصر شیمیایی مختلف در ابرهای گازی انجام میشود. بنابراین این تصاویر در واقع ترجمه بصری واقعیتهای فیزیکی هستند که فراتر از بیولوژی چشم ما قرار دارند.
۲. آیا ستاره نسر واقع واقعاً میتواند جای ستاره قطبی را در جهتیابی بگیرد؟
بله، به دلیل حرکت تقدیمی محور زمین، قطب شمال آسمانی در طول هزاران سال تغییر مکان میدهد. نسر واقع یکی از درخشانترین ستارههای آسمان است و جهتیابی با آن بسیار سادهتر از ستاره قطبی فعلی خواهد بود. البته این اتفاق در یک شب رخ نمیدهد و هزاران سال زمان لازم است تا محور زمین به سمت آن نشانه برود. برای انسانهای باستان نیز ستاره «ثعبان» در صورت فلکی اژدها نقش ستاره قطبی را ایفا میکرده است.
۳. منظور از «رنگهای مصنوعی» در تصاویر نجومی چیست؟
رنگ مصنوعی یا «رنگ کاذب» ابزاری برای آشکارسازی جزئیاتی است که در نور طبیعی پنهان میمانند. مثلاً در تصویر مرکز کهکشان، رنگ آبی به ستارههای قدیمی و قرمز به غبار گرم اختصاص داده شده است. این کدگذاری رنگی به اخترفیزیکدانان اجازه میدهد تا ساختار حرارتی و شیمیایی یک جرم آسمانی را در یک نگاه تحلیل کنند. بدون این تکنیک، بسیاری از تصاویر تلسکوپ اسپیتزر فقط به صورت لکههای خاکستری مبهم به نظر میرسیدند.
۴. چطور یک سحابی میتواند همزمان هم زایشگاه باشد و هم قبرستان ستارهای؟
این چرخه حیات در کیهان بسیار رایج است و مواد حاصل از مرگ یک ستاره، مواد اولیه ستاره بعدی را میسازد. وقتی یک ستاره پرجرم منفجر میشود، عناصر سنگینی را در فضا پخش میکند که باعث غنیسازی ابرهای گازی اطراف میشود. این ابرها تحت فشار موج انفجار متراکم شده و نسل جدیدی از ستارهها و سیارات را به وجود میآورند. در واقع اتمهای بدن ما همگی در قلب ستارههایی ساخته شدهاند که میلیاردها سال پیش منفجر شدهاند.
۵. آیا ممکن است در سحابیهایی مثل «پلیکان» یا «رزتا» حیات وجود داشته باشد؟
در داخل خود سحابی به دلیل تشعشعات فرابنفش شدید و دمای بسیار بالا، امکان وجود حیات به شکلی که میشناسیم نیست. اما در قرصهای پیشسیارهای که اطراف ستارههای جوان این سحابیها شکل میگیرند، مواد آلی و آب کشف شده است. این مناطق در واقع کارخانههای شیمیایی هستند که بلوکهای اولیه زندگی را تولید و در فضا پخش میکنند. پس سحابیها به طور مستقیم میزبان حیات نیستند، اما بستر لازم برای پیدایش آن را در آینده فراهم میکنند.
۶. تفاوت سحابیهای بازتابی و نشری در چیست؟
سحابیهای نشری مثل رزتا، خودشان نور تولید میکنند چون گازهای آنها توسط ستارههای داغ یونیزه شده و میدرخشند. اما سحابیهای بازتابی مثل ستارههای تاج جنوبی، صرفاً نور ستارههای نزدیک را مثل یک آینه یا مه غلیظ بازتاب میدهند. معمولاً سحابیهای نشری قرمز رنگ (به دلیل هیدروژن) و سحابیهای بازتابی آبی رنگ (به دلیل پراکندگی نور) دیده میشوند. تماشای ترکیب این دو نوع سحابی در یک قاب، یکی از زیباترین مناظر برای عکاسان نجومی است.
۷. چرا در برخی تصاویر کهکشانی، فورانهای جت از مرکز کهکشان خارج میشود؟
این جتها ناشی از فعالیت سیاهچالههای ابرپرجرم در هسته کهکشانهای فعال هستند که مواد را قبل از بلعیدن، شتاب میدهند. وقتی ماده به دور سیاهچاله میچرخد، میدانهای مغناطیسی فوقالعاده قوی ایجاد میشود که بخشی از ماده را با سرعت نزدیک به نور به بیرون پرتاب میکند. این فوارهها میتوانند صدها هزار سال نوری در فضا پیش بروند و حتی کهکشانهای همسایه را تحت تأثیر قرار دهند. تصویر کهکشان Cygnus A یکی از بهترین نمونهها برای نمایش این قدرت عظیم و ویرانگر کیهانی است.
شما کدام گوشه از کیهان را ترجیح میدهید؟
تماشای این تصاویر همیشه حس عجیبی از کوچکی و در عین حال عظمت فکر انسان را به همراه دارد. کدام یک از این پدیدهها برای شما شگفتانگیزتر بود؟ آیا فکر میکنید روزی انسان بتواند به نزدیکی یکی از این سحابیها سفر کند یا ترجیح میدهید از همین راه دور به تماشای این شکوه بنشینید؟ نظرات و کنجکاویهای خود را در بخش دیدگاهها با ما و دیگر دوستانتان به اشتراک بگذارید؛ ما مشتاقانه منتظر خواندن تحلیلهای شما هستیم!






























ارسال نقد و بررسی