«بازیگرها» گزارش میدهد
بازیگرها- گروه جامعه: درخشش زنان ایرانی در بازیهای آسیایی ناگویا را میتوان در جدول مدالها خلاصه کرد؛ سه طلا، هفت نقره و پنج برنز. اما شاید اهمیت واقعی این موفقیت در عددها نباشد. زنان ایرانی بار دیگر نشان دادند که هرجا فرصت حضور، آموزش و رقابت در اختیارشان قرار گرفته، توانستهاند در بالاترین سطوح ظاهر شوند. از این منظر، مدالهای ناگویا بیش از آنکه فقط یک موفقیت ورزشی باشند، یادآور یک پرسش اجتماعیاند: چه میزان از ظرفیت زنان ایرانی هنوز فرصت بروز پیدا نکرده است؟. در ورزش، هیچ استعدادی بدون تمرین، امکانات، مربی، مسابقه و حمایت به مدال تبدیل نمیشود. استعداد زمانی دیده میشود که امکان رشد پیدا کند. همین قاعده را میتوان به جامعه تعمیم داد. زنی که استعداد علمی دارد، برای تبدیل آن به دستاورد به آموزش و امکان فعالیت علمی نیاز دارد. زنی که توانایی اقتصادی دارد، برای کارآفرینی به فرصت، سرمایه و دسترسی به بازار نیازمند است. زنی که توان مدیریتی دارد، برای اثبات توانایی خود باید امکان حضور در فرآیند تصمیمگیری را پیدا کند. بنابراین بحث اصلی فقط این نیست که زنان ایرانی چقدر توانمندند؛ بحث این است که چه میزان امکان بالفعل شدن این توانمندیها را فراهم کردهایم.
تجربه زنان در ورزش، یک نشانه است
نگاهی به چند دهه گذشته نشان میدهد حوزه ورزش بهانه یا نشانه است. هرجا مسیر حضور زنان در ایران گستردهتر شده، موفقیت آنها نیز بیشتر دیده شده است. حضور گسترده زنان در دانشگاهها و موفقیت آنان در رشتههای مختلف علمی و تخصصی، نمونهای از همین روند است. این تجربه نشان میدهد که نمیتوان ظرفیت زنان را فقط از روی تعداد افرادی که امروز در جایگاههای بالا قرار دارند سنجید. بخشی از ظرفیت واقعی، متعلق به زنانی است که هنوز فرصت کافی برای ورود، تجربه و رقابت پیدا نکردهاند. در ورزش هم همین اتفاق رخ میدهد. برخی از مدالهای زنان ایران در ناگویا نخستینهای تاریخی بودند؛ از جمله طلاهای روئینگ و موفقیت زنان در رشتههایی که حضور آنها در آن تازهتر است. این «اولینها» یک پیام ساده دارند: با باز شدن یک میدان، ممکن است استعدادهایی دیده شوند که پیش از آن اساساً امکان دیده شدن نداشتهاند.
مسئله عدالت نیست؛ توسعه است
توجه بیشتر به زنان را نباید صرفاً از زاویه حمایت یا عدالت اجتماعی دید. موضوع، استفاده از سرمایه انسانی کشور نیز هست. هر جامعهای برای توسعه به دانش، خلاقیت، نیروی متخصص، کارآفرینی و مشارکت اجتماعی نیاز دارد. وقتی زنان، که بخش بزرگی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند، فرصت کمتری برای حضور و اثرگذاری داشته باشند، بخشی از ظرفیت انسانی جامعه نیز کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. به همین دلیل، موفقیت زنان در ورزش میتواند یک نمونه کوچک از یک مسئله بزرگتر باشد: هرچه فرصت مشارکت بیشتر شود، احتمال ظهور استعداد و تولید دستاورد نیز افزایش پیدا میکند.
بازیهای آسیایی میتواند بهانهای برای نگاه دوباره به این مسئله باشد.
طبیعی است که در روزهای پس از مسابقات از قهرمانان زن و مدالهایشان بگوییم؛ اما مهمتر این است که توجه به زنان با پایان مسابقات تمام نشود. اگر دختر ایرانی میتواند در یک رقابت آسیایی روی سکوی قهرمانی بایستد، باید از خود بپرسیم چه تعداد دختر دیگر با استعداد مشابه، هنوز به دلیل محدودیت امکانات، فرصت، آموزش یا امکان رقابت وارد این مسیر نشدهاند. و این پرسش را میتوان در حوزههای دیگر نیز مطرح کرد. چند زن مستعد علمی هنوز فرصت کافی برای پژوهش ندارند؟ چند زن توانمند اقتصادی هنوز نتوانستهاند ایده خود را به کسبوکار تبدیل کنند؟ چند زن با توان مدیریتی، فرهنگی یا اجتماعی هنوز فرصت تجربه و اثرگذاری پیدا نکردهاند؟ پاسخ به این پرسشها میتواند تصویر دقیقتری از «ظرفیت زنان» به ما بدهد.
زنان بیشتر؛ جامعه توانمندتر
شاید ارزش واقعی موفقیت زنان ایران در ناگویا این باشد که به ما یادآوری میکند توانمندی زنان یک ظرفیت بالقوه برای کل جامعه است، نه فقط برای خود زنان. وقتی یک زن در ورزش موفق میشود، یک مدال به دست میآید؛ اما وقتی مسیر مشارکت زنان در جامعه گستردهتر میشود، دستاورد میتواند بسیار فراتر از یک مدال باشد: تولید علم، ایجاد اشتغال، رونق اقتصادی، خلق اثر فرهنگی، مشارکت اجتماعی و تصمیمگیری بهتر. پس مدالهای ناگویا را میتوان یک نشانه دانست؛ نشانهای از ظرفیتی که وجود دارد. مسئله مهمتر، ساختن فرصتهایی است که این ظرفیت را از «بالقوه» به «بالفعل» تبدیل کند. مدال بهانه است؛ مسئله اصلی، دیدن و فعال کردن زنانی است که هنوز فرصت درخشیدن پیدا نکردهاند.
زن ایرانی و فرصتهای برابر
شاید مهمترین اتفاقی که با دیدهشدن زنان ایرانی در میدانهای جهانی رخ میدهد، خودِ مدال نباشد؛ تصویری باشد که از «زن ایرانی» در ذهن جامعه تغییر میکند. سالها زن را با دو تصویر جدا از هم دیدهایم؛ یا زنِ خانه و خانواده، یا زنِ فعال اجتماعی که برای حضور در بیرون از خانه باید از نقش نخست فاصله بگیرد. انگار میان این دو، دیواری وجود دارد و عبور از یکی به دیگری به معنای ترک کردن قبلی است. اما واقعیت زندگی بسیاری از زنان چنین دوگانهای نیست. زنی که در خانه مسئولیت میپذیرد، همان مهارت برنامهریزی، صبوری و مدیریت را میتواند در محیط کار به کار بگیرد. زنی که مادر است، لزوماً از فعالیت اجتماعی کنار نمیرود؛ همانطور که زنِ شاغل یا ورزشکار نیز با ورود به عرصه عمومی، از هویت خانوادگی خود جدا نمیشود. شاید مسئله اصلی همینجا باشد: چرا هنوز موفقیت زن را با میزان فاصله گرفتن او از خانه میسنجیم؟ وقتی یک زن در یک میدان جهانی میایستد، نباید این موفقیت را داستان «خروج از خانه» تعریف کنیم. او خانه را ترک نکرده تا به جهان برسد؛ جهان را به بخشی دیگر از زندگی خود اضافه کرده است. این نگاه، حتی درباره دختران نسل بعد هم اهمیت دارد. دختری که یک زن ایرانی را همزمان در نقش مادر، دانشمند، مدیر، هنرمند یا ورزشکار میبیند، دیگر مجبور نیست برای آیندهاش یکی از این هویتها را حذف کند. شاید پیشرفت واقعی همین باشد؛ نه اینکه زن را از خانه به جامعه منتقل کنیم، بلکه مرز مصنوعی میان خانه و جامعه را کمرنگ کنیم. زن ایرانی میتواند از خانه آغاز کند، اما قرار نیست افق زندگیاش به دیوارهای خانه ختم شود.
The post درخشش بانوان ایرانی در «ناگویا»؛ نشانهای روشن برای آینده ایران appeared first on روزنامه بازیگرها.












ارسال نقد و بررسی