انور خوجه، رهبر آلبانی، که دستور ساخت بیش از ۷۰۰ هزار سنگر بتنی در سراسر این کشور کوچک از بیم دشمن داده بود | بازیگرها

انور خوجه، رهبر آلبانی، که دستور ساخت بیش از ۷۰۰ هزار سنگر بتنی در سراسر این کشور کوچک از بیم دشمن داده بود | بازیگرها

در طول دوران جنگ سرد (Cold War)، کشور کوچک آلبانی شاهد یکی از عجیب‌ترین پروژه‌های مهندسی و نظامی در تاریخ معاصر بود. انور خوجه (Enver Hoxha)، رهبر این کشور، بر اساس یک پارانویای شدید سیاسی و نظامی، دستور ساخت بیش از ۷۰۰ هزار سنگر بتنی را صادر کرد تا از کشورش در برابر تهاجم‌های احتمالی محافظت کند. این پدیده که در تاریخ به آن سنگرسازی (Bunkerizimi) گفته می‌شود، نه تنها چهره آلبانی را برای همیشه تغییر داد، بلکه به نمادی از انزوای مطلق یک ملت تبدیل شد. امروزه این قارچ‌های بتنی بخشی از هویت بصری این کشور هستند. در این مقاله به بررسی ابعاد فنی، اجتماعی و تاریخی این اقدام می‌پردازیم که نشان می‌دهد چگونه ترس می‌تواند اقتصاد یک کشور را به مرز فروپاشی بکشاند.

۰۱

نسبت عجیب سنگرها به جمعیت

یکی از شگفت‌انگیزترین جنبه‌های این پروژه، مقیاس وسیع آن در مقایسه با وسعت کشور است. در دوره‌ای که این سنگرها ساخته می‌شدند، جمعیت آلبانی حدود ۳ میلیون نفر بود. این یعنی به ازای هر ۴ نفر، یک سنگر ساخته شده بود. انور خوجه قصد داشت کل کشور را به یک قلعه نفوذناپذیر تبدیل کند. این سنگرها در تمام نقاط ممکن، از سواحل دریای آدریاتیک گرفته تا قله کوه‌ها و حتی در حیاط خانه‌ها و قبرستان‌ها بنا شدند. این حجم از ساخت‌وساز در یک کشور کوچک، نه تنها از نظر لجستیکی (Logistics) یک چالش بزرگ بود، بلکه باعث شد آلبانی به پرتراکم‌ترین کشور جهان از نظر سازه‌های دفاعی تبدیل شود.

۰۲

تست مرگبار پایداری سازه

یک داستان معروف و تا حدی فان اما دلهره‌آور درباره مراحل طراحی این سنگرها وجود دارد. گفته می‌شود زمانی که اولین نمونه اولیه سنگر ساخته شد، انور خوجه از مهندس طراح پرسید که آیا از مقاومت آن در برابر آتش توپخانه اطمینان دارد یا خیر. پس از پاسخ مثبت مهندس، خوجه دستور داد که خود مهندس در داخل سنگر بماند و سپس یک تانک به سمت آن شلیک کند. خوشبختانه مهندس زنده ماند و سنگر تخریب نشد. این آزمایش خشن باعث شد که استانداردهای ساخت به شدت بالا برود و سنگرها با لایه‌های ضخیم بتن مسلح (Reinforced concrete) و فولاد تقویت شوند تا در برابر سنگین‌ترین حملات مقاوم باشند.

۰۳

انواع مختلف سنگرها و طراحی فنی

سنگرهای آلبانی در سه اندازه اصلی ساخته شدند. رایج‌ترین آن‌ها سنگر کوچک موسوم به کیو.زد (QZ) بود که برای یک یا دو سرباز طراحی شده بود. نوع دوم، سنگرهای فرماندهی بزرگ‌تر بودند که برای گروه‌های نظامی بزرگ‌تر استفاده می‌شدند و نوع سوم، تونل‌های عظیم زیرزمینی بودند که قرار بود در صورت حمله اتمی (Nuclear attack)، رهبران کشور و تجهیزات حساس را در خود جای دهند. طراحی گنبدی شکل این سنگرها به گونه‌ای بود که گلوله‌های توپ و خمپاره پس از برخورد منحرف شوند. از دیدگاه معماری نظامی، این سازه‌ها بسیار کارآمد بودند، اما از دیدگاه اقتصادی، هزینه‌ای کمرشکن بر دوش دولت سوسیالیست آلبانی گذاشتند.

۰۴

هزینه اقتصادی و عقب‌ماندگی عمرانی

ساخت ۷۰۰ هزار سنگر هزینه وحشتناکی داشت. برآورد شده است که هزینه ساخت هر سنگر معادل ساخت یک آپارتمان کوچک دو خوابه در آن زمان بود. در حالی که مردم آلبانی با کمبود شدید مسکن و جاده‌های مناسب دست و پنجه نرم می‌کردند، منابع کشور صرف تولید بتن و فولاد برای سنگرهایی می‌شد که هرگز مورد استفاده قرار نگرفتند. تحلیلگران اقتصادی معتقدند که اگر این بودجه صرف زیرساخت‌های غیرنظامی (Civilian infrastructure) می‌شد، آلبانی می‌توانست به یکی از توسعه‌یافته‌ترین کشورهای بالکان تبدیل شود. این پروژه به جای امنیت، فقر را برای دهه‌ها در این کشور نهادینه کرد.

۰۵

پارانویای سیاسی و انزوای بین‌المللی

انور خوجه پس از قطع رابطه با اتحاد جماهیر شوروی و سپس چین، احساس می‌کرد که آلبانی تنها مانده و هر لحظه ممکن است از سوی ناتو (NATO) یا پیمان ورشو (Warsaw Pact) مورد حمله قرار گیرد. این پارانویای سیستماتیک باعث شد که او به مردم تلقین کند که تمام دنیا دشمن آن‌ها هستند. سنگرسازی در واقع یک ابزار روان‌شناختی برای کنترل توده‌ها بود. وقتی در هر گوشه‌ای یک سنگر می‌بینید، ناخودآگاه همیشه احساس خطر می‌کنید و به رهبری که وعده محافظت از شما را می‌دهد، وابسته‌تر می‌شوید. این وضعیت در جامعه‌شناسی سیاسی به عنوان ذهنیت محاصره (Siege mentality) شناخته می‌شود.

۰۶

سنگرها به عنوان نماد عشق و زندگی روزمره

در یک جنبه جالب و کمتر دیده شده، این سنگرها در دوران جوانی نسل‌های گذشته آلبانی، به مکانی برای خلوت‌های عاشقانه تبدیل شده بودند. به دلیل کنترل‌های شدید اجتماعی و نبود فضاهای خصوصی، جوانان از این سنگرهای متروکه به عنوان سرپناهی برای دیدارهای مخفیانه استفاده می‌کردند. حتی اصطلاحی در زبان آلبانیایی به شوخی رواج یافته بود که این سنگرها بیشتر از آنکه جان سربازان را نجات دهند، شاهد شکل‌گیری رابطه‌های جدید بوده‌اند. این تضاد بین یک سازه خشن نظامی و کاربرد لطیف انسانی، یکی از پارادوکس‌های عجیب تاریخ آلبانی است.

۰۷

تغییر کاربری‌های خلاقانه در قرن بیست و یکم

پس از سقوط رژیم کمونیستی در سال ۱۹۹۰، مردم آلبانی با هزاران تن بتن مواجه شدند که جابه‌جایی آن‌ها غیرممکن به نظر می‌رسید. در نتیجه، خلاقیت جایگزین تخریب شد. امروزه بسیاری از این سنگرها به کافه‌های دنج، انبارهای علوفه، آغل حیوانات، پناهگاه‌های ساحلی و حتی موزه‌های هنری تبدیل شده‌اند. در تیرانا (Tirana)، پایتخت آلبانی، دو سنگر بزرگ ضد اتمی به موزه‌هایی به نام بانک‌آرت (Bunk’Art) تبدیل شده‌اند که تاریخ دوران سیاه کمونیسم را به گردشگران نشان می‌دهند. این تغییر کاربری نشان‌دهنده پیروزی زندگی و هنر بر ابزارهای جنگ و ترس است.

۰۸

بازتاب در سینما و ادبیات جهانی

پدیده سنگرسازی آلبانی سوژه چندین مستند و فیلم سینمایی بوده است. نویسندگان مشهوری همچون اسماعیل کاداره (Ismail Kadare)، در آثار خود به فضای خفقان‌آور و حضور همیشگی این سایه‌های بتنی اشاره کرده‌اند. در سینما، این سنگرها اغلب به عنوان نمادی از بیهودگی تلاش‌های انسانی برای رسیدن به امنیت مطلق از طریق جنگ‌افزار تصویر می‌شوند. مستندهایی که به زندگی در آلبانی مدرن می‌پردازند، معمولاً فصلی را به این موضوع اختصاص می‌دهند که چگونه یک ملت تلاش می‌کند با میراث فیزیکی یک دیکتاتور کنار بیاید و آن را به نفع صنعت توریسم به کار بگیرد.

۰۹

چرا تخریب این سنگرها غیرممکن است؟

بسیاری از گردشگران می‌پرسند چرا دولت آلبانی این سنگرها را به طور کامل جمع‌آوری نمی‌کند. پاسخ در مسائل فنی و مالی نهفته است. این سنگرها به قدری مستحکم ساخته شده‌اند که تخریب هر یک از آن‌ها نیازمند تجهیزات سنگین و مواد منفجره است که هزینه بسیار زیادی دارد. علاوه بر این، تخریب آن‌ها می‌تواند به محیط زیست (Environment) و زمین‌های کشاورزی اطراف آسیب بزند. در بسیاری از موارد، رها کردن آن‌ها یا تغییر کاربری‌شان بسیار به‌صرفه‌تر از حذف فیزیکی آن‌هاست. این سنگرها به نوعی با اکوسیستم آلبانی پیوند خورده‌اند و حذف آن‌ها چهره زمین را مخدوش می‌کند.

۱۰

مقایسه با خط ماژینو و سایر خطوط دفاعی

در تحلیل‌های نظامی، سنگرسازی آلبانی اغلب با خط ماژینو (Maginot Line) فرانسه مقایسه می‌شود. تفاوت اصلی در این است که خط ماژینو یک خط دفاعی مرزی بود، اما سنگرهای آلبانی تمام خاک کشور را پوشش می‌دادند. در حالی که خطوط دفاعی کلاسیک برای جلوگیری از ورود دشمن بودند، سیستم آلبانی بر اساس دکترین جنگ چریکی (Guerrilla warfare) طراحی شده بود تا در صورت اشغال کشور، هر شهروند بتواند از سنگر نزدیک خود به مبارزه ادامه دهد. این استراتژی در عصر موشک‌های هدایت‌شونده و جنگ‌های هوایی مدرن، عملاً منسوخ و بی‌فایده بود.

۱۱

تأثیرات زیست‌محیطی و منظره شهری

ساخت این تعداد سنگر نیازمند میلیون‌ها تن سیمان و آهن بود که استخراج و تولید آن‌ها آسیب‌های جدی به طبیعت آلبانی زد. از سوی دیگر، حضور این سازه‌ها در سواحل بکر باعث فرسایش خاک (Soil erosion) و تغییر الگوی جریان آب در برخی مناطق شده است. امروزه برخی هنرمندان با رنگ‌آمیزی این سنگرها به شکل کفشدوزک یا قارچ‌های رنگی، تلاش می‌کنند از خشونت بصری آن‌ها بکاهند. این تلاش‌ها بخشی از یک جنبش بزرگ‌تر برای آشتی با گذشته و تلطیف فضای عمومی شهرها و روستاهای آلبانی است.

۱۲

درس‌های تاریخی برای آیندگان

داستان ۷۰۰ هزار سنگر آلبانی یادآور این حقیقت تلخ است که چگونه منابع یک ملت می‌تواند فدای توهمات یک فرد شود. این سنگرها که قرار بود نماد قدرت و امنیت باشند، اکنون نمادی از بیهودگی و اتلاف منابع هستند. آن‌ها به ما می‌آموزند که امنیت واقعی نه در دیوارهای بتنی، بلکه در تعاملات سازنده بین‌المللی و توسعه اقتصادی نهفته است. آلبانی امروز با آغوش باز از گردشگران استقبال می‌کند و همان سنگرهایی که روزی برای کشتن دشمنان ساخته شده بودند، اکنون محلی برای عکس گرفتن و نوشیدن قهوه مسافران از سراسر جهان هستند.

انور خوجه، رهبر آلبانی، که دستور ساخت بیش از ۷۰۰ هزار سنگر بتنی در سراسر این کشور کوچک از بیم دشمن داده بود | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!