نکات تکان‌دهنده درباره کارتل فیبوس؛ وقتی شرکت‌های بزرگ برای خراب شدن عمدی زودهنگام کالاها همدست شدند | بازیگرها

نکات تکان‌دهنده درباره کارتل فیبوس؛ وقتی شرکت‌های بزرگ برای خراب شدن عمدی زودهنگام کالاها همدست شدند | بازیگرها

کارتل فیبوس (The Phoebus Cartel) یکی از تاریک‌ترین و در عین حال هوشمندانه‌ترین توافقات پنهانی در تاریخ صنعت است که کهنگی عمدی (Planned Obsolescence) را به جهان صنعت معرفی کرد. در سال ۱۹۲۴ میلادی، زمانی که تکنولوژی با سرعت در حال پیشرفت بود، مدیران ارشد بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدکننده لوازم الکتریکی در ژنو سوییس گرد هم آمدند تا نه برای بهبود کیفیت، بلکه برای کاهش عمدی طول عمر محصولات خود به توافق برسند. این نشست پنهانی، زیربنای سیستم مصرف‌گرایی مدرن را بنا کرد و باعث شد که ما امروزه با کالاهایی روبرو باشیم که درست پس از پایان دوره گارانتی، از کار می‌افتند. در این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این توطئه صنعتی و تأثیرات ماندگار آن بر اقتصاد و محیط زیست می‌پردازیم.

۰۱

ظهور کارتل فیبوس در قلب اروپا

در دسامبر ۱۹۲۴، نمایندگان غول‌های صنعتی مانند فیلیپس (Philips)، اوشرام (Osram) و جنرال الکتریک (General Electric) در ژنو ملاقات کردند تا کارتل فیبوس را تشکیل دهند. نام این کارتل از اساطیر یونان و خدای خورشید گرفته شده بود. هدف ظاهری آن‌ها استانداردسازی لامپ‌ها بود، اما در پشت پرده، آن‌ها برای تقسیم بازارهای جهانی و کنترل قیمت‌ها به توافق رسیدند. این اولین بار در تاریخ بود که یک سازمان بین‌المللی با هدف مهندسی معکوسِ پیشرفت، برای کاهش کارایی یک محصول فنی ایجاد می‌شد.

۰۲

کاهش دستوری عمر لامپ‌ها از ۲۵۰۰ به ۱۰۰۰ ساعت

پیش از سال ۱۹۲۴، لامپ‌های حبابی معمولی طول عمری نزدیک به ۲۵۰۰ ساعت داشتند. کارتل فیبوس به صورت کاملاً فنی و با تغییر در ضخامت رشته تنگستن (Tungsten Filament) و ترکیب گازهای داخل حباب، طول عمر استاندارد را به ۱۰۰۰ ساعت کاهش داد. مهندسان مجبور بودند محصولاتی تولید کنند که ضعیف‌تر باشند. این عدد ۱۰۰۰ ساعت نه بر اساس محدودیت تکنولوژی، بلکه بر اساس محاسبات دقیق اقتصادی تعیین شد تا چرخه خرید مصرف‌کننده سریع‌تر تکرار شود. هر شرکتی که لامپی با طول عمر بیشتر تولید می‌کرد، با جریمه‌های سنگین داخلی از سوی کارتل مواجه می‌شد.

۰۳

سیستم جریمه‌های پنهانی برای کیفیت بالا

یکی از ابعاد نایاب و فنی این کارتل، بروکراسی (Bureaucracy) پیچیده نظارتی آن بود. کارتل فیبوس آزمایشگاه‌های ویژه‌ای داشت که محصولات اعضا را به صورت دوره‌ای آزمایش می‌کردند. اگر لامپ‌های یک شرکت بیش از حدِ تعیین شده عمر می‌کردند، آن شرکت باید جریمه‌های نقدی هنگفتی پرداخت می‌کرد. اسناد تاریخی نشان می‌دهند که این جریمه‌ها بر اساس مقیاس‌های دقیق «فراتر از هزار ساعت» محاسبه می‌شدند. این یعنی برای اولین بار در صنعت، کیفیت بالا به عنوان یک تخلف تجاری تعریف شد که سود کل مجموعه را به خطر می‌انداخت.

۰۴

لامپ صدساله؛ سندی بر اثبات توطئه

در ایستگاه آتش‌نشانی شماره ۶ شهر لیورمور (Livermore) در کالیفرنیا، لامپی وجود دارد که از سال ۱۹۰۱ تا کنون روشن است. این لامپ که به لامپ صدساله (Centennial Light) معروف است، ثابت می‌کند که دانش فنی برای تولید کالاهای بادوام از قرن گذشته وجود داشته . تضاد میان این لامپ و لامپ‌های مدرنی که به سرعت می‌سوزند، به خوبی نشان می‌دهد که کارتل فیبوس چگونه مسیر علم را از «دوام» به سمت «مصرف‌گرایی» منحرف کرد. این لامپ امروزه به یک جاذبه توریستی و نمادی از مقاومت در برابر کهنگی عمدی تبدیل شده است.

۰۵

توجیهات اخلاقی و اقتصادی دروغین

کارتل فیبوس برای فریب افکار عمومی و نهادهای قانونی، از استدلال‌های شبه‌علمی استفاده می‌کرد. آن‌ها ادعا می‌کردند که کاهش طول عمر لامپ‌ها برای افزایش کارایی نوری (Luminous Efficacy) و کاهش مصرف برق ضروری است. آن‌ها می‌گفتند لامپ‌هایی که طول عمر زیادی دارند، به مرور زمان نور کمتری تولید می‌کنند و مصرف انرژی‌شان بالا می‌رود. اگرچه این حرف از نظر فیزیکی تا حدی درست بود، اما نسبتِ کاهش عمر به افزایش کارایی اصلاً منطقی نبود. این اولین نمونه از بازاریابی سیاه (Black Marketing) بود که در آن یک نقص فنی به عنوان یک مزیت برای مشتری فروخته می‌شد.

۰۶

ارتباط با روانشناسی مصرف و رکود بزرگ

تثبیت کهنگی عمدی با دوره رکود بزرگ اقتصادی (Great Depression) همزمان شد. برخی از اقتصاددانان آن زمان معتقد بودند که برای نجات اقتصاد و ایجاد اشتغال، باید مردم را مجبور به خرید مداوم کرد. این رویکرد جامعه‌شناختی باعث شد که مفهوم «کالای یک‌بار مصرف» به یک هنجار فرهنگی تبدیل شود. جامعه به سمتی رفت که در آن تعمیر کردن کالا (Repair) به عنوان یک رفتار ضداقتصادی و کهنه نگریسته می‌شد. کارتل فیبوس در واقع روانشناسی توده را تغییر داد تا مردم بپذیرند که اشیاء باید بمیرند تا اقتصاد زنده بماند.

۰۷

بازتاب در مستند «توطئه لامپ»

داستان این کارتل به زیبایی در مستند معروف «توطئه لامپ» (The Light Bulb Conspiracy) به تصویر کشیده شده است. این فیلم نشان می‌دهد که چگونه مدل کسب‌وکار فیبوس به سایر صنایع از جمله نساجی، خودرو و الکترونیک سرایت کرد. در این مستند، به مورد جالب جوراب‌های زنانه نایلونی (Nylon Stockings) اشاره می‌شود که در ابتدا به قدری مقاوم بودند که حتی برای کشیدن خودرو استفاده می‌شدند، اما شرکت‌های تولیدکننده برای تضمین فروش بعدی، فرمول نایلون را تغییر دادند تا به راحتی پاره شود. این فیلم پیوند عمیقی میان کارتل فیبوس و ساختار سرمایه‌داری مدرن برقرار می‌کند.

۰۸

مرگ کارتل و میراث نامرئی آن

کارتل فیبوس به صورت رسمی در سال ۱۹۳۹ و با شروع جنگ جهانی دوم منحل شد. پیچیدگی‌های جنگ و قطع روابط تجاری بین‌المللی باعث شد که این توافق پنهانی از هم بپاشد. اما میراث آن هرگز از بین نرفت. امروزه در دنیای فناوری دیجیتال، ما با کهنگی برنامه‌ریزی شده نرم‌افزاری (Software Obsolescence) روبرو هستیم؛ جایی که به‌روزرسانی‌های جدید باعث کند شدن عمدی دستگاه‌های قدیمی می‌شوند. کارتل فیبوس منحل شد، اما ایدئولوژی آن به DNA صنعت مدرن تبدیل شده است.

۰۹

چالش‌های زیست‌محیطی و پسماندهای الکترونیکی

یکی از فاجعه‌بارترین پیامدهای میراث فیبوس، انباشت پسماندهای الکترونیکی (E-waste) است. وقتی کالاها برای عمر کوتاه طراحی می‌شوند، حجم زباله‌های تولید شده به صورت تصاعدی افزایش می‌یابد. کشورهایی مانند غنا در آفریقا اکنون به مدفن زباله‌های الکترونیکی جهان تبدیل شده‌اند. این بحران زیست‌محیطی ریشه در همان نشست ژنو دارد که در آن تصمیم گرفته شد سود کوتاه‌مدت شرکت‌ها بر پایداری سیاره زمین ارجحیت داشته باشد. امروزه جنبش‌های زیست‌محیطی برای مقابله با این میراث، بر اقتصاد چرخشی (Circular Economy) تاکید دارند.

۱۰

حق تعمیر؛ نبردی علیه روح فیبوس

در سال‌های اخیر، جنبشی جهانی به نام حق تعمیر (Right to Repair) شکل گرفته است که مستقیماً با آرمان‌های کارتل فیبوس در تضاد است. شرکت‌های بزرگ مدرن با استفاده از پیچ‌های خاص، چسباندن قطعات و عدم ارائه نقشه‌های فنی، عملاً مانع تعمیر دستگاه‌ها توسط کاربران می‌شوند. این دقیقاً همان استراتژی کارتل در قرن گذشته است که حالا در بسته‌بندی‌های شیک تکنولوژیک ارائه می‌شود. قوانین جدید در اروپا و آمریکا در حال فشار آوردن به شرکت‌ها هستند تا محصولات خود را با قابلیت تعمیر بالاتر طراحی کنند.

۱۱

جاسوسی صنعتی در کارتل

جالب است بدانید که با وجود توافق، اعضای کارتل فیبوس به شدت به یکدیگر بی‌اعتماد بودند. آن‌ها جاسوسانی را به کارخانه‌های یکدیگر می‌فرستادند تا مطمئن شوند رقیب مخفیانه لامپی با عمر طولانی‌تر تولید نمی‌کند تا بازار را مال خود کند! این فضای پارانوئید باعث شد که سیستم بازرسی کارتل به یکی از دقیق‌ترین شبکه‌های نظارتی در تاریخ صنعت تبدیل شود. آن‌ها بیشتر از آنکه نگران پلیس یا دولت باشند، نگران رعایت «استاندارد خرابی» توسط همکاران خود بودند.

۱۲

مقایسه با پرونده‌های مشابه مدرن

پرونده کارتل فیبوس شباهت عجیبی به ماجرای کاهش سرعت آیفون‌های قدیمی توسط اپل (Apple) دارد که در سال ۲۰۱۷ افشا شد. اپل ادعا کرد که این کار برای محافظت از باتری است، اما منتقدان آن را نسخه‌ای دیجیتال از کهنگی عمدی فیبوس دانستند. تفاوت در اینجاست که امروزه به دلیل وجود اینترنت و افشاگران، پنهان کردن چنین توطئه‌هایی برای چندین دهه (مانند آنچه فیبوس انجام داد) بسیار دشوارتر شده است. با این حال، نبرد میان سودآوری و پایداری کالا همچنان یکی از چالش‌های اصلی جهان مدرن است.

پرسش‌های متداول درباره کارتل فیبوس

آیا کارتل فیبوس هنوز وجود دارد؟
خیر، این کارتل رسماً در سال ۱۹۳۹ منحل شد، اما روش‌های مدیریتی و استراتژی‌های فروش آن‌ها به الگوی استانداردی در بسیاری از صنایع تولیدی تبدیل شده است.

آیا لامپ‌های LED هم شامل کهنگی عمدی می‌شوند؟
بسیاری از کارشناسان معتقدند که خرابی زودرس لامپ‌های LED معمولاً به دلیل کیفیت پایین مدار درایور (Driver Circuit) است تا خودِ دیودهای نورانی. این می‌تواند نوعی کهنگی عمدی مدرن باشد.

چگونه می‌توانیم با کهنگی عمدی مقابله کنیم؟
حمایت از برندهایی که قطعات یدکی ارائه می‌دهند، استفاده از محصولات با گارانتی‌های طولانی و مطالبه قانونی برای تصویب قوانین حق تعمیر، از جمله راه‌های مقابله با این پدیده است.

نکات تکان‌دهنده درباره کارتل فیبوس؛ وقتی شرکت‌های بزرگ برای خراب شدن عمدی زودهنگام کالاها همدست شدند | بازیگرها

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها»

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «بازیگرها».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!