چرا زندگی هوارد هیوز، هنوز هم مرموز به نظر می‌رسد؟ | بازیگرها

چرا زندگی هوارد هیوز، هنوز هم مرموز به نظر می‌رسد؟ | بازیگرها

هوارد هیوز (Howard Hughes) یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین چهره‌های قرن بیستم بود که نامش با ثروت افسانه‌ای، نوآوری‌های هوانوردی و انزوای خودخواسته گره خورده. او که در ابتدا به عنوان یک قهرمان ملی، خلبان شجاع و تهیه‌کننده موفق سینما شناخته می‌شد، در دهه‌های پایانی عمر خود به شکلی ناگهانی از انظار عمومی ناپدید شد. این دگردیسی عجیب از یک سلبریتی پرشور به یک منزوی وسواسی، پرسش‌های بی‌پاسخی را در ذهن مردم و تاریخ‌نگاران باقی گذاشته است. در این مقاله به بررسی ابعاد پنهان و دلایل مرموز شدن زندگی هوارد هیوز می‌پردازیم.

۰۱

ریشه‌های وسواس فکری و اختلال اضطراب

یکی از اصلی‌ترین دلایلی که هوارد هیوز را به شخصیتی مرموز تبدیل کرد، ابتلای او به اختلال وسواس فکری عملی (Obsessive-Compulsive Disorder) بود که در آن زمان به درستی تشخیص داده نمی‌شد. او از ترس میکروب‌ها و آلودگی (Germophobia) رنج می‌برد. این وضعیت ریشه در کودکی او داشت، جایی که مادرش بیش از حد نگران سلامت او بود و او را از تماس با محیط بیرون منع می‌کرد. در دوران بزرگسالی، این وسواس به حدی شدید شد که او دستورالعمل‌های چند صفحه‌ای برای خدمتکارانش می‌نوشت تا نحوه شستن دست‌ها یا باز کردن در قوطی‌های کنسرو را با دقت میلی‌متری رعایت کنند. همین رفتارهای غیرعادی باعث شد او کم‌کم ارتباط خود را با دنیای واقعی قطع کند و به قلعه تنهایی خود پناه ببرد.

۰۲

تحول در صنعت هوانوردی و رکوردهای جهانی

هیوز فقط یک سرمایه‌دار نبود بلکه یک مهندس خودآموخته و خلبانی بی‌باک (Fearless Aviator) به شمار می‌رفت. او شرکت هواپیماسازی هیوز (Hughes Aircraft Company) را تاسیس کرد و شخصاً هواپیماهایی را طراحی نمود که مرزهای سرعت را جابه‌جا کردند. در سال ۱۹۳۸، او توانست رکورد پرواز به دور دنیا را بشکند و در کمتر از چهار روز این ماموریت را به پایان برساند. این دستاوردهای فنی، تصویری از یک ابرقهرمان واقعی را در ذهن مردم ساخت. تضاد میان این شجاعت در آسمان و انزوای مطلق در سال‌های بعد، یکی از بزرگترین معماهای زندگی اوست. او برای دستیابی به کمال فنی در طراحی هواپیما، مبالغ هنگفتی هزینه می‌کرد و گاهی برای تست یک قطعه کوچک، جان خود را به خطر می‌انداخت.

۰۳

ماجرای هواپیمای غول‌پیکر هرکولس

هواپیمای اچ-۴ هرکولس (H-4 Hercules) که به غاز صمغی (Spruce Goose) معروف شد، یکی از عجیب‌ترین پروژه‌های مهندسی تاریخ است. این هواپیما که تماماً از چوب ساخته شده بود، بزرگترین فاصله بین دو نوک بال را در زمان خود داشت. دولت آمریکا در طول جنگ جهانی دوم روی این پروژه سرمایه‌گذاری کرد، اما هواپیما تا پایان جنگ آماده نشد. منتقدان هیوز را به هدر دادن اموال عمومی متهم کردند، اما او در یک پرواز آزمایشی کوتاه ثابت کرد که این غول چوبی واقعاً می‌تواند پرواز کند. پس از این پرواز، او هواپیما را در یک سوله بزرگ با هزینه گزاف و تحت مراقبت شدید مخفی کرد و اجازه نداد کسی به آن نزدیک شود، که این خود به شایعات درباره پروژه‌های مخفی او دامن زد.

۰۴

سقوط‌های مرگبار و اعتیاد پنهان

تجربه‌های نزدیک به مرگ در چندین سانحه هوایی، تاثیر عمیقی بر سلامت جسمی و روانی هیوز گذاشت. بدترین حادثه در سال ۱۹۴۶ رخ داد، زمانی که او هنگام تست هواپیمای جاسوسی ایکس‌اف-۱۱ (XF-11) در یک محله مسکونی سقوط کرد. او به طرز معجزه‌آسایی زنده ماند اما دچار شکستگی‌های متعدد و سوختگی‌های شدید شد. برای تسکین دردهای مزمن ناشی از این تصادف، پزشکان به او مقادیر زیادی کدئین (Codeine) تجویز کردند. این موضوع منجر به یک اعتیاد طولانی‌مدت و پنهان شد که رفتارهای پارانوئید (Paranoid) او را تشدید کرد. بسیاری از تصمیمات غیرمنطقی او در سال‌های بعد را می‌توان به تخریب سیستم عصبی ناشی از مصرف این داروها نسبت داد.

۰۵

امپراتوری سینمایی و جنجال‌های هالیوود

هوارد هیوز در جوانی با ورود به هالیوود و ساخت فیلم‌های پرهزینه‌ای مانند فرشتگان جهنم (Hell’s Angels) نشان داد که در هنر نیز به دنبال شکستن مرزهاست. او برای این فیلم ناوگانی از هواپیماهای واقعی جنگی را خریداری کرد. او همچنین مالک استودیوی آر-کی-او (RKO Pictures) شد. برخورد او با ستارگان سینما و روابط عاشقانه متعددش با زیباترین زنان عصر خود، او را به تیتر اول روزنامه‌ها تبدیل کرده بود. با این حال، او به تدریج نسبت به دوربین‌ها حساس شد و از آن‌ها فرار کرد. جالب است که او در سال‌های پایانی زندگی، ساعت‌ها به تماشای فیلم‌های تکراری در اتاق تاریک خود می‌نشست، در حالی که دیگر حاضر نبود هیچ فیلم جدیدی تولید کند.

۰۶

پروژه مخفی آزوریان و همکاری با سازمان سیا

در دوران جنگ سرد، هوارد هیوز به یکی از مهره‌های کلیدی در پروژه‌های فوق‌سرری دولت آمریکا تبدیل شد. مشهورترین این همکاری‌ها، پروژه آزوریان (Project Azorian) بود. سازمان سیا (CIA) از پوشش شرکت‌های هیوز استفاده کرد تا یک کشتی غول‌پیکر به نام هیوز گلومار اکسپلورر (Hughes Glomar Explorer) بسازد. هدف ظاهری این کشتی، استخراج مواد معدنی از کف اقیانوس بود، اما هدف واقعی، بیرون کشیدن یک زیردریایی اتمی غرق شده شوروی از اعماق آب بود. این سطح از درگیری در عملیات‌های جاسوسی، لایه‌ای دیگر از ابهام و مخفی‌کاری را به زندگی او اضافه کرد و باعث شد بسیاری تصور کنند که او تحت حفاظت یا کنترل نهادهای امنیتی است.

۰۷

اقامت در هتل‌های لاس‌وگاس و تسخیر شهر

در دهه ۶۰ میلادی، هیوز به لاس‌وگاس (Las Vegas) نقل مکان کرد و طبقه بالای هتل دزرت این (Desert Inn) را اجاره کرد. وقتی مدیریت هتل از او خواست که آنجا را ترک کند، او به سادگی کل هتل را خرید! او سپس شروع به خرید چندین هتل و کازینوی دیگر کرد تا به بزرگترین مالک ملک در این شهر تبدیل شود. او می‌خواست لاس‌وگاس را از یک شهر تحت کنترل گروه‌های مافیایی به یک مرکز تفریحی مدرن و لوکس تبدیل کند. نکته عجیب این بود که او در تمام این مدت، هرگز از اتاق خود خارج نشد و تمام دستورات را از طریق یادداشت و تلفن به دستیارانش منتقل می‌کرد. این حضور نامرئی در قلب یکی از شلوغ‌ترین شهرهای دنیا، او را به یک اسطوره زنده تبدیل کرد.

۰۸

تیم دستیاران مورمون و حصار امنیتی

هیوز برای مدیریت زندگی شخصی خود گروهی از مردان را استخدام کرده بود که عمدتاً از اعضای کلیسای مورمون (Mormon) بودند. او به این دلیل آن‌ها را انتخاب می‌کرد که مورمون‌ها به انضباط شدید، عدم مصرف الکل و سیگار شهرت داشتند. این افراد که به مافیای مورمون معروف شدند، تنها کسانی بودند که به او دسترسی داشتند. آن‌ها موظف بودند محیط زندگی او را کاملاً استریل نگه دارند و تمام تماس‌های او با دنیای خارج را فیلتر کنند. این سیستم باعث شد که حتی نزدیک‌ترین دوستان و شرکای تجاری سابقش نیز نتوانند با او ملاقات کنند، که این موضوع شایعاتی مبنی بر زندانی بودن یا حتی مرگ زودهنگام او را بر سر زبان‌ها انداخت.

۰۹

رژیم غذایی عجیب و عادات بهداشتی افراطی

در سال‌های پایانی، عادات غذایی هیوز به شدت محدود و تکراری شده بود. او گاهی هفته‌ها فقط یک نوع غذای خاص مانند جوجه کبابی یا نوعی شکلات خاص را مصرف می‌کرد. او به شدت از لمس اشیاء بدون دستمال کاغذی امتناع می‌کرد و خدمه باید لایه‌های متعددی از دستمال را دور وسایل می‌پیچیدند. او ناخن‌های خود را ماه‌ها کوتاه نمی‌کرد و اجازه نمی‌داد کسی موهایش را اصلاح کند. این تصویر از ثروتمندترین مرد جهان که در میان تلی از روزنامه‌های قدیمی و دستمال‌های بهداشتی زندگی می‌کند، تضادی تکان‌دهنده با پرستیژ اجتماعی او داشت و نشان‌دهنده فروپاشی کامل سلامت روان او در اثر عدم درمان بود.

۱۰

ماجرای کتاب جعلی خودزندگی‌نامه

در سال ۱۹۷۱، نویسنده‌ای به نام کلیفورد اروینگ (Clifford Irving) ادعا کرد که با هوارد هیوز ملاقات کرده و اجازه یافته تا زندگی‌نامه او را بنویسد. این خبر بمب خبری بزرگی بود چون هیوز سال‌ها با هیچ خبرنگاری صحبت نکرده بود. ناشران مبالغ هنگفتی برای چاپ این کتاب پرداخت کردند. اما هیوز در یک کنفرانس تلفنی نادر با خبرنگاران، اعلام کرد که هرگز این فرد را ندیده و کتاب کاملاً جعلی است. این اتفاق یکی از معدود دفعاتی بود که صدای او پس از سال‌ها شنیده شد و ثابت کرد که او هنوز زنده و هوشیار است، اگرچه همچنان از دیده شدن امتناع می‌کرد. این رسوایی ادبی باعث شد مرموز بودن او بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

۱۱

مرگ در پرواز و هویت غیرقابل شناسایی

هوارد هیوز در سال ۱۹۷۶ در حالی که با هواپیما از مکزیک به هیوستون (Houston) منتقل می‌شد، درگذشت. وضعیت جسمانی او به قدری وخیم بود که حتی کادر پزشکی در ابتدا نتوانستند هویت او را تایید کنند. او به شدت لاغر شده بود و ظاهرش هیچ شباهتی به عکس‌های دوران جوانی‌اش نداشت. پلیس مجبور شد برای تایید هویت او از اثر انگشت استفاده کند. مرگ او نیز مانند زندگی‌اش با حاشیه همراه بود؛ وصیت‌نامه‌های جعلی متعددی ظاهر شدند و نبردهای حقوقی بر سر میراث چندین میلیارد دلاری او سال‌ها به طول انجامید. نبود یک وصیت‌نامه قطعی و روشن، آخرین قطعه از پازل مرموز زندگی او بود.

۱۲

میراث هیوز در فرهنگ عامه و سینما

داستان زندگی هیوز الهام‌بخش آثار هنری بسیاری بوده است. مشهورترین آن‌ها فیلم هوانورد (The Aviator) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) و بازی لئوناردو دی‌کاپریو است که به خوبی نبوغ و زوال او را به تصویر می‌کشد. او همچنین الهام‌بخش شخصیت‌های داستانی مانند تونی استارک (Tony Stark) در دنیای کمیک‌های مارول بوده است. جذابیت هیوز برای جامعه‌شناسان در این است که او نمادی از تناقضات رویای آمریکایی (American Dream) محسوب می‌شود؛ مردی که همه چیز داشت اما در نهایت در تنهایی و ترس از دست دادن سلامتی، جان خود را از دست داد. مطالعه زندگی او دریچه‌ای به سوی شناخت تاثیر قدرت و ثروت بر روان انسان می‌گشاید.